فاضل نراقی(قدس) در کتاب علم اخلاق که ترجمه جامع السعادات است می نویسد:
راستگویی، ضد دروغگویی است و آن شریفترین صفات پسندیده و رئیس فضائل اخلاقی است، و آیات و اخباری که در ستایش و بزرگی فایده آن رسیده بیرون از شمار است، خدای سبحان میفرماید:
﴿ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّـهَ عَلَيْهِ ﴾[1] «مردانی که به پیمان خویش با خدا وفا کردند».
و میفرماید:
﴿ الصَّابِرِينَ وَ الصَّادِقِينَ وَ الْقَانِتِينَ وَ الْمُنْفِقِينَ وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ ﴾[2] «صابران و راستگویان و فرمانبران و انفاق کنندگان و آمرزش خواهان سحرگاهان)
ومیفرماید:
﴿ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا ... أُولٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ ﴾[3]
«مؤمنان فقط کسانیاند که به خدا و رسول او ایمان آورده آنگاه شک نکردهاند. . . اینها راستگویانند. »
و میفرماید:
﴿ وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلاَئِکَةِ ... وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولٰئِکَ الَّذِينَ صَدَقُوا ﴾[4] «نیک آن کس است که به خدا و آخرت. . . ایمان دارد. . . و شکیبایان در سختی و رنجوری و هنگام جنگ، این کسانند که راست گفتهاند».
رسول خدا فرمود:
«شما شش چیز را برای من تعهّد کنید من بهشت را برای شما تعهد میکنم:
هرگاه یکی از شما سخن گوید دروغ نگوید، و هنگامی که وعده دهد خلف نکند، و چون امانت به او سپارند خیانت نکند، و چشمهای خود را [از حرام] بپوشید، و دست خود را [از تعدی و ستم به یکدیگر] باز دارید، و دامنهای خود را [پاک] نگه دارید. »[5]
و از صادقیْن (امام باقر و امام صادق)8 روایت است که: «إن الرجل لیصدق حتی یکتبه الله صدیقا»[6] «مرد به سبب راستگویی به مرتبة صدیقان میرسد». [7]
و حضرت صادق7 فرمود: «کونوا دعاة الناس بالخیر بغیر السنتکم، لیروا منکم الاجتهاد و الصدق و الورع».
«مردم را با غیر زبان به خیر و نیکی دعوت کنید، آنها باید از شما کوشش [در اعمال نیک] و راستگویی و پارسائی ببینند». [8]
و فرمود:
«من صدق لسانه زکی عمله، و من حسنت نیّته زید فی رزقه، و من حسن بره بأهل بیته مدله فی عمره». [9]
«هر که زبانش راستگو باشد، عملش پاکیزه است، و هر که نیت او پاک باشد روزیش بسیار میشود، و هرکه با خانواده خود نیکی و خوشرفتاری کند عمرش دراز میگردد».[10]
و فرمود:
«لاتنظروا إلی طول رکوع الرجل و سجوده، فإنّذلک شیء اعتاده، ولو ترکه لاستوحش لذلک، و لکن انظروا إلی صدق حدیثه و أداء أمانته».
«به طول دادن رکوع و سجود کسی منگرید، که این عادت او شده، و اگر آن را ترک کند به وحشت میافتد، و لیکن به راستگویی و امانتداریش بنگرید». [11]
آن حضرت به یکی از اصحاب خود فرمود: «بنگر که علی به چه چیز در نزد رسول الله به آن مقام و مرتبه رسید، چنان باش، علی همانا به راستگویی و اداء امانت به آن مرتبه در نزد رسول خدا رسید».
و از آن حضرت روایت است که:
«انّالله لم یبعث نبیّا إلا بصدق الحدیث و أداء الأمانةإلی البّر و الفاجر».[12]
«خداوند هیچ پیامری را مبعوث نکرده مگر به راستگویی و اداء امانت به نیکوکار و بدکار».
و نیز فرمود:
«چهار چیز است که در هر که باشد ایمانش کامل است، و هر چند از سر تا قدمش گناه باشد از ایمان او نمیکاهد، و آنها راستگویی، اداء امانت، حیاء و خوشخویی است». و اخبار بسیار دیگری نیز به این مضامین رسیده است.
و از انواع صدق، صدق در گواهی است، و آن ضد گواهی دروغ است. و صدق در سوگند، و آن ضد قسم دروغ است، و وفای به عهد، و آن ضد خلف وعده است. و این نوع صدق، یعنی وفای به عهد، برترین و دوست داشتنیترین انواع صدق است، و از این رو خدای تعالی اسماعیل پیامبر را به آن میستاید و میفرماید:
﴿ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولاً نَبِيّاً ﴾[13] «که او درست وعده و فرستادهای پیامبر بود».
گفتهاند که وی با شخصی در جائی وعده کرد و آن شخص نیامد، اسماعیل بیست و دو روز در انتظار او باقی ماند. و روایت است که: «مردی با رسول خدا بیعت کرد و وعده داد که در فلان مکان به خدمت حضرت برسد، مرد در آن روز و روز بعد فراموش کرد و روز سوم آمد و پیغمبر را در همان مکان دید».
رسول خدا فرمود: «العدة دیْن»[14] یعنی: «وعده دین است».
و فرمود: «الوأی – ای الوعد – مثل الدّین أو أفضل» «وعده مانند دیْن یا بر تر از آن است».
[1] . سوره احزاب، آیه 23
[2] . سوره آل عمران، آیه 17
[3] . سوره حجرات، آیه 15
[4] . سوره بقره، آیه 177
[5] . نهج الفصاحه ، ص 216 .
[6] . کافی، ج 2 ، ص 105
[7] . روضهٔ الواعظین ، ص 736
[8] . قرب الاسناد، حمیری ، ص 77
[9] . اصول کافی ، ج 3 ، ص 163.
[10] . اصول کافی ، ج 2 ، ص 104 .
[11] . اصول کافی ، ج 2 ، ص 105.
[12] . بیشتر این احادیث را با «اصول کافی»: باب صدق و اداء امانت، و با «وسائل» کتاب حج، باب وجوب صدق، و با «مستدرک»: 3- 84 – 89 تصحیح کردیم.
[13] . سوره مریم، آیه 54
[14] . نهج الفصاحه، ص 578 ، ح 2004