حضرت فاطمه زهرا3 به عنوان الگوی زن مسلمان، سعی دارد با راه و روش خاصی که مورد تایید اسلام است، و با اندیشهای نشأت گرفته از آن زندگی کند. او زنی عابد است ولی نه مانند راهبها که ترک دنیا و زندگی میگویند و در گوشه محرابی و معبدی، خود را متوقف میکنند، بلکه وارد جامعه میشود و به اهتمام در امور اجتماعی میپردازد.[1]
روزی پیامبر به عمران بن حصین فرمود: با من به دیدن فاطمه نمیآیی؟ عمران گفت : چرا یا رسول الله، مایل به دیدار او هستم و با هم به سراغ فاطمه3 رفتیم. در زدیم و پیامبر از فاطمه3 رخصت خواست و فاطمه3 اجازه ورود داد. رسول خدا فرمود : همراه من کسی است آیا با او داخل شوم . فاطمه گفت : جز پارچه ای پشمی وسیلهای برای پوشش و ستر خود ندارم. رسول خدا دستور پوشش داد که چنان وچنان خود را بپوشان تا وارد شویم. حضرت فاطمه3 خود را پوشاند و آنها وارد شدند!! ایشان از چادر برای پوشش خود در مقابل نامحرمان استفاده میکردند.[2]
همچنین حضرت علی7 فرمود: « نزد پیامبر بودیم و او در منبر بود، پرسید: به من خبر دهید و بگویید چه چیز برای زن از همه چیز مهمتر است. هرکس سخنی گفت و به نتیجه ای منجر نشد. مردم درمانده و متفرق شدند و من به نزد فاطمه3 آمدم و سئوال پیامبر را تکرار کردم . فاطمه3 فرمود : بهترین چیز برای زنان این است که آنها مردی را نبینند و مرد هم آنها را نبیند».[3]
حضرت زهرا3 حتی پس از مرگ خود نگران حجاب و پوشش بدن خود بودند. روزی حضرت به اسماء فرمود : من از کار مردم مدینه که زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشایندی برای دفن میبرند و تنها پارچه ای بر او میافکنند که حجم بدن از پشت آن نمایان است ناخرسندم . اسماء گفت : من در سرزمین حبشه چیزی دیده ام که با آن جنازه مردگان را حمل میکردند، به گونه ای که شاخه هایی از درخت نخل را بر میدارند و به صورت تابوت مخصوصی درمیآورند و پارچهای را روی آن میافکنند و بدن را درون آن میگذارند، به گونه ای که بدن پیدا نبود.
هنگاهی که حضرت فاطمه3 از این مسئله با خبر شد، بسیار خوشحال شد و فرمود: برای من تابوتی مثل آن درست کنید و مرا با آن بپوشانید.[4]
[1] . علی دوانی، بانوی بانوان جهان، تهران، رهنمون 1385.
[2] . محمد دشتی، نهج الحیاه، تهران، شرکت چاپ و نشر بین الملل، 1379.
[3] . حاج شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج 2، تهران، باقرالعلوم، 1384.
[4] . حاج شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ج 2.