آنگاه ابوبكر در جواب حضرت گفت: راست مىگوئى اى دختر پیامبر، پدر تو نسبت به مؤمنین با عطوفت و كریم بود و رحمت و رأفت داشت، و نسبت به كافرین عذاب الیم و عقاب عظیم بود. اگر بخواهیم نسب او را بنگریم در بین تمام زنان او را تنها پدر تو مىیابیم، و در بین دوستان صمیمیش تنها پسرعمویت (على7) را مىبینیم، كه او را بر تمام دوستان برگزید، و على كسى بود كه او را در هر كار بزرگى یارى مىنمود.
فقط انسان سعادتمند، شما را دوست مىدارد و تنها انسان شقىِ دور از خدا، شما را دشمن مىدارد. شما عترت پاك رسول خدا هستید و برگزیدگان منتخب اویید. راهنمایان ما بر كارهاى خیر شمایید، و سوق دهندگان ما به بهشت شما هستید.
و تو اى برگزیدهى تمام زنان و دختر بهترین پیامبران در آنچه كه مىگوئى راستگو هستى، و در وفور عقل سبقت دارى، و حق تو رد نشده است و سخن راستى كه مىگوئى از تو منع نمیشود. قسم بخدا! كه از رأى و نظر پیامبر پا را فرا نگذاشتم و كارى كه كردم با اجازهى او بود!! پیشتاز هر قوم به آنان دروغ نمیگوید، و تو گفتى و سخن خود را رساندى و دُرُشتى نمودى و قهر كردى!! و من خدا را شاهد مىگیرم- و او در شاهد بودن كافى است!- كه من شنیدم؛ كه رسول خدا مىفرمود: «ما گروه پیامبران طلا و نقره و زمین و خانه و اثاث خانه به ارث نمیگذاریم و كتابها و حكمت و علم و نبوت را به ارث مىگذاریم. و آنچه از مال دنیا از ما باقى مىماند از آنِ ولی امر بعد ما است كه در او به نظر خویش حكم كند!!»[1]
آنچه را كه تو در پى آن هستى براى تهیهى اسب و اسلحه قرار دادیم، كه مسلمانان با آن به مقابلهى دشمنان بپردازند و با كفار جهاد كنند و بر گردنكشان فجار شمشیر بزنند! و این عمل به اجماع مسلمانان است و به تنهائى آن را انجام نداده ام و به رأى خود عمل نكرده ام. این مال و منال من براى تو و در اختیارت باشد! و ما آن را از تو نمیگیریم و براى دیگرى ذخیره نمیكنیم. تو برترین بانوى امت پدرت و درخت طیبه اى براى فرزندانت هستى!
ما نمیخواهیم مال تو را كه به تو تفضل شده از تو بگیریم، و مقام اجداد و فرزندانت كم شمرده نمیشود. فرمان تو در آنچه كه در ملك من است مؤثر و نافذ است! آیا اجازه مىدهى در این باره با دستور پدرت مخالفت كنم؟!
پیامبر مخالف قرآن نمیگوید
[1]. این حدیث جعلى ابوبكر است كه براى غصب فدك آماده كرده بود، و حضرت زهرا3 در قسمتهاى قبلى و بعدى به طور مفصل آن را رد كردند و جواب ابوبكر را دادند.