حضرت فاطمه3 در جنبههای اجتماعی از پدر دروس بسیاری آموخت، درس اخلاق، رفتار اجتماعی، مواسات و مساوات و از همه مهم تر درس ایثار، درس وظیفه مندی در برابر افتادگان و محرومان، کمک به اسراء و ایتام به مسکینان، یتیم داری و سرپرستی و کفالت آنان، خوشرفتاری با بردگان و زیردستان، خدمت به مردم حتی به بهای قبول رنج برای خود .[1]
جابربن عبداله انصاری میگوید: یک روز رسول خدا نماز عصر را با ما خواند، چون از نماز فارغ شد در قبله گاه نماز خویش نشست و مردم دور او جمع بودند، در این هنگام پیرمردی از مهاجران عرب که لباسی کهنه و مندرس بر تن داشت به سوی پیامبر آمد و از پیری و ناتوانی نمیتوانست خود را نگاه دارد. ر سول خدا جویای حالش شد، عرض کرد ای پیامبر خدا، درونم گرسنه است، به من غذا بده . بدنم برهنه است مرا لباس بپوشان . فقیر و مستمندم به من احسان و انعام کن. فرمود: چیزی ندارم به تو بدهم، ولی برو به خانه کسی که خدا و رسولش او را دوست دارد و در راه خدا ایثار میکند، به حجره فاطمه3 برو.[2]
همچنین ایثار و گذشت حضرت به قدری است که در شب زفاف خود پیراهن نوی خود را به سائل داد و خود آن بزرگوار دوباره پیراهن مندرس سابقش را به تن مبارکش کرد.
[1] . علی قائمی، در مکتب فاطمه، چ 128، تهران، امیری، 1371.
[2] . ابوالفضل موسوی گرمارودی، بانوی بانوان، چ 7، تهران، دلیل ماه، 1388.