قرآن کریم میفرماید: ﴿ إِنَّما یُرِیدُ اللَّـهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً ﴾. فقط خدا میخواهد كه از شما خاندان رسالت دور دارد پلیدى را و پاك نماید شما را پاك كردنى.
ابن عباس گوید: «الرجس» عمل شیطانى است و كاریست كه رضاى خدا در آن نیست، و «البیت»: الف و لام تعریف در آن الف و لام عهد است و مقصود از آن بیت نبوّت و رسالت است، و عرب مكانى را كه بآن پناه برده مىشود بیت گوید، و براى همین انساب عرب را بیوت نامیدهاند، و مىگویند بیوتات العرب مقصودشان نسب است گوید:
الا یا بیت بالعلیاء بیت |
|
و لو لا حبّ اهلك ما اتیت |
آهاى اى خانهاى كه به بلندى تو بیتى نیست، اگر علاقه و محبت اهل تو نبود نمىآمدم بطرف تو
الا یا بیت اهلك اوعدونى |
|
كانّى كلّ ذنبهم جنیت |
آهاى اى خانهاى كه اهلت مرا تهدید كرده و بیم دادند كه گویا تمام گناهشان را من مرتكب شدم،
شاهد در این دو بیت، بیت نسب است، و بیت نبوّت و رسالت مثل بیت نسب است فرزدق شاعر گوید:
بیت زرارة محتسب بفنائه |
|
و مجاشع و ابو الفوارس نهشل |
بیت زراره محدود و مجتمع به فضاء و اطراف آنست و نیز بیت مجاشع و ابو الفوارس نهشل همین گونه است
لا یجتبى بفنائه بیتك مثلهم |
|
ابدا اذا عدّ الفعال الاكمل |
امّا فضاء بیت شما هرگز محدود و محصور مانند بیت آنان نیست و وقتى مردان كامل فعّال شمرده میشوند كه همواره بوده و هستند.
شاهد در این شعر دو كلمه بیت است، كه مقصود از آن نسب زراره و مجاشع است، و برخی برآنند كه مقصود از بیت اللَّه الحرام است و اهل آن پرهیزگارانند به جهت قول خدا: ﴿ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلاَّ الْـمُتَّقُونَ ﴾، یعنی: نیستند اولیاء خدا مگر پرهیزگاران.
و بعضى گفتهاند: كه مقصود از البیت، مسجد رسول خدا و اهل آن كسانى هستند كه پیغمبر آنها را در آن اسكان داده و خارج نكرده و درب او را هم نبستند و امّت اسلامى به تمامى اتفاق كردهاند بر اینكه مقصود از اهل البیت در آیه اهل بیت پیغمبر ما است، اما بعداً اختلاف كرده اند.
عكرمه گوید: اراده كرده از اهل البیت زنان پیغمبر را براى آنكه اوّل آیه متوجه به آنهاست.
ابو سعید خدرى و انس بن مالك و وائلهٔ بن اسقع و عایشه و ام سلمه گویند، كه آیه مختص و ویژه به رسول خدا و على و فاطمه و حسن و حسین: است.
پاره ای احادیث شیعه و سنى در ذیل میآید که مقصود از اهل البیت در آیه تطهیر خاندان رسالت است نه غیر ایشان:
1 . ابو حمزه ثمالى در تفسیرش گوید: حدیث كرد مرا حوشب از ام سلمه. او گوید، فاطمه3 نزد پیغمبر آمده و حریرهاى براى آن حضرت آورد، پیامبر فرمود: شوهرت و دو پسرت را بخوان، پس فاطمه آنها را آورده و از آن حریره خوردند آن گاه پیغمبر كساء خیبرى را بر سر آنان انداخته و گفت:
اللّهم هؤلاء اهل بیتى و عترتى فاذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهیرا؛
بار خدایا اینان خاندان و خویشان منند، پس به بر از ایشان پلیدى را و ایشان را پاك كن پاك كردنى.
ام سلمه گوید: پس گفتم: یا رسول اللَّه و من با ایشانم، فرمود: تو به خیر و سعادتى.
2 . ثعلبى در تفسیرش نیز روایت كرده باسنادش از ام سلمه كه پیامبر در منزلش بود كه فاطمه با قدحى آمد كه در آن حریره بود، پس فرمود شوهر و پسرانت را بطلب، پس حدیث را مثل حدیث ابو حمزه یاد كرده، سپس گفت: پس خدا نازل كرد، انما یرید الله یعنی، آیه تطهیر را پس گرفت اطراف كساء را و بر آنها افكند، آن گاه دست خود را بیرون آورد و به سوى آسمان بلند نمود، سپس گفت:
اللهمّ هؤلاء اهل بیتى و حامتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا،
بار خدایا اینها اهل خانه من و رحم منند، پس ببر از ایشان پلیدى را و پاكیزه كن آنها را پاكیزه كردنى.
ام سلمه گوید: پس من سرم را داخل اطاق كرده و گفتم آیا من با شما هستم اى رسول خدا ؟ فرمود، تو بخیرى، تو بخیرى.
3 . و نیز ثعلبى باسنادش روایت كرده؛ از مجمع كه گوید: من با مادرم وارد بر عایشه شدیم، پس از خروجش بر على7 در روز جمل پرسید، گفت: آن تقدیر خداوند بود[1]. پس از على7 پرسید، پس عایشه گفت: مىپرسى از من از محبوبترین مردم. او و همسرش فاطمه محبوبترین مردم نزد رسول خدا بودند، به حقیقت دیدم على و فاطمه و حسن و حسین: را كه پیغمبر آنها را در زیر پارچهاى كه بر سر آنها انداخته بود جمع نموده آن گاه گفت:
اللّهمّ هؤلاء اهل بیتى و حامتى فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا، گوید، پس گفتم یا رسول اللَّه من از اهل شمایم؟ فرمود دور شو كه تو بخیرى.[2]
4 . و باسنادش از ابى سعید خدرى از پیغمبر روایت كرده كه این آیه درباره پنج نفر است، من و على و فاطمه و حسن و حسین: نازل شده است.
5- گفت حدیث كرد برای ما حاكم ابو القاسم به اسنادش از رازان از حسن بن على7 گوید، چون آیه تطهیر نازل شد پیغمبر خدا ما را جمع نمود در زیر كساء خیبرى، سپس گفت:
اللّهم هؤلاء اهل بیتى و عترتى.
[1] . از این جمله عایشه معلوم میشود كه او جبرى مذهب بوده و مانند اشاعره كه جبرى قدرى هستند و افعال بندگان را از ثواب و گناه كار خدا میدانند و بنده را مسلوب الاختیار، و بنا بر این یا منكر عذاب و عقاب و پاداش خواهند بود و یا نسبت ظلم و فعل قبیح به خداى تعالى خواهند داد، چون وقتى فعل از خدا باشد عذاب و ثواب بندگان معنا ندارد و اگر خدا بنده بىاختیار را عذاب كند ظلم به او كرده است. [مترجم]
[2] . البته این جمله انك الى خیر از مجعولات عایشه است كه براى تبرئه خود اضافه كرده. مترجم