الف. آیه تطهیر، برهان روشن عصمت است.
بعضى از مفسران، «رجس» را در آیه فوق، تنها اشاره به شرك و یا «گناهان كبیره زشت» همچون«زنا» دانستهاند، در حالى كه هیچ دلیلى بر این محدودیت در دست نیست، بلكه اطلاق «الرجس» (با توجه به اینكه الف و لام آن «الف و لام جنس» است) هر گونه پلیدى و گناه را شامل مىشود، چرا كه گناهان همه رجسند، و لذا این كلمه در قرآن به«شرك»، «مشروبات الكلى»، «قمار»، «نفاق»، «گوشتهاى حرام و ناپاك» و مانند آن اطلاق شده است.[1]
و با توجه به اینكه اراده الهى تخلف ناپذیر است، و جمله ﴿ إِنَّما یرِیدُ اللَّـهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ﴾ دلیل بر اراده حتمى او مىباشد، مخصوصا با توجه به كلمه «انما» كه براى حصر و تاكید است روشن مىشود كه اراده قطعى خداوند بر این قرار گرفته، كه اهل بیت از هر گونه رجس و پلیدى و گناه پاك باشند، و این همان مقام عصمت است.
این نكته نیز قابل توجه است؛ كه منظور از اراده الهى در این آیه دستورات و احكام او در مورد حلال و حرام نیست، چرا كه این دستورات شامل همگان مىشود و اختصاص به اهل بیت ندارد. بنا بر این با مفهوم كلمه انمّا سازگار نمىباشد.
پس این اراده مستمر اشاره به یك نوع امداد الهى است كه اهل بیت را بر عصمت و ادامه آن یارى مىدهد و در عین حال منافات با آزادى اراده و اختیار ندارد (چنان كه قبلا شرح دادیم).
در حقیقت مفهوم آیه همان چیزى است كه در «زیارت جامعه» نیز آمده است: «عصمكم الله من الزلل و آمنكم من الفتن، و طهّركم من الدّنس، و اذهب عنكم الرّجس، و طهّركم تطهیرا»:
«خداوند شما را از لغزشها حفظ كرد و از فتنه انحرافات در امان داشت، و از آلودگیها پاك ساخت و پلیدى را از شما دور كرد، و كاملا تطهیر نمود.»
با این توضیح در دلالت آیه فوق بر مقام عصمت اهل بیت: نباید تردید كرد.
ب. آیه تطهیر درباره چه كسانى است؟
گفتیم؛ این آیه گرچه در لابلاى آیات مربوط به همسران پیامبر آمده اما تغییر سیاق آن (تبدیل ضمیرهاى «جمع مؤنث» به «جمع مذكر» ) دلیل بر این است كه این آیه محتوایى جداى از آن آیات دارد.
به همین دلیل، حتى كسانى كه آیه را مخصوص به پیامبر و على و فاطمه و حسن و حسین: ندانستهاند معنى وسیعى براى آن قائل شدهاند كه هم این بزرگواران را شامل مىشود و هم همسران پیامبر را.
ولى روایات فراوانى در دست داریم كه نشان مىدهد آیه مخصوص این بزرگواران است، و همسران در این معنى داخل نیستند، هر چند از احترام متناسب برخوردارند. اینك بخشى از آن روایات را ذیلا از نظر مىگذرانیم:
1. روایاتى كه از خود همسران پیامبر نقل شده و مىگوید:
هنگامى كه پیامبر سخن از این آیه شریفه مىگفت، ما از او سؤال كردیم كه جزء آن هستیم فرمود: شما خوبید اما مشمول این آیه نیستید! از آن جمله روایتى است كه «ثعلبى» در تفسیر خود از «ام سلمه» نقل كرده كه پیامبر در خانه خود بود كه فاطمه3 پارچه حریرى نزد آن حضرت آورد، پیامبر فرمود: همسر و دو فرزندانت حسن و حسین را صدا كن، آنها را آورد، سپس غذا خوردند بعد پیامبر عبایى بر آنها افكند و گفت:
«خداوندا اینها خاندان منند، پلیدى را از آنها دور كن، و از هر آلودگى پاكشان گردان» و در اینجا آیه ﴿إِنَّما یرِیدُ اللَّـهُ﴾ نازل شد . . . من گفتم: آیا من هم با شما هستم اى رسول خدا؟!، فرمود: ﴿انك الى خیر﴾ تو بر خیر و نیكى هستى» (اما در زمره این گروه نیستى).[2]
و نیز «ثعلبى» خود از «عایشه» چنین نقل مىكند: هنگامى كه از او درباره جنگ جمل و دخالت او در آن جنگ ویرانگر سؤال كردند (با تاسف) گفت:
این یك تقدیر الهى بود!، و هنگامى كه درباره على7 از او سؤال كردند چنین گفت:
آیا از من درباره كسى سؤال مىكنى كه محبوبترین مردم نزد پیامبر بود، و از كسى مىپرسى كه همسر محبوبترین مردم نزد رسول خدا بود، من با چشم خود، على و فاطمه و حسن و حسین را دیدم كه پیامبر آنها را در زیر لباسى جمع كرده بود و فرمود:
خداوندا! اینها خاندان منند و حامیان من، رجس را از آنها ببر و از آلودگیها پاكشان فرما، من عرض كردم: اى رسول خدا! آیا من هم از آنها هستم؟ فرمود:
دور باش، تو بر خیر و نیكى هستى (اما جزء این جمع نمىباشى).[3]
این گونه روایات با صراحت مىگوید كه همسران پیامبر جزء عنوان اهل بیت در این آیه نیستند.
- شود؛ پیامبر، على و فاطمه و حسن و حسین: را فرا خواند- و یا به خدمت او آمدند- پیامبر عبایى بر آنها افكند، و گفت:
خداوندا! اینها خاندان منند، رجس و آلودگى را از آنها دور كن، در این هنگام آیه ﴿ إِنَّما یرِیدُ اللَّـهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ﴾ نازل گردید.
دانشمند معروف حاكم حسكانى نیشابورى در «شواهد التنزیل» این روایات را به طرق متعدد، از راویان مختلفى گرد آورى كرده است.[4]
در اینجا این سؤال جلب توجه مىكند كه هدف از جمع كردن آنها در زیر كساء چه بوده؟
گویا پیامبر مىخواسته است كاملا آنها را مشخص كند، و بگوید آیه فوق، تنها درباره این گروه است، مبادا كسى مخاطب را در این آیه تمام بیوتات پیامبر و همه كسانى كه جزء خاندان او هستند بداند.
حتى در بعضى از روایات آمده است كه پیامبر سه بار این جمله را تكرار كرد: «خداوندا اهل بیت من اینها هستند، پلیدى را از آنها دور كن»[5]
- خوانیم: بعد از نزول آیه فوق، پیامبر مدت شش ماه، هنگامى كه براى نماز صبح از كنار خانه فاطمه3 مىگذشت صدا مىزد:
«هنگام نماز است اى اهلبیت!، خداوند مىخواهد پلیدى را از شما اهل بیت دور كند و شما را پاك سازد».
این حدیث را «حاكم حسكانى» از «انس بن مالك» نقل كرده است.[6]
در روایت دیگرى كه از«ابو سعید خدرى» از پیامبر نقل شده مىخوانیم: «پیامبر این برنامه را تا هشت یا نه ماه ادامه داد»!.[7]
حدیث فوق را «ابن عباس» نیز از پیامبر نقل كرده است.[8]
این نكته قابل توجه است كه تكرار این مساله، در مدت شش یا هشت یا نه ماه، به طور مداوم، در كنار خانه فاطمه3 براى این است كه مطلب را كاملا مشخص كند، تا در آینده تردیدى براى هیچ كس باقى نماند، كه این آیه تنها در شان این گروه نازل شده است. به خصوص اینكه تنها خانهاى كه در ورودى آن در مسجد پیامبر باز مىشد، بعد از آنكه دستور داد درهاى خانههاى دیگران به سوى مسجد بسته شود در خانه فاطمه3 بود و طبعا همیشه جمعى از مردم به هنگام نماز این سخن را در آنجا از پیامبر مىشنیدند (دقت كنید).
با این حال جاى تعجب است، كه بعضى از مفسران اصرار دارند كه آیه مفهوم عامى دارد و همسران پیامبر نیز در آن وارد هستند، هر چند اكثریت علماى اسلام، اعم از شیعه و اهل سنت، آن را محدود به این پنج تن مىدانند.
قابل توجه اینكه «عایشه» همسر پیامبر كه طبق گواهى روایات اسلامى، در بازگو كردن فضائل خود، و ریزهكاریهاى ارتباطش با پیامبر چیزى فروگذار نمىكرد، اگر این آیه شامل او مىشد قطعا در لابلاى سخنانش به مناسبتهایى از آن سخن مىگفت، در حالى كه هرگز چنین چیزى از او نقل نشده است.
4 . روایات متعددى از «ابو سعید خدرى» صحابى معروف نقل شده كه با صراحت گواهى مىدهد « این آیه تنها درباره همان پنج تن نازل شده است» «نزلت فى خمسة: فى رسول الله و على و فاطمه و الحسن و الحسین:».[9]
این روایات به قدرى زیاد است كه بعضى از محققین آن را متواتر مىدانند.
از مجموع آنچه گفتیم چنین نتیجه مىگیریم؛ كه منابع و راویان احادیثى كه دلالت بر انحصار آیه به پنج تن مىكند، به قدرى زیاد است كه جاى تردید در آن باقى نمىگذارد، تا آنجا كه در شرح «احقاق الحق» بیش از هفتاد منبع از منابع معروف اهل سنت گرد آورى شده، و منابع شیعه در این زمینه از هزار هم مىگذرد[10] نویسنده كتاب «شواهد التنزیل» كه از علماى معروف برادران اهل سنت است بیش از 130 حدیث در این زمینه نقل كرده است.[11]
از همه اینها گذشته، پارهاى از همسران پیامبر، در طول زندگى خود به كارهایى دست زدند، كه هرگز با مقام معصوم بودن سازگار نیست، مانند؛ ماجراى جنگ جمل، كه قیامى بود بر ضد امام وقت، كه سبب خونریزى فراوانى گردید. و به گفته بعضى از مورخان تعداد كشتگان این جنگ به هفده هزار نفر بالغ مىشد.
بدون شك، این ماجرا به هیچ وجه قابل توجیه نیست و حتى مىبینیم كه خود عایشه نیز بعد از این حادثه، اظهار ندامت مىكند كه نمونهاى از آن در بحثهاى پیشین گذشت.
عیب جویى كردن «عایشه» از «خدیجه» كه از بزرگترین و فداكارترین و با فضیلتترین زنان اسلام است در تاریخ اسلام مشهور است، این سخن به قدرى بر پیامبر ناگوار آمد كه از شدت غضب مو بر تنش راست شد و فرمود:
به خدا سوگند كه هرگز همسرى بهتر از او نداشتم، او زمانى ایمان آورد كه مردم كافر بودند و زمانى اموالش را در اختیار من گذاشت كه مردم همه از من بریده بودند!.[12]
ج. آیا اراده الهى در اینجا تكوینى است یا تشریعى؟
در لابلاى تفسیر آیه، اشارهاى به این موضوع داشتیم كه «اراده» در جمله ﴿إِنَّما یرِیدُ اللَّـهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ﴾، اراده تكوینى است نه تشریعى.
براى توضیح بیشتر باید یاد آور شویم، كه منظور از اراده تشریعى، همان اوامر و نواهى الهى است، فى المثل خداوند از ما نماز و روزه و حج و جهاد خواسته، این اراده تشریعى است.
معلوم است كه اراده تشریعى به افعال ما تعلق مىگیرد نه افعال خداوند، در حالى كه در آیه فوق، متعلق اراده، افعال خدا است، مىگوید: خدا اراده كرده است كه پلیدى را از شما ببرد، بنا بر این چنین ارادهاى باید تكوینى باشد، و مربوط به خواست خداوند در عالم تكوین.
افزون بر این، مساله «اراده تشریعى» نسبت به پاكى و تقوا، انحصار به اهل بیت: ندارد چرا كه خدا به همه دستور داده است پاك باشند و با تقوا، و این مزیتى براى آنها نخواهد بود، زیرا همه مكلفان مشمول این فرمانند.
به هر حال این موضوع یعنى اراده تشریعى نه تنها با ظاهر آیه سازگار نیست كه با احادیث گذشته به هیچ وجه تناسبى ندارد، زیرا همه این احادیث سخن از یك مزیت والا و ارزش مهم ویژه مىكند كه مخصوص اهل بیت: است.
این نیز مسلم است كه «رجس» در اینجا به معنى پلیدى ظاهرى نمىباشد، بلكه اشاره به پلیدیهاى باطنى است. و اطلاق این كلمه، هر گونه انحصار و محدودیت را، در شرك و كفر و اعمال منافى عفت و مانند آن نفى مىكند، و همه گناهان و آلودگیهاى عقیدتى و اخلاقى و عملى را شامل مىشود.
نكته دیگرى كه باید به دقت متوجه آن بود این است؛ كه اراده تكوینى كه به معنى خلقت و آفرینش است در اینجا به معنى مقتضى است نه علت تامه، تا موجب جبر و سلب اختیار گردد.
توضیح اینكه: مقام عصمت به معنى یك حالت تقواى الهى است كه به امداد پروردگار در پیامبران و امامان ایجاد مىشود اما با وجود این حالت، چنان نیست كه آنها نتوانند گناه كنند، بلكه قدرت این كار را دارند، و با اختیار خود از گناه چشم مىپوشند.
درست همانند یك طبیب بسیار آگاه كه هرگز یك ماده بسیار سمى را كه خطرات جدى آن را مىداند هرگز نمىخورد. با اینكه قدرت بر این كار دارد، اما آگاهیها و مبادى فكرى و روحى او سبب مىشود كه با میل و اراده خود از این كار چشم بپوشد.
این نكته نیز لازم به یادآورى است، كه این تقواى الهى موهبت ویژهاى است كه به پیغمبران داده شد نه به دیگران، ولى باید توجه داشت كه خداوند این امتیاز را به خاطر مسئولیت سنگین رهبرى به آنها داده بنا بر این امتیازى است كه بهره آن عاید همگان مىشود و این عین عدالت است. درست مانند امتیاز خاصى است كه خداوند به پردههاى ظریف و بسیار حساس چشم داده، كه تمام بدن از آن بهره مىگیرد.
از این گذشته، به همان نسبت كه پیامبران امتیاز دارند و مشمول مواهب الهى هستند، مسئولیتشان نیز سنگین است و یك ترك اولاى آنها معادل یك گناه بزرگ افراد عادى است، و این مشخص كننده خط عدالت است.
د. جاهلیت قرن بیستم!
همانگونه كه اشاره شد جمعى از مفسران در تفسیر﴿الْجاهِلِیةِ الْأُولى﴾[13] در آیات مورد بحث گرفتار شك و تردید شدند. گویى نتوانستند باور كنند كه بعد از ظهور اسلام، نوعى دیگر جاهلیت در جهان پا به عرصه وجود خواهد گذاشت كه جاهلیت عرب قبل از اسلام در مقابل آن موضوع كم اهمیتى خواهد بود.
ولى امروز این امر براى ما كه شاهد مظاهر جاهلیت وحشتناك قرن بیستم هستیم كاملا حل شده است، و باید آن را به حساب یكى از پیشگوییهاى اعجاز آمیز قرآن مجید گذارد.
اگر عرب در عصر جاهلیت اولى، جنگ و غارتگرى داشت، و فى المثل چندین بار بازار عكاظ صحنه خونریزیهاى احمقانه گردید كه چند تن كشته شدند، در جاهلیت عصر ما، جنگهاى جهانى رخ مىدهد، كه گاه بیست ملیون نفر در آن قربانى و بیش از آن مجروح و ناقص الخلقه مىشوند!
اگر در جاهلیت عرب زنان، «تبرج به زینت» مىكردند، و روسرىهاى خود را كنار مىزدند به گونهاى كه مقدارى از سینه و گلو و گردنبند و گوشواره آنها نمایان مىگشت، در عصر ما كلوپهایى تشكیل مىشود بنام كلوپ برهنگان (كه نمونه آن در انگلستان معروف است) كه با نهایت معذرت، افراد در آن برهنه مادرزاد مىشوند، رسواییهاى پلاژهاى كنار دریا و استخرها و حتى معابر عمومى هم نگفتنى است.
اگر در جاهلیت عرب، «زنان آلوده ذوات الاعلام» بودند كه پرچم بر در خانه خود مىزدند تا افراد را به سوى خود دعوت كنند!، در جاهلیت قرن ما افرادى هستند كه در روزنامههاى مخصوص مطالبى را در این زمینه مطرح مىكنند كه قلم از ذكر آن شرم دارد، و جاهلیت عرب بر آن صد شرف دارد.
خلاصه چه گوئیم از وضع مفاسدى كه در تمدن مادى ماشینى، منهاى ایمان، در عصر ما وجود دارد كه ناگفتنش بهتر است، و نباید این تفسیر را با آن آلوده كرد.
آنچه گفتیم فقط مشتى از خروار براى نشان دادن زندگى كسانى بود كه از خدا فاصله مىگیرند، و با داشتن هزاران دانشگاه و مراكز علمى و دانشمندان معروف، در منجلاب فساد غوطهور شوند، و حتى گاهى همین مراكز علمى و دانشمندانشان در اختیار همان فجایع و مفاسد قرار مىگیرند.
[1]. سوره حج، آیه30 و سوره مائده، آیه90 و سوره توبه، آیه125و سوره انعام، آیه 145
[2] ."طبرسى" در" مجمع البیان" ذیل آیه مورد بحث- این حدیث به طرق دیگر نیز از" ام سلمه" به همین مضمون نیز نقل شده است (به" شواهد التنزیل" حاكم حسكانى جلد 2 صفحه 56 به بعد مراجعه شود).
[3] . مجمع البیان" (ذیل آیه مورد بحث).
[4] . شواهد التنزیل جلد 2 صفحه 31 به بعد.
[5] . درّ المنثور، ذیل آیه مورد بحث.
[6] . شواهد التنزیل، جلد 2 صفحه 11.
[7] . شواهد التنزیل، جلد 2 صفحه 28 و 29.
[8] . درّ المنثور، ذیل آیه مورد بحث.
[9] . "شواهد التنزیل" جلد 2 صفحه 25.
[10] . به جلد دوم" احقاق الحق" و پاورقیهاى آن مراجعه شود.
[11] . به جلد دوم" شواهد التنزیل" از صفحه 10 تا 92 مراجعه شود.
[12] . "استیعاب" و" صحیح بخارى" و" مسلم" (طبق نقل المراجعات صفحه 229- نامه 72).
[13] . سوره احزاب ، آیه 15.