borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
نکته‌های آیه تطهیر از دیدگاه تفسیر نمونه:

الف. آیه تطهیر، برهان روشن عصمت است.

بعضى از مفسران، «رجس» را در آیه فوق، تنها اشاره به شرك و یا «گناهان كبیره زشت» همچون«زنا» دانسته‏اند، در حالى كه هیچ دلیلى بر این محدودیت در دست نیست، بلكه اطلاق «الرجس» (با توجه به اینكه الف و لام آن «الف و لام جنس» است) هر گونه پلیدى و گناه را شامل مى‏شود، چرا كه گناهان همه رجسند، و لذا این كلمه در قرآن به«شرك»، «مشروبات الكلى»، «قمار»، «نفاق»، «گوشت‏هاى حرام و ناپاك» و مانند آن اطلاق شده است.[1]

و با توجه به اینكه اراده الهى تخلف ناپذیر است، و جمله ﴿ إِنَّما یرِیدُ اللَّـهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ﴾ دلیل بر اراده حتمى او مى‏باشد، مخصوصا با توجه به كلمه «انما» كه براى حصر و تاكید است روشن مى‏شود كه اراده قطعى خداوند بر این قرار گرفته، كه اهل بیت از هر گونه رجس و پلیدى و گناه پاك باشند، و این همان مقام عصمت است.

این نكته نیز قابل توجه است؛ كه منظور از اراده الهى در این آیه دستورات و احكام او در مورد حلال و حرام نیست، چرا كه این دستورات شامل همگان مى‏شود و اختصاص به اهل بیت ندارد. بنا بر این با مفهوم كلمه انمّا سازگار نمى‏باشد.

پس این اراده مستمر اشاره به یك نوع امداد الهى است كه اهل بیت را بر عصمت و ادامه آن یارى مى‏دهد و در عین حال منافات با آزادى اراده و اختیار ندارد (چنان كه قبلا شرح دادیم).

در حقیقت مفهوم آیه همان چیزى است كه در «زیارت جامعه» نیز آمده است: «عصمكم الله من الزلل و آمنكم من الفتن، و طهّركم من الدّنس، و اذهب عنكم الرّجس، و طهّركم تطهیرا»:

«خداوند شما را از لغزش‏ها حفظ كرد و از فتنه انحرافات در امان داشت، و از آلودگی‏ها پاك ساخت و پلیدى را از شما دور كرد، و كاملا تطهیر نمود.»

با این توضیح در دلالت آیه فوق بر مقام عصمت اهل بیت: نباید تردید كرد.

ب. آیه تطهیر درباره چه كسانى است؟

گفتیم؛ این آیه گرچه در لابلاى آیات مربوط به همسران پیامبر آمده اما تغییر سیاق آن (تبدیل ضمیرهاى «جمع مؤنث» به «جمع مذكر» ) دلیل بر این است كه این آیه محتوایى جداى از آن آیات دارد.

به همین دلیل، حتى كسانى كه آیه را مخصوص به پیامبر و على و فاطمه و حسن و حسین: ندانسته‏اند معنى وسیعى براى آن قائل شده‏اند كه هم این بزرگواران را شامل مى‏شود و هم همسران پیامبر را.

ولى روایات فراوانى در دست داریم كه نشان مى‏دهد آیه مخصوص این بزرگواران است، و همسران در این معنى داخل نیستند، هر چند از احترام متناسب برخوردارند. اینك بخشى از آن روایات را ذیلا از نظر مى‏گذرانیم:

1. روایاتى كه از خود همسران پیامبر نقل شده و مى‏گوید:

هنگامى كه پیامبر سخن از این آیه شریفه مى‏گفت، ما از او سؤال كردیم كه جزء آن هستیم فرمود: شما خوبید اما مشمول این آیه نیستید! از آن جمله روایتى است كه «ثعلبى» در تفسیر خود از «ام سلمه» نقل كرده كه پیامبر در خانه خود بود كه فاطمه3 پارچه حریرى نزد آن حضرت آورد، پیامبر فرمود: همسر و دو فرزندانت حسن و حسین را صدا كن، آنها را آورد، سپس غذا خوردند بعد پیامبر عبایى بر آنها افكند و گفت:

«خداوندا اینها خاندان منند، پلیدى را از آنها دور كن، و از هر آلودگى پاكشان گردان» و در اینجا آیه ﴿إِنَّما یرِیدُ اللَّـهُ﴾ نازل شد . . . من گفتم: آیا من هم با شما هستم اى رسول خدا؟!، فرمود: ﴿انك الى خیر﴾ تو بر خیر و نیكى هستى» (اما در زمره این گروه نیستى).[2]

و نیز «ثعلبى» خود از «عایشه» چنین نقل مى‏كند: هنگامى كه از او درباره جنگ جمل و دخالت او در آن جنگ ویرانگر سؤال كردند (با تاسف) گفت:

این یك تقدیر الهى بود!، و هنگامى كه درباره على7 از او سؤال كردند چنین گفت:

آیا از من درباره كسى سؤال مى‏كنى كه محبوب‏ترین مردم نزد پیامبر بود، و از كسى مى‏پرسى كه همسر محبوب‏ترین مردم نزد رسول خدا بود، من با چشم خود، على و فاطمه و حسن و حسین را دیدم كه پیامبر آنها را در زیر لباسى جمع كرده بود و فرمود:

خداوندا! اینها خاندان منند و حامیان من، رجس را از آنها ببر و از آلودگی‏ها پاكشان فرما، من عرض كردم: اى رسول خدا! آیا من هم از آنها هستم؟ فرمود:

دور باش، تو بر خیر و نیكى هستى (اما جزء این جمع نمى‏باشى).[3]

این گونه روایات با صراحت مى‏گوید كه همسران پیامبر جزء عنوان اهل بیت در این آیه نیستند.

  1. ‏شود؛ پیامبر، على و فاطمه و حسن و حسین: را فرا خواند- و یا به خدمت او آمدند- پیامبر عبایى بر آنها افكند، و گفت:

خداوندا! اینها خاندان منند، رجس و آلودگى را از آنها دور كن، در این هنگام آیه ﴿ إِنَّما یرِیدُ اللَّـهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ﴾ نازل گردید.

دانشمند معروف حاكم حسكانى نیشابورى در «شواهد التنزیل» این روایات را به طرق متعدد، از راویان مختلفى گرد آورى كرده است.[4]

در اینجا این سؤال جلب توجه مى‏كند كه هدف از جمع كردن آنها در زیر كساء چه بوده؟

گویا پیامبر مى‏خواسته است كاملا آنها را مشخص كند، و بگوید آیه فوق، تنها درباره این گروه است، مبادا كسى مخاطب را در این آیه تمام بیوتات پیامبر و همه كسانى كه جزء خاندان او هستند بداند.

حتى در بعضى از روایات آمده است كه پیامبر سه بار این جمله را تكرار كرد: «خداوندا اهل بیت من اینها هستند، پلیدى را از آنها دور كن»[5]

  1. ‏خوانیم: بعد از نزول آیه فوق، پیامبر مدت شش ماه، هنگامى كه براى نماز صبح از كنار خانه فاطمه3 مى‏گذشت صدا مى‏زد:

«هنگام نماز است اى اهل‌بیت!، خداوند مى‏خواهد پلیدى را از شما اهل بیت دور كند و شما را پاك سازد».

این حدیث را «حاكم حسكانى» از «انس بن مالك» نقل كرده است.[6]

در روایت دیگرى كه از«ابو سعید خدرى» از پیامبر نقل شده مى‏خوانیم: «پیامبر این برنامه را تا هشت یا نه ماه ادامه داد»!.[7]

حدیث فوق را «ابن عباس» نیز از پیامبر نقل كرده است.[8]

این نكته قابل توجه است كه تكرار این مساله، در مدت شش یا هشت یا نه ماه، به طور مداوم، در كنار خانه فاطمه3 براى این است كه مطلب را كاملا مشخص كند، تا در آینده تردیدى براى هیچ كس باقى نماند، كه این آیه تنها در شان این گروه نازل شده است. به خصوص اینكه تنها خانه‏اى كه در ورودى آن در مسجد پیامبر باز مى‏شد، بعد از آنكه دستور داد درهاى خانه‏هاى دیگران به سوى مسجد بسته شود در خانه فاطمه3 بود و طبعا همیشه جمعى از مردم به هنگام نماز این سخن را در آنجا از پیامبر مى‏شنیدند (دقت كنید).

با این حال جاى تعجب است، كه بعضى از مفسران اصرار دارند كه آیه مفهوم عامى دارد و همسران پیامبر نیز در آن وارد هستند، هر چند اكثریت علماى اسلام، اعم از شیعه و اهل سنت، آن را محدود به این پنج تن مى‏دانند.

قابل توجه اینكه «عایشه» همسر پیامبر كه طبق گواهى روایات اسلامى، در بازگو كردن فضائل خود، و ریزه‏كاری‌هاى ارتباطش با پیامبر چیزى فروگذار نمى‏كرد، اگر این آیه شامل او مى‏شد قطعا در لابلاى سخنانش به مناسبت‌هایى از آن سخن مى‏گفت، در حالى كه هرگز چنین چیزى از او نقل نشده است.

4 . روایات متعددى از «ابو سعید خدرى» صحابى معروف نقل شده كه با صراحت گواهى مى‏دهد « این آیه تنها درباره همان پنج تن نازل شده است» «نزلت فى خمسة: فى رسول الله و على و فاطمه و الحسن و الحسین:».[9] 

این روایات به قدرى زیاد است كه بعضى از محققین آن را متواتر مى‏دانند.

از مجموع آنچه گفتیم چنین نتیجه مى‏گیریم؛ كه منابع و راویان احادیثى كه دلالت بر انحصار آیه به پنج تن مى‏كند، به قدرى زیاد است كه جاى تردید در آن باقى نمى‏گذارد، تا آنجا كه در شرح «احقاق الحق» بیش از هفتاد منبع از منابع معروف اهل سنت گرد آورى شده، و منابع شیعه در این زمینه از هزار هم مى‏گذرد[10] نویسنده كتاب «شواهد التنزیل» كه از علماى معروف برادران اهل سنت است بیش از 130 حدیث در این زمینه نقل كرده است.[11]

از همه این‌ها گذشته، پاره‏اى از همسران پیامبر، در طول زندگى خود به كارهایى دست زدند، كه هرگز با مقام معصوم بودن سازگار نیست، مانند؛ ماجراى جنگ جمل، كه قیامى بود بر ضد امام وقت، كه سبب خون‌ریزى فراوانى گردید. و به گفته بعضى از مورخان تعداد كشتگان این جنگ به هفده هزار نفر بالغ مى‏شد.

بدون شك، این ماجرا به هیچ وجه قابل توجیه نیست و حتى مى‏بینیم كه خود عایشه نیز بعد از این حادثه، اظهار ندامت مى‏كند كه نمونه‏اى از آن در بحث‌هاى پیشین گذشت.

عیب جویى كردن «عایشه» از «خدیجه» كه از بزرگترین و فداكارترین و با فضیلت‌ترین زنان اسلام است در تاریخ اسلام مشهور است، این سخن به قدرى بر پیامبر ناگوار آمد كه از شدت غضب مو بر تنش راست شد و فرمود:

به خدا سوگند كه هرگز همسرى بهتر از او نداشتم، او زمانى ایمان آورد كه مردم كافر بودند و زمانى اموالش را در اختیار من گذاشت كه مردم همه از من بریده بودند!.[12]

ج. آیا اراده الهى در اینجا تكوینى است یا تشریعى؟

در لابلاى تفسیر آیه، اشاره‏اى به این موضوع داشتیم كه «اراده» در جمله ﴿إِنَّما یرِیدُ اللَّـهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ﴾، اراده تكوینى است نه تشریعى.

براى توضیح بیشتر باید یاد آور شویم، كه منظور از اراده تشریعى، همان اوامر و نواهى الهى است، فى المثل خداوند از ما نماز و روزه و حج و جهاد خواسته، این اراده تشریعى است.

معلوم است كه اراده تشریعى به افعال ما تعلق مى‏گیرد نه افعال خداوند، در حالى كه در آیه فوق، متعلق اراده، افعال خدا است، مى‏گوید: خدا اراده كرده است كه پلیدى را از شما ببرد، بنا بر این چنین اراده‏اى باید تكوینى باشد، و مربوط به خواست خداوند در عالم تكوین.

افزون بر این، مساله «اراده تشریعى» نسبت به پاكى و تقوا، انحصار به اهل بیت: ندارد چرا كه خدا به همه دستور داده است پاك باشند و با تقوا، و این مزیتى براى آنها نخواهد بود، زیرا همه مكلفان مشمول این فرمانند.

به هر حال این موضوع یعنى اراده تشریعى نه تنها با ظاهر آیه سازگار نیست كه با احادیث گذشته به هیچ وجه تناسبى ندارد، زیرا همه این احادیث سخن از یك مزیت والا و ارزش مهم ویژه مى‏كند كه مخصوص اهل بیت: است.

این نیز مسلم است كه «رجس» در اینجا به معنى پلیدى ظاهرى نمى‏باشد، بلكه اشاره به پلیدی‌هاى باطنى است. و اطلاق این كلمه، هر گونه انحصار و محدودیت را، در شرك و كفر و اعمال منافى عفت و مانند آن نفى مى‏كند، و همه گناهان و آلودگی‌هاى عقیدتى و اخلاقى و عملى را شامل مى‏شود.

نكته دیگرى كه باید به دقت متوجه آن بود این است؛ كه اراده تكوینى كه به معنى خلقت و آفرینش است در اینجا به معنى مقتضى است نه علت تامه، تا موجب جبر و سلب اختیار گردد.

توضیح اینكه: مقام عصمت به معنى یك حالت تقواى الهى است كه به امداد پروردگار در پیامبران و امامان ایجاد مى‏شود اما با وجود این حالت، چنان نیست كه آنها نتوانند گناه كنند، بلكه قدرت این كار را دارند، و با اختیار خود از گناه چشم مى‏پوشند.

درست همانند یك طبیب بسیار آگاه كه هرگز یك ماده بسیار سمى را كه خطرات جدى آن را مى‏داند هرگز نمى‏خورد. با اینكه قدرت بر این كار دارد، اما آگاهی‌ها و مبادى فكرى و روحى او سبب مى‏شود كه با میل و اراده خود از این كار چشم بپوشد.

این نكته نیز لازم به یادآورى است، كه این تقواى الهى موهبت ویژه‏اى است كه به پیغمبران داده شد نه به دیگران، ولى باید توجه داشت كه خداوند این امتیاز را به خاطر مسئولیت سنگین رهبرى به آن‌ها داده بنا بر این امتیازى است كه بهره آن عاید همگان مى‏شود و این عین عدالت است. درست مانند امتیاز خاصى است كه خداوند به پرده‏هاى ظریف و بسیار حساس چشم داده، كه تمام بدن از آن بهره مى‏گیرد.

از این گذشته، به همان نسبت كه پیامبران امتیاز دارند و مشمول مواهب الهى هستند، مسئولیت‌شان نیز سنگین است و یك ترك اولاى آنها معادل یك گناه بزرگ افراد عادى است، و این مشخص كننده خط عدالت است.

د. جاهلیت قرن بیستم!

همانگونه كه اشاره شد جمعى از مفسران در تفسیر﴿الْجاهِلِیةِ الْأُولى﴾[13] در آیات مورد بحث گرفتار شك و تردید شدند. گویى نتوانستند باور كنند كه بعد از ظهور اسلام، نوعى دیگر جاهلیت در جهان پا به عرصه وجود خواهد گذاشت كه جاهلیت عرب قبل از اسلام در مقابل آن موضوع كم اهمیتى خواهد بود.

ولى امروز این امر براى ما كه شاهد مظاهر جاهلیت وحشتناك قرن بیستم هستیم كاملا حل شده است، و باید آن را به حساب یكى از پیشگویی‌هاى اعجاز آمیز قرآن مجید گذارد.

اگر عرب در عصر جاهلیت اولى، جنگ و غارتگرى داشت، و فى المثل چندین بار بازار عكاظ صحنه خونریزی‌هاى احمقانه گردید كه چند تن كشته شدند، در جاهلیت عصر ما، جنگ‌هاى جهانى رخ مى‏دهد، كه گاه بیست ملیون نفر در آن قربانى و بیش از آن مجروح و ناقص الخلقه مى‏شوند!

اگر در جاهلیت عرب زنان، «تبرج به زینت» مى‏كردند، و روسرى‏هاى خود را كنار مى‏زدند به گونه‏اى كه مقدارى از سینه و گلو و گردنبند و گوشواره آنها نمایان مى‏گشت، در عصر ما كلوپ‌هایى تشكیل مى‏شود بنام كلوپ برهنگان (كه نمونه آن در انگلستان معروف است) كه با نهایت معذرت، افراد در آن برهنه مادرزاد مى‏شوند، رسوایی‌هاى پلاژهاى كنار دریا و استخرها و حتى معابر عمومى هم نگفتنى است.

اگر در جاهلیت عرب، «زنان آلوده ذوات الاعلام» بودند كه پرچم بر در خانه خود مى‏زدند تا افراد را به سوى خود دعوت كنند!، در جاهلیت قرن ما افرادى هستند كه در روزنامه‏هاى مخصوص مطالبى را در این زمینه مطرح مى‏كنند كه قلم از ذكر آن شرم دارد، و جاهلیت عرب بر آن صد شرف دارد.

خلاصه چه گوئیم از وضع مفاسدى كه در تمدن مادى ماشینى، منهاى ایمان، در عصر ما وجود دارد كه ناگفتنش بهتر است، و نباید این تفسیر را با آن آلوده كرد.

آنچه گفتیم فقط مشتى از خروار براى نشان دادن زندگى كسانى بود كه از خدا فاصله مى‏گیرند، و با داشتن هزاران دانشگاه و مراكز علمى و دانشمندان معروف، در منجلاب فساد غوطه‏ور شوند، و حتى گاهى همین مراكز علمى و دانشمندانشان در اختیار همان فجایع و مفاسد قرار مى‏گیرند.

 


[1]. سوره حج، آیه30 و سوره مائده، آیه90 و سوره توبه، آیه125و سوره انعام، آیه 145

[2] ."طبرسى" در" مجمع البیان" ذیل آیه مورد بحث- این حدیث به طرق دیگر نیز از" ام سلمه" به همین مضمون نیز نقل شده است (به" شواهد التنزیل" حاكم حسكانى جلد 2 صفحه 56 به بعد مراجعه شود).

[3] . مجمع البیان" (ذیل آیه مورد بحث).

[4] . شواهد التنزیل جلد 2 صفحه 31 به بعد.

[5] . درّ المنثور، ذیل آیه مورد بحث.

[6] . شواهد التنزیل، جلد 2 صفحه 11.

[7] . شواهد التنزیل، جلد 2 صفحه 28 و 29.

[8] . درّ المنثور، ذیل آیه مورد بحث.

[9] . "شواهد التنزیل" جلد 2 صفحه 25.

[10] . به جلد دوم" احقاق الحق" و پاورقی‌هاى آن مراجعه شود.

[11] . به جلد دوم" شواهد التنزیل" از صفحه 10 تا 92 مراجعه شود.

[12] . "استیعاب" و" صحیح بخارى" و" مسلم" (طبق نقل المراجعات صفحه 229- نامه 72).

[13] . سوره احزاب ، آیه 15.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: