سرّ دفع بودن نفی جنس در آیه این است که اینها مخلَصاند و شیطان نسبت به اینها دسترسی ندارد. نه اینكه علاقهمند باشد كه كاری به اینها نداشته باشد اینكه گفت ﴿إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ﴾[1] برای اینكه آنها چیزی میخواهند كه من بدلیاش را ندارم چیزی در دست من است(دنیا) كه آنها این را «عفطه عنز»[2] میدانند، لذا من چطوری میتوانم اینها را فریب بدهم.
بالأخره اگر كسی بخواهد بزرگی را فریب بدهد باید ابزارش را داشته باشد، چیزی كه او میخواهد این بتواند بدلیاش را درست كند، یا چیزی كه مورد علاقه اوست این بتواند فراهم كند.
خب اینكه مورد علاقه مخلَصین است، كه در دسترس شیطان نیست، آنكه در دسترس شیطان است كه آنها عفطه عنز میدانند این نه برای اینكه نسبت به او احترام میكند توانِ آن را ندارد كه فرمود من شیطان را به بند كشیدم.[3]
بنابراین نسبت به این ذوات مقدس بدی، قدرت رفتن ندارد تعبیر قرآن این نیست كه «لنصرفه عن السوء و الفحشاء» تعبیر این است كه «لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ».
[1] . سورة حجر، آية 40؛ سورة ص، آية 83.
[2] . ر. ك: نهجالبلاغه، خطبه 3. (عفطه عنز یعنی عدسه بز، کنایه از شیئی بی ارزش است)
[3] . ر. ك: الدرالمنثور، ج1، ص54.