فضه در خانه حضرت فاطمه3 بود و به اسرار او واقف، در خانه كعبه، سرگرم مناجات بود و زمزمهها داشت. فردی كه به مناجاتش توجه داشت علاقهمند به او شد و گفت معلوم است از دوستداران خاندان پیامبری. فضه از شنیدن این سخن گریست و عقدهاش باز شد و گفت: ای بنده خدا اندوه و غصه ای كه در دل داشتم به جوش آوردی، سؤال خود را بپرس.
آن شخص از مظلومیت حضرت فاطمه3 پرسید و صدای گریه فضه را بلند كرد. آنگاه فضه گفت: تو مایلی از مظلومیت فاطمه3 برای تو حرف بزنم و من مضایقه نخواهم كرد و شروع كرد به بیان حالات و صدمات و ستم دیدگیهای حضرت فاطمه3 كه شرح آن را بیش یا كم شنیدهایم. [1]
از زبان ام سلمه هم نمونههائی از اینگونه سخنان داریم. روزی بر او وارد شد و گفت حالت چگونه است و شب را چگونه به صبح رسانیدی؟ فرمود شب را در حالی به صبح رساندم، كه از فقدان پیامبر و ظلمی كه بر جانشین او رفت رنجور بودم. [2]
در اینجا چهره مظلومیت حضرت فاطمه3 در رابطه با علی7 مطرح شده و این نكته را بیفزائیم كه حضرت فاطمه3 از بزرگترین مدافعان علی7 بود و بخشی از ستمدیدگی او در این رابطه بود كه دفاعش درباره علی7 به ثمر نرسیده بود.
براساس سندی كه در دست است حضرت فاطمه3 در دم مرگ میگریست و علی7 علت گریهاش را پرسید. حضرت فاطمه3 گفت برای گرفتاریهای آینده تو میگریم و علی7 دلداریش داد كه گریه مكن، كه آن امور برای من مهم نیستند…[3] و این است معنی كفویت و همسری و همدمی مرد و زن، كه حضرت فاطمه3 و علی7 نمونه آن بودند.
[1] . سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی.
[2] .بحار الانوار ، علامه مجلسی ، ج 43 ص 156 ، ح 5..
[3] . بحار، ج 43، ص 218.