آیا «خلود» در آیات مورد بحث به معنی جاودانگی است و یا همان مفهوم مدت طولانی را که مفهوم لغوی آن است میرساند.
بعضی مفسران از نظر اینکه خلود در اینجا مقید به مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ شده (مادام که آسمانها و زمین بر پا است) خواستهاند چنین نتیجه بگیرند که خلود در این مورد خاص به معنی جاودانگی نیست، زیرا آسمانها و زمینها، ابدیت ندارند و طبق صریح قرآن زمانی فرا میرسد که آسمانها در هم پیچیده میشود و این زمین ویران میگردد و تبدیل به زمین دیگری میگردد.[1]
ولی با توجه به اینکه اینگونه تعبیرات در ادبیات عرب، معمولاً کنایه از ابدیت و جاودانگی است، آیات مورد بحث نیز خلود را به معنی جاودانگی بیان میکند.
در کلام امام امیرمؤمنان علی7 در نهج البلاغه میخوانیم:
هنگامی که بعضی از خرده گیران نا آگاه به امام ایراد کردند که چرا در تقسیم بیت المال رعایت مساوات میکند و بعضی را برای تحکیم پایههای حکومت به دیگران ترجیح نمیدهد، امام ناراحت شد و فرمود:
«آیا به من میگویید برای پیروزی دست به ستم نسبت به کسانی که تحت حکومت منند بزنم. به خدا نزدیک این کار نمیروم مادام که مردم شبها به بحث مینشینند و مادام که ستارگان آسمان یکی پشت سر دیگری طلوع و غروب دارد.[2]
در اشعار دعبل خزاعی در قصیده معروفی که در حضور امام علی بن موسی الرضا7 خواند این شعر آمده است.
سابکیهم ما ذر فی الافق شارق و نادی مناد الخیر فی الصلوات
من بر شهیدان خاندان پیامبر گریه میکنم تا آن زمان که خورشید بر افق مشرق، نور میپاشد و تا آن زمان که بانگ اذان برای دعوت به نماز بر منارهها سر میدهد.[3]
البته این مخصوص به ادبیات عرب نیست، در زبانهای دیگر نیز کم و بیش وجود دارد و به هر حال دلالت آیه بر ابدیت نباید جای گفتگو باشد.
و به این ترتیب نیازی به گفتار کسانی که میگویند آسمان و زمین در اینجا آسمان و زمین قیامت است، که جاودانی میباشد نخواهد بود.
[1] . آیه 48 ابراهیم و آیه 104 انبیاء.
[2] . نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 126.
[3] . نور الأبصار، صفحه 140 و الغدیر و کتب دیگر.