پس از غصب فدك به دست ابوبكر و عمر، حساسیت خاصى كه نسبت به این سرزمین بود مضاعف شد و صُوَر مختلفى از غصب در مراحل بعدى بر آن اعمال شد:
- (كه فرضاً قابل ارث بردن نبود!!) آن را به وارثان پیامبر باز گرداند، به شرط آنكه طبق رفتار ابوبكر و خود عمر تا آن زمان، نسبت به آن رفتار كنند! یعنى فقط در اختیار آنان باشد ولى درآمد آن به مصرف بیت المال برسد![1] این پیشنهاد از طرف عمر به عباس عموى پیامبر و امیرالمؤمنین7 بود در حالى كه باید آن را به وارثان فاطمه3 باز مىگرداند و تحت تصرف كامل آنان قرار مىداد. با همهى اینها سندى هم وجود ندارد كه امیرالمؤمنین7 این پیشنهاد را پذیرفته باشد و باز گرداندن فدك عملاً انجام شده باشد.
روایت دیگرى در این زمینه وجود دارد؛ كه عمر برخى صدقات پیامبر را بازگرداند، ولى فدك باز نگرداند و گفت: صدقهى پیامبر است كه مربوط به حقوق و مشكلات آن حضرت بوده و باید اختیار آن، در دست حاكم وقت باشد![2]
2. عثمان پس از مرگ عمر، سرزمین فدك را بازپس گرفته، همهى آن را در اختیار مروان بن حكم گذاشت.[3]
- 7 فدك را سه قسمت كرد: ثلث آن را به مروان و ثلث آن را به عَمرو فرزند عثمان و ثلث آن را به پسرش یزید داد. پس از آنكه معاویه مروان را بر كنار كرد فدك را هم از او گرفت. بار دیگر كه مروان از طرف معاویه حاكم شد، فدك را با درآمد گذشتهاش به او باز گرداند.[4]
4. مروان در زمان حكومت خود، بار دیگر فدك را تماماً براى خود تصرف كرد و بعد نیمى از آن را به پسرش عبدالملك و نیم دیگر را به پسر دیگرش عبدالعزیز بخشید.[5]
5. عبدالعزیز نیز سهم خود را به پسرش عمر بن عبدالعزیز بخشید، و پس از مرگ عبدالملك همهى آن در تصرف عمر بن عبدالعزیز قرار گرفت.[6]
6. عمر بن عبدالعزیز طى مراسمى اعلام كرد كه مىخواهد فدك را از تصرف شخصى بیرون آورد و مانند زمان ابوبكر صرف بیت المال كند، با این تفاوت كه مسئول آن را از بنى فاطمه قرار دهد. وقتى این كار را كرد به او گفتند: با این كار خود بر ابوبكر و عمر طعنه مىزنى! پاسخ داد: آنان با غصب فدك بر خود طعنه وارد كردند.[7]
7. یزید بن عبدالملك بار دیگر آن را باز پس گرفت و تحت تصرف خود درآورد.[8]
- 7 درآورد.[9]
9. منصور دوانیقى، فدك را از تصرف بنى فاطمه خارج ساخت.[10]
10. مهدى عباسى، دوباره فدك را به بنى فاطمه داد.[11]
11. هادى عباسى، بار دیگر فدك را بازپس گرفت.[12]
12. مأمون دوباره فدك را به بنى فاطمه داد.[13]
13. متوكل، بار دیگر فدك را از تصرف بنى فاطمه بیرون آورد.[14]
14. منتصر پسر متوكل بار دیگر فدك را به بنى فاطمه داد.[15]
[1] . الغدیر، علامه امینی، ج 7 ص 194. ارشاد السارى (قسطلانى): ج 8 ص 201.
[2] . بحار الانوار،علامه مجلسی، ج 29 ص 330.
[3] . الغدیر، علامه امینی، ج 7 ص 195.
[4] . الغدیر، علامه امینی، ج 7 ص 195. طبقات ابن سعد: ج 5 ص 286.
[5] . الغدیر، علامه امینی، ج 7 ص 195. طبقات ابن سعد: ج 5 ص 286.
[6] . الغدیر، علامه امینی، ج 7 ص 195. طبقات ابن سعد: ج 5 ص 286.
[7] . الغدیر، علامه امینی، ج 7 ص 195. المسترشد: ص 503.
[8] . بحار الانوار،علامه مجلسی، ج 29 ص 347.
[9] . الغدیر، علامه امینی، ج 7 ص 194.
[10] . الغدیر، علامه امینی، ج 7 ص 194.
[11] . معجم البلدان: ج 4 ص 240.
[12] . الغدیر، علامه امینی، ج 7 ص 195.
[13] . معجم البلدان: ج 4 ص 240.
[14] . الغدیر، علامه امینی، ج 7 ص 197.
[15] . الكامل لابن الاثیر: ج 7 ص 355.