مقدس اردبیلی در حدیقهٔ الشیعه میگوید:
چنانچه سابقا اشاره شد، امام زمان4 باید که به صفت عصمت و طهارت متّصف باشد، و از گناهان صغیره و کبیره عمدا و سهوا برئ باشد، و از آلودگی ظاهر و باطن و هر چه موجب نقص و عیب است مبرا و منزه باشد، تا مستحق مرتبه خلافت رسول6 و مستوجب رتبۀ نیابت الهی گردد. و حق سبحانه و تعالی تصریح به عصمت و طهارت اهل بیت: نموده و فرموده است: ﴿ إِنَّما یریدُ اللَّـهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً ﴾[1] که به اجماع مفسران سنی و شیعه در شأن حضرت امیرالمومنین علی و فاطمه زهرا و حسن و حسین: نازل شده است.[2]
و محدثان اهل سنت در كتب احادیث خود نقل كردهاند[3] از ابی الحمراء كه او گفت : نه ماه در مدینه در خدمت حضرت رسول بودم كه هیچ صبحی نبود که آن حضرت از خانه بیرون آید، مگر آنكه بر در خانه علی7 آمده و دست مبارك بر در آن خانه میگذاشت و میفرمود : السلام علیكم و رحمه الله و بركاته . و در جواب، امام علی7) و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین: میگفتند : علیك السلام یا نبی الله و رحمه الله و بركاته. بعد از آن رسول خدا میفرمود : «الصلاة رحمكم الله! انما یریدالله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیر». پس بعد از آن به مسجد رفته به نماز مشغول میشد.
حق تعالی در این آیه، ذهاب رجس از ایشان نموده، یعنی آنچه موجب چرکینی و خستی تواند بود از ارتکاب سیئات و ناشایست ظاهری، و آنچه باعث دوری از رحمت الهی باشد، مثل حسد و کینه و نفاق و دوستی و حب و جاه و ریا و خودپرستی و غیر آن از نجاسات باطنی تمامی را از ایشان دور گردانیده و در آن مبالغه تمام فرموده، چنانچه از مفهوم ﴿و یطهرکم تطهیرا﴾ ظاهر است.
و غرض حق سبحانه از این آیه، اظهار عصمت و استحقاق امامت و انحصار این عطیه است در اهل بیت رسالت:، چنانچه لفظ «انما» افاده آن میکند. و بیان نزول آیه به اجماع مفسران آن است که روزی رسول خدا در خانه ام سلمه خوابیده بود، که حسن و حسین 8در آن خانه درآمدند و به نزدیک رسول بنشستند و بعد از آن فاطمه3 درآمد و از عقب ایشان امیرالمومنین7 آمده بنشستند. چون رسول بیدار شد و ایشان را مجتمع دید خرم شد. حسنین را بر زانوی چپ و راست خود نشانیده و فاطمه و علی را به ایشان متصل ساخته عبای خیبری که در آنجا بود برگرفته، ایشان را به آن عبا پوشانیده، کنار عبا را در زیر پای مبارک خود گذاشت و دست به درگاه حق تعالی برداشت و گفت:
« اللّهم إنَّ لِکُلّ نبیٍّ أهل بیتٍ و هؤلاءِ أَهلُ بَیتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا »؛
یعنی بار خدایا! هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است اینها اهل بیت مناند پس دور گردان از ایشان رجس یعنی چرکینی و زشتی ظاهری و باطنی را و پاک گردان ایشان را پاک گردانیدنی که از تو سزد.
در این حال، جبرئیل امین7 آمد و این آیه مذکوره را فرود آورد. و ام السلمه گوید؛ که من در گوشه خانه به نماز مشغول بودم چون این را شنیدم گفتم: «یا رسول الله الست من اهل بیتک»؟ یعنی آیا من از اهل بیت تو نیستم؟ رسول الله فرمود: «انک علی خیر و انما اهل بیتی هولاء، یعنی ای ام السلمه! عاقبت تو بخیر است و لیکن اهل بیت من ایشانند و غیر ایشان نیستند.
بعضی از معاندین گفتهاند: که چون آیه تطهیر خطاب به ازواج رسول است باید که در شأن ازواج نازل شده باشد و اینکه عدول از خطاب اناث به خطاب ذکور شده دور نیست که گوئیم در شأن همه اهل بیت: نازل شده است از مردان و زنان؛ پس حسنین و علی و فاطمه را نیز شامل باشد.
و جواب این حرف؛
اولا؛ آن است که این دو سه کس که گفتگو را به ایشان نسبت میدهند، اعتمادی و اعتباری در میان مفسران ندارند. و ابن حجر، که از اکابر علمای اهل سنت است، در کتاب «صواعق» گفته؛ که اکثر مفسران اهل سنت برآنند؛ که این آیه در شأن علی و فاطمه و حسنین نازل شده[4]، از جهت آن که «عنکم و یطهرکم» ضمیر مذکر است.
ثانیا، آنکه رعایت مناسبت به آیه سابق وقتی منظور است که مانعی نباشد و اینجا تذکیر «عنکم و یطهرکم» مانع است و آنکه روایت کردهاند که چون آیه نازل شد حضرت فرمود: که «اللهم هولاء اهل بیتی فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا» و سوال ام سلمه و جواب دادن او را که «انک علی خیر» و چندین قرینه دیگر مانع است؛ پس آنکه این مناسبت را رعایت نموده و از اینها همه غافل شده قایل آن خطاب است که رأیت شیئا و غابت عنک اشیاء؛ یعنی یک چیز را دیدی و از چندین چیز غافل شدی.
علی الله فی کل الأمور توکلی |
|
و بالخمس أصحاب العباء توسّلی |
محمد المبعوث حقا و بنته |
|
و سبطیه ثم المقتدی المرتضی علی |
و این شعر از کمال ظهور محتاج ترجمه نیست.
و بعضی دیگر از مخالفین حدیثی از ام سلمه نقل نمودهاند و گمان نمودهاند که با آن احادیث معارضه میکند و آن احادیث را رد مینماید و آن حدیث این است که ام السلمهٔ با رسول خدا، گفت: «الست من اهل البیت؟» حضرت در جواب فرمود:
بلی ان شاء الله. پس هرگاه حضرت در جواب آیا نیستم من از اهل البیت، گفته باشد بلی، البته او را در اهل بیت داخل کرده خواهد بود.
جواب آن است که این حدیث صحیح نیست و به فرض صحت، ام السلمه در این روایت در معرض تهمت برای جلب منفعت اثبات شرف و بزرگیست از برای خود، و قول او به تنهایی مسموع نیست. و هرگاه حضرت رسول خدا در جواب او، بلی ان شاء الله، فرموده باشد، پس از اهل بیت بودن او را معلق به مشیت الهی ساخته، یعنی اگر خدا بخواهد تو از اهل بیت: خواهی بود و از این، جزم و یقین در اهل بیت: بودنش بهم نمیرسد.
[1] . آیه تطهیر: سوره احزاب، آیه 33.
[2] . شواهد التنزیل، ج 2، ص 18 – 140.
[3] . اسد الغابه، ج 5، ص 66 با مختصری اختلاف.
[4] . الصواعق المحرقه، ص 141.