borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
نتیجه گیری:

بنا بر آنچه گفته شد، كلمه﴿أَهْلَ الْبَیتِ﴾ در عرف قرآن اسم خاص است كه هر جا ذكر شود، منظور از آن، این پنج تن هستند، یعنى رسول خدا و على و فاطمه و حسنین: ، و بر هیچ كس دیگر اطلاق نمى‏شود، هر چند كه از خویشاوندان و اقرباى آن جناب باشد، البته این معنا، معنایى است كه قرآن كریم لفظ مذكور را بدان اختصاص داده، و گر نه به حسب عرف عام، كلمه مزبور بر خویشاوندان نیز اطلاق مى‏شود.

كلمه «رجس»- به كسره را، و سكون جیم- صفتى است از ماده رِجاسَت، یعنى پلیدى و قذارت. و پلیدى و قذارت، هیاتى است در نفس آدمى، كه آدمى را وادار به اجتناب و نفرت مى‏نماید؛ مانند پلیدى رذائل، و نیز هیاتى است در ظاهر موجود پلید، مانند پلیدى خوك، كه باز آدمى از آن نفرت دارد. هم چنان كه قرآن كریم این لفظ را در هر دو معنا اطلاق كرده، درباره پلیدى ظاهرى فرموده: ﴿أَوْ لَـحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ﴾.[1] و درباره پلیدی‏هاى معنوى، مانند شرك و كفر، و اعمال ناشایست فرموده: ﴿وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ كافِرُونَ﴾.[2] و نیز فرموده: ﴿وَ مَنْ یرِدْ أَنْ یضِلَّهُ یجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ كَذلِكَ یَجْعَلُ اللَّـهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لا یؤْمِنُونَ﴾[3].

و این كلمه، به هر معنا كه باشد، نسبت به انسان عبارت است از؛ ادراكى نفسانى، و اثرى شعورى، كه از علاقه و بستگى قلب به اعتقادى باطل، یا عملى زشت حاصل مى‏شود. وقتى مى‏گوییم: انسان پلید، یعنى انسانى كه به خاطر دل بستگى به عقاید باطل، یا عمل باطل دلش دچار پلیدى شده است.

[توضیح اینكه مفاد آیه تطهیر، معصوم بودن اهل بیت: از اعتقاد و عمل باطل است و ملازم بودن آنان با اعتقاد و عمل حق، به اراده تكوینى خداوند است‏]

و با در نظر گرفتن اینكه، كلمه رجس، در آیه شریفه الف و لام دارد، كه جنس را مى‏رساند، معنایش این مى‏شود كه خدا مى‏خواهد تمامى انواع پلیدی‏ها، و هیات‏هاى خبیثه، و رذیله، را از نفس شما ببرد، هیات‏هایى كه اعتقاد حق، و عمل حق را از انسان مى‏گیرد، و چنین ازاله‏اى با عصمت الهى منطبق مى‏شود، و آن عبارت است از صورت علمیه‏اى در نفس كه انسان را از هر باطلى، چه عقاید و چه اعمال حفظ مى‏كند، پس آیه شریفه یكى از ادله عصمت اهل بیت است.

براى اینكه قبلا گفتیم اگر مراد از آیه، چنین معنایى نباشد، بلكه مراد از آن تقوى و یا تشدید در تكالیف باشد، دیگر اختصاصى به اهل بیت نخواهد داشت. خدا از همه بندگانش تقوى مى‏خواهد، نه تنها از اهل بیت، و نیز گفتیم كه یكى از اهل بیت، خود رسول خدا است، و با اینكه آن جناب معصوم است، دیگر معنا ندارد كه خدا از او تقوى بخواهد.

پس چاره‏اى جز این نیست كه آیه شریفه را حمل بر عصمت اهل بیت كنیم، و بگوییم: مراد از بردن رجس، عصمت از اعتقاد و عمل باطل است، و مراد از تطهیر در جمله ﴿یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً﴾ كه با مصدر تطهیر تاكید شده، زایل ساختن اثر رجس به وسیله وارد كردن چیزی که مقابل آن است، و آن عبارت است از اعتقاد به حق.

پس تطهیر اهل بیت عبارت شد، از اینكه ایشان را مجهز به ادراك حق كند، (حق در اعتقاد، و حق در عمل) و آن وقت مراد از اراده این معنا، (خدا مى‏خواهد چنین كند)، نیز اراده تكوینى مى‏شود، چون قبلا هم گفتیم اراده تشریعى را كه منشا تكالیف دینى و منشا متوجه ساختن آن تكالیف به مكلفین است، اصلا با این مقام سازگار نیست، (چون گفتیم اراده تشریعى را نسبت به تمام مردم دارد نه تنها نسبت به اهل بیت).

پس معناى آیه این شد؛ كه خداى سبحان مستمراً و دائماً اراده دارد، شما را به این موهبت یعنى؛ موهبت عصمت اختصاص دهد به این طریق كه اعتقاد باطل و اثر عمل زشت را از شما اهل بیت ببرد، و در جاى آن عصمتى بیاورد كه حتى اثرى از آن اعتقاد باطل و عمل زشت در دل‌هایتان باقى نگذارد.

 


[1] . يا گوشت خوك كه پليد است. سوره انعام، آيه 145.

[2] . و آنهايى كه در دل بيمارند، قرآن پليدى ديگرى بر پليديهايشان مى‏افزايد، و مى‏ميرند در حالى كه كافرند. سوره توبه، آيه 125.

[3] . و كسى كه خدا بخواهد گمراهش كند، دلش را تنگ و ناپذيرا مى‏كند، به طورى كه پذيرفتن حق برايش چون رفتن به آسمان غير ممكن باشد، خدا اين چنين پليدى را بر كسانى كه ايمان نمى‏آورند مسلط مى‏سازد. سوره انعام، آيه 125. [. . . . . ]

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: