borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
زبان زیانبارترین اعضاست

بدان که بیشتر رذایل مذکور در این مقام؛ از دروغ، غیبت، بهتان، شماتت، مسخرگی، استهزاء، مزاح و غیر این‌ها – مانند سخنان بیهوده و باطل – بوده و از آفات و مفاسد زبان است و بنابراین زبان زیانبارترین جوارح انسان است و آفات آن بیش از آفات دیگر اعضاء است، و مفاسد آن اگر چه از معاصی ظاهر است (که در علم اخلاق به آن‌ها پرداخته نمی‌شود) لیکن به اخلاق رذیله و ملکات ناپسند می‌انجامد.

زیرا اخلاق با تکرار اعمال در نفس آدمی راسخ و استوار می‌گردد، ‌و اعمال به توسط جوارح از قلب صادر می‌شود، ‌و هر عضوی شایسته است که از آن کارهای پسندیده که پذیرای اخلاق زیبا و نیکوست برخیزد و نیز می‌تواند از آن، کارهای ناپسند که اخلاق زشت و بد را پدید می‌آورد صادر شود.

پس طالب فضائل اخلاقی، باید مواظب و مراقب باشد که هم دل و نفس و هم اعضا و جوارح به خیرات و نیکی‌ها رو آورند و هم آنها را از شرور و بدی‌ها جلوگیری کند.

و عمده عضوی که مصدر و منشأ‌افعال زشت و ناپسند ظاهری است که منجر به رذایل باطنی می‌شود زبان است، و آن بزرگ ترین و بهترین آلت شیطان در گمراه کردن نوع انسان است، و از این رو مراقبت آن مهم‌تر و محافظت آن واجب‌تر و لازم‌تر است. و سرّ آن – چنانکه گفته‌اند – این است که: ‌زبان از نعمت‌های بزرگ خداوند، و از لطیف ترین عجایب صنع اوست، که هر چند جِرمش کوچک است اما، اطاعت و جُرمش بزرگ است، زیرا ایمان و کفر، جز با شهادت آن معلوم نمی‌شود، و به چیزی از امور دو جهان جز به دلالت و راهنمایی آن نمی‌توان راه یافت، و هیچ موجود یا معدومی نیست مگر اینکه زبان از آن سخن می‌گوید و به اثبات یا نفی آن می‌پردازد. زیرا هر چه را علم شامل می‌شود زبان به حق یا باطل بیان می‌کند، ‌و هیچ چیز نیست مگر اینکه علم شامل آن می‌شود.

و این خاصیت در دیگر اعضاء یافت نمی‌شود، زیرا چشم جز رنگ‌ها و شکل‌ها، گوش جز اصوات، و دست جز اجسام را نمی‌یابد، ولی میدان جولان زبان، وسیع و پهناور است، و جلوگیر ندارد، ‌و مجال آن را حد و نهایتی نیست، که در خوبی‌ها میدان وسیعی دارد و در بدی‌ها دامنه‌ای گسترده، پس هر که عنان زبان را رها ساخت، شیطان او را به هر میدانی خواهد کشانید، و او را به وادی ضلالت و خذلان خواهد افکند، و به منزلگاه هلاکت برسد و لذا سرور فرستادگان الهی ‌فرمود:

«هل یکب الناس علی مناخرهم فی النار إلا حصائد ألسنتهم؟»[1] یعنی «آیا مردم را جز درو شده‌های زبانشان به رو در آتش می‌اندازد؟

پس کسی از شرّ‌زبان نجات نمی‌یابد مگر اینکه آن را به لجام شرع مقید سازد، و جز در آنچه سود دنیوی و آخروی دارد آزادش نگذارد، و آن را از هر چه بیم مفسده‌ای در دنیا و آخرت می رود باز دارد، ‌و شناسائی جاهایی که آزاد گذاشتن زبان در آن‌ها پسندیده و ستوده یا ناپسند و نکوهیده است بسیار دشوار است، و عمل به مقتضای آن حتّی برای کسی که آن موارد را می‌شناسد سخت و سنگین است، ‌که زبان بیش از همه ‌اعضاء نافرمان و گناهکار است، زیرا به حرکت در آوردنش رنجی ندارد و در رها کردنش سختی و زحمتی نیست. پس سهل انگاری در اجتناب از آفات و مفاسد آن جایز نیست و احتراز از کمینگاه‌ها و دام‌های آن واجب و لازم است.

و آیات و اخبار وارده در مذمت و در کثرت آفات آن و در امر به محافظت و پرهیز از مفاسد آن بسیار است و همه آن‌ها دلالت بر ذمّ‌ جمیع آفات آن دارد. خدای سبحان می‌فرماید:

﴿ما یَلْفِظ مِنْ قَولٍ إلاَّ لَدَیْهِ رَقیبٌ عتیدٌ﴾[2] «سخنی نگوید مگر اینکه نزد وی مراقبی آماده است».

و می‌فرماید: ﴿لاخَیْرَ فی کَثیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ اَمَرَ بِصَدَقَهٍ أوْ مَعْرُوفٍ أوْ إِصْلاح بَیْنَ النّاسِ﴾.[3]

«در بسیاری از راز گوییشان خیری نیست، مگر آن که به صدقه دادن یا کارنیک کردن یا اصلاح میان مردم فرمان دهد».

و رسول خدا فرمود: «هر که برای من نگهداری آنچه در میان دوفلک او (یعنی زبان) و در میان دو پای اوست تعهد کند من بهشت را برای او تعهد می‌کنم». [4]

و فرمود: «هر که خود را از شر شکم و دامن و زبان نگهدارد، خود را [از همه بدی‌ها] نگهداشته است. 4

از آن حضرت پرسیدند: «نجات در چیست؟ فرمود: ‌زبان خود را نگه دار.

و فرمود: ‌«بزرگتر چیزی که مردم را به دوزخ می‌برد دو میان تهی است:

«دهان و عورت»، ‌و مراد از دهان، زبان است.5

مردی از آن حضرت رسول پرسید: «از چه چیز بیشتر بر من ترسیده شود؟ حضرت، زبان او را گرفت و فرمود: «این»، ‌و فرمود: «ایمان هیچ بنده‌ای راست نباشد تا دلش راست گردد، و دلش راست نباشد تا زبانش راست شود. »

و فرمود: «وقتی فرزند آدم صبح کند همه اعضاء در برابر زبان فروتنی کنند و گویند: درباره ما از خدا بترس، زیرا ما به تو وابسته‌ایم، اگر راست باشی ما نیز راست می‌شویم، و اگر کج شوی ما نیز کج می‌شویم».[5]

مردی به آن حضرت عرض کرد: «مرا سفارش کن!‌ فرمود: خدا را چنان عبادت کن که گویی اورا می‌بینی، و خود را چنان بینگار که در میان مردگانی، و اگر می‌خواهی تو را به آنچه از همه بیشتر مالک توست خبر دهم – و با دست به زبان اشاره نمود – و فرمود: «خداوند مراقب زبان هر گوینده‌ای است، ‌پس انسان باید در آنچه می‌گوید از خدا بترسد». [6]

و فرمود: «هر که سخنش را از عملش نشمارد خطاهایش زیاد شود و عذابش فرا رسد». 3

و فرمود: «خداوند زبان را عذابی کند که هیچیک از اعضاء و جوارح را آن عذاب نکند، زبان گوید: پروردگارا! مرا عذابی کردی که هیچ یک از اعضاء‌و جوارح را چنین عذاب نکردی. خطاب رسد: یک کلمه از تو سر زد که به مشرق و مغرب زمین رسید، و به واسطه ‌آن خون محترم ریخته شد، و مال محترم به غارت رفت، ‌و پرده عفت بر باد رفت، ‌به عزت و جلالم سوگند‌! ترا عذابی کنم که هیچ یک از جوارح را چنان عذاب نکنم!»4

و فرمود: «اگر در چیزی شومی باشد در زبان است».5

و امیر مؤمنان7 به مردی که سخن بیهوده می‌گفت فرمود: «ای مرد! تو سخنانی را بر محافظان خود املاء می‌کنی که به پیشگاه پروردگارت می‌برند، پس سخنی بگو که برای تو سودی داشته باشد، و سخنان بیهوده را رها کن.6

و فرمود: ‌«مرد در زیر زبان خود پنهان است، ‌پس سخن خود را بسنج، ‌و بر عقل و معرفت عرضه کن، اگر برای خدا و در راه خدا باشد بگو، و اگر غیر از این است سکوت بهتر است، و برای جوارح عبادتی آسان‌تر و برتر و با ارزش‌تر در نزد خدا از سخنی که در آن خشنودی خدای عزوجل باشد و برای او و در راه نشر نعمت های او در میان بندگانش گفته شود نیست، ‌بدانید که خدا میان خود و فرستادگانش معنایی جز کلام برای کشف آنچه نزد ایشان پنهان بود، از نهفته‌های علم خود و گنجینه‌های وحی خویش، قرار نداد، و همچنین میان رسولان و امتّ‌ها. [7]

پس معلوم می‌شود که زبان برترین وسیله برای ادای تکلیف و عبادت است. و همچنین هیچ گناهی بر بنده سنگین‌تر و عقوبتش سریعتر در نزد خداوند، و ملامتش شدیدتر زودرس‌تر در نزد مردم، از زبان نیست، و زبان ترجمان درون و خبر دهنده دل است، و سرّ باطن را آشکار می‌کند، و خلق در قیامت بر آن محاسبه می‌شوند، و سخنی که برای خدا نباشد همچون خمر است که عقل‌ها را مست می‌کند، ‌و هیچ چیز برای زندانی شدن از زبان سزاوارتر نیست.»

و امام سجاد7 فرمود:

«زبان آدمیزاد در بامداد هر روز بر همه اعضایش رو کند و گوید: چگونه‌اید؟

گویند: اگر تو ما را رها کنی خوبیم! و گویند: خدا را درباره ‌ما به یاد آور! و سوگندش دهند و گویند: ما به سبب تو ثواب و عقاب می‌بینیم».2

امام صادق7 فرمود:

«روزی نیست مگر اینکه هر عضوی از اعضاء تن نسبت به زبان فروتنی کنند و گویند: ترا به خدا مبادا درباره ‌تو عذاب شویم».3

 


[1] . «اصول کافی»، باب خاموشی و حفظ زبان.

[2] . سوره ق آیه 18

[3] . سوره نساء آیه 113

[4] و 4 و 5. جامع السعادات ، ج 2 ، ص 450 ،‌به نقل از اوصل کافی باب خاموشی و حفظ زبان

[5] . کنز العمال: 2 – 111.

[6] و 3 و 4 و 5 و 6. جامع السعادات ، ج 2 ، ص 452 به نقل از اصول کافی ، باب خاموشی و حفظ زبان.

[7] و 2 و 3. جامع السعادات ، ج 2 ، ص 452 به نقل از اصول کافی ، باب خاموشی و حفظ زبان.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: