همانطور که اشاره شد، نظام عالم بر مبنای صدق و حقّ و عدل استوار است و کذب و دروغ و ریا و نفاق و مانند آن در نظام آفرینش جایگاهی ندارد و به تعبیر عمیق، شیرین و رسای قرآن «حق مانند آب حیات میماند؛ که نقش حیاتی و ماندگار و تأثیرگذار در چرخه حیات و زندگی ایفا میکند و باطل مانند کف روی آب میماند» که:
﴿ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَ أَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْکُثُ فِي الْأَرْضِ﴾.[1]
دروغ هر چه هم رنگ آمیزی شود دروغ است و ناپایدار و مُزخرف و باطل و پوچ است. و هر چه آن را آب طلا بزنند و در کسوت حق جلوه دهند دست آخر مطلّا است نه طلا، و فریب است نه حقیقت!
بنابراین، از لحاظ انطباق با نظام آفرینش، همسو بودن، منطبق با واقع بودن، ماندگان بودن، تأثیرگذار بودن، تداوم و پایداری و دهها جهت دیگر حق و صدق در آفرینش با ارزش و جاودانه است و باطل و دروغ بی ارزش و ناپایدار.
در قیامت نیز سخن صدق و عمل صدق با ارزش و منشأ خیرات و برکات است. نه دروغ و فریب.
﴿ قَالَ اللَّـهُ هٰذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ﴾.[2]
خداوند میفرماید: امروز روزی است که صادقین و راستگویان از راستی و صدق خود بهره خواهند برد.
امیرالمؤمنین7 در خطبه 55 نهج البلاغه بیان بسیار عمیق و ارزشمندی در رابطه با حق و باطل دارند و در مقایسه این دو، و حکمت اینکه کذب موجب فریب میشود و انسانها را به اشتباه میاندازد به نکات عمیقی اشاره میفرمایند:
«ولکن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالک نتولی الشیطان علی اولیائه و الذین سبقت لهم من الله الحسنی».
البته این خطبه شریفه یکی از خطبههای نورانی و بسیار آموزنده است و به موضع حق و باطل در عالم، و اختلاط و امتزاج این دو اشاره دارد. و اینکه باطل محض در عالم هرگز میدان جولان و عرض اندام ندارد.
و باطل در سایه حق و به برکت حق میتواند اظهار وجود کند و یا در لباس حق میتواند خود نمایی کند و در حقیقت باطل و دروغ و شرّ محض و شرّمطلق در عالم، وجود ندارد ولیکن با پوشیدن لباس حق و صدق و عدل خود نمایی و ابراز وجود مینماید.
حقایق سرایی است آراسته |
|
هویٰ و هوس گرد برخاسته |
***
نبینی که هر جا که برخاست گرد |
|
نبیند نظر گر چه بیناست مرد |
و اگر مرز بندیها دقیق بود و امکان اختلاط و تشابه و ایجاد وهم و شبهه و تظاهر نبود و حقّمحض و باطل محض میتوانست وجود داشته باشد؛ هرگز این گونه اشتباهات و اختلاط و آمیزش نبود.
این موضوع که باطل محض در عالم نداریم، و باطل با حق در آمیخته است و اگر تفکیک شود امر به حق جویان پوشیده نمیماند و زبان معاندان از قیل و قال درباره آن قطع میشود؛ولی در هر صورت مقتضای نظام آفرینش و که اراده، اختیار، آزادی انسان و ظهور اسماء در عالم، است تا زمینه حق پرستی و خدا پرستی و عشق به حق و یا انحراف و باطل و هوا پرستی برای همه فراهم باشد؛ تا اسماء جایگاه خود را پیدا کند و هر انسانی در جایگاه مناسب خود قرار گیرد و دست معاندان و اشرار و هواپرستان کوتاه شود و نیکوکاران و شایستگان و اهل نجات و مشمولان عنایات الهی نیز نجات پیدا کنند. چرا که:
متاع کفر و دین بی مشتری نیست |
|
گروهی این، گروهی آن پسندد |
و عبارت «و ینجو الذین سبقت لهم من الله الحسنی».
که اشاره است به آیه کریمه:
«ان الذّین سبقت لهم منّا الحسنی اولئک عنها مبعدون»[3].
که اهل صدق و احسان و حق، نجات خواهند یافت و مشمول عنایات خداوند متعال قرار خواهند گرفت.
[1] . سوره رعد، آیه 17
[2] . سوره مائده، آیه 119
[3] . سوره انبیاء، آیه 101