borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
3. تفسیر نمونه

در آیات گذشته، سخن درباره گروهی از متخلفان در میان بود، متخلفانی که عهد و پیمان خود را با خدا و پیامبر شکسته، و عملا اظهارات خود را در مورد ایمان به خدا و روز جزا تکذیب نموده بودند و دیدیم که چگونه مسلمانان با قطع رابطه خود از آن‌ها تنبیهشان کردند! ‌اما در آیه مورد بحث اشاره به نقطه مقابل آن کرده، دستور می‌دهد که رابطه خود را با راستگویان و آن‌ها که بر سر پیمان خود ایستاده‌اند محکم بدارند.

نخست می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید ﴿یا أیُّها الَّذین آمنوا اتَّقوا الله﴾.

و برای اینکه بتوانند راه پر پیچ و خم تقوا را بدون اشتباه و انحراف بپیمایند اضافه می‌کند: با صادقان باشید؛ «و کونوا مع الصادقین» 

در اینکه منظور از «صادقین» چه کسانی است، مفسران احتمالات گوناگونی داده‌اند.

ولی اگر بخواهیم راه را نزدیک کنیم، باید به خود قرآن مراجعه کنیم که در آیات متعددی «صادقین» را تفسیر کرده است.

در سوره بقره می‌خوانیم:

﴿ لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلاَئِکَةِ وَ الْکِتَابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاکِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ وَ السَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقَابِ وَ أَقَامَ الصَّلاَةَ وَ آتَى الزَّکَاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولٰئِکَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‌ ﴾.[1]

در این آیه آیه می‌بینیم پس از آنکه مسلمانان را از گفتگوهای اضافی درباره مساله تغییر قبله نهی می‌کند، حقیقت نیکوکاری را برای آن‌ها چنین تفسیر می‌کند: ایمان به خدا و روز رستاخیز و فرشتگان و کتب آسمانی و پیامبران، سپس انفاق در راه خدا به نیازمندان و محرومان، و بر پا داشتن نماز، و پرداختن زکات، و وفای به عهد، و استقامت در برابر مشکلات به هنگام جهاد، و پس از ذکر همه این‌ها می‌گوید: کسانی که این صفات را دارا باشند، صادقان و پرهیزگارانند.

و به این ترتیب صادق کسی است که دارای ایمان به تمام مقدسات و به دنبال آن عمل در تمام زمینه‌ها باشد.

و در آیه 15 سوره حجرات می‌خوانیم: ﴿ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ أُولٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ‌ ﴾.

«مؤمنان تنها کسانی هستند که ایمان به خدا و پیامبرش آورده، سپس شک و تردیدی به خود راه نداده‌اند (و علاوه بر این) با اموال و جان‌‌های خود در راه خدا جهاد کردند، این‌ها صادقان هستند.

این آیه نیز «صدق» را مجموعه‌ای از ایمان و عمل که در آن هیچگونه تردید و تخلفی نباشد معرفی می‌کند.

و در آیه 8 سوره حشر می‌خوانیم: ﴿ لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّـهِ وَ رِضْوَاناً وَ يَنْصُرُونَ اللَّـهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ‌ ﴾.

در این آیه مؤمنان محرومی که علی رغم همه مشکلات، استقامت به خرج دادند و از خانه و اموال خود بیرون رانده شدند، ‌و جز رضای خدا و یاری پیامبر‌ هدفی نداشتند، به عنوان صادقان معرفی شده‌اند.

از مجموع این آیات نتیجه می‌گیریم که «صادقین» آن‌هایی هستند که تعهدات خود را در برابر ایمان به پروردگار به خوبی انجام می‌دهند، نه تردیدی به خود راه می‌دهند، نه عقب نشینی می‌کنند، نه از انبوه مشکلات می‌هراسند بلکه با انواع فداکاری‌ها، صدق ایمان خود را ثابت می‌کنند.

شک نیست که این صفات مراتبی دارد، بعضی ممکن است در قله آن قرار گرفته باشند که ما نام آن‌ها را معصومان می‌گذاریم، و بعضی در مراحل پایین‌تر.

آیا منظور از صادقین تنها معصومان است؟

گر چه مفهوم صادقین همانگونه که در بالا ذکر کردیم، مفهوم وسیعی است، ولی از روایات بسیاری استفاده می‌شود که منظور از این مفهوم در اینجا تنها معصومین هستند.

سلیم بن قیس هلالی چنین نقل می‌کند: که روزی امیرمؤمنان7 با جمعی از مسلمانان گفتگو داشت از جمله فرمود: ‌شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا می‌دانید هنگامی که خدا ﴿ یا أَیّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ و کُونُوا مَعَ الصَّادِقین ﴾ را نازل کرد سلمان گفت: ای رسول خدا6 آیا منظور از آن عام است یا خاص؟

پیامبر فرمود: مامورین به این دستور همه مؤمنانند و اما عنوان صادقین مخصوص برادرم علی و اوصیاء بعد از او تا روز قیامت است.

هنگامی که علی این سؤال را کرد، حاضران گفتند آری این سخن را از پیامبر شنیدیم.[2]

«نافع» از «عبدالله بن عمر» در تفسیر آیه چنین نقل می‌کند که خداوند نخست به مسلمانان دستور داد که از خدا بترسند، سپس فرمود: «کُونُوا مَعَ الصَّآدِقیِنَ یعنی مع محمد و أهل بیته » (با پیامبر اسلام و خاندانش).

گر چه بعضی از مفسران اهل تسنن مانند نویسنده «المنار» ذیل روایت فوق را به این صورت نقل کرده‌اند: «مع محمد و اصحابه».

ولی با توجه به اینکه مفهوم آیه عام است و هر زمانی را شامل می‌شود و می‌دانیم صحابه پیامبر در زمان محدودی بودند، عبارتی که در کتب شیعه، از عبدالله بن عمر نقل شده صحیح‌تر به نظر می‌رسد.

نویسنده‌ تفسیر برهان نظیر این مضمون را از طرق اهل تسنن نقل کرده و می‌گوید: «موفق بن احمد» به اسناد خود از «ابن عباس» در ذیل آیه فوق چنین نقل کرده: هُو علیّ بن ابی طالب (او علی بن ابی طالب است).

سپس می‌گوید: همین مطلب را «عبدالرزاق» در کتاب «رموز الکنوز» نیز آورده است.[3]

اما مسئله مهم‌تر این است که در آیه فوق دو دستور داده شده نخست دستور به تقوا و سپس دستور به همراه بودن با صادقین، اگر مفهوم صادقین در آیه عام باشد و همه مؤمنان راستین و با استقامت را شامل گردد باید گفته شود؛ و کونوا من الصادقین یعنی از صادقین باشید، نه با صادقین باشید (دقت کنید).

این خود قرینه روشنی است که« صادقین» در آیه به معنی گروه خاصی است.

از سوی دیگر منظور از همراه بودن این نیست که انسان همنشین آن‌ها باشد بلکه بدون شک منظور آن است که همگام آن‌ها باشد.

آیا اگر کسی معصوم نباشد ممکن است بدون قید و شرط، دستور پیروی و همگامی بااو صادر شود؟ آیا این خود دلیل بر آن نیست که این گروه تنها معصومانند؟! بنابراین آنچه را از روایات استفاده کردیم، با دقت و تأمل از خود آیه نیز می‌توان استفاده کرد.

جالب توجه اینکه مفسر معروف «فخر رازی» که به تعصب و شک آوری معروف است، این حقیقت را پذیرفته (هر چند غالب مفسران اهل تسنن، با سکوت، از این مسئله گذشته‌اند!) و می‌گوید: «خداوند مؤمنان را به همراه بودن با صادقین دستور داده، بنابراین آیه دلالت بر این دارد که: آن‌ها که جائز الخطا هستند باید به کسی اقتدا کنند که معصوم است، تا در پرتو او از خطا مصون بمانند، و این معنی در هر زمانی خواهد بود، و هیچ دلیلی بر اختصاص آن به عصر پیامبر نداریم.

ولی بعداً اضافه می‌کند: «قبول داریم که مفهوم آیه این است و در هر زمانی باید معصومی باشد، اما ما این معصوم را مجموع امت می‌دانیم نه یک فرد!، و به تعبیر دیگر این آیه دلیل بر حجیت اجماع مؤمنین و عدم خطای مجموع امت است.[4]

به این ترتیب فخر رازی نیمی از راه را به خوبی پیموده، اما در نیمه دوم گرفتار اشتباه شده است، اگر او به یک نکته که در متن آیه است توجه می‌کرد نیمه دوم راه را نیز به طور صحیح می‌پیمود، و آن اینکه اگر منظوراز صادقان مجموع امت باشد، خود این «پیرو» نیز جزء آن مجموع است، و در واقع پیرو جزئی از پیشوا می‌شود، و اتحاد تابع و متبوع خواهد شد، در حالی که ظاهر آیه این است که پیروان از پیشوایان، و تابعان از متبوعان جدا هستند (دقت کنید).

نتیجه اینکه آیه فوق از آیاتی است که دلالت بر وجود معصوم در هر عصر و زمان می‌کند.

تنها سؤالی که باقی می‌ماند این است که «صادقین» جمع است و باید در هر عصری معصومان، متعدد باشند. پاسخ این سؤال نیز روشن است و آن اینکه مخاطب تنها اهل یک عصر نیستند، ‌بلکه آیه تمام اعصار و قرون را مخاطب ساخته و مسلم است که مجموع مخاطبین همه اعصار، با جمعی از صادقین خواهند بود، و به تعبیر دیگر چون در هر عصری معصومی وجود دارد، هنگامی که همه قرون و اعصار را مورد توجه قرار دهیم سخن از جمع معصومان به میان خواهد آمد، نه از یک فرد.

شاهد گویای این موضوع آن است که در عصر پیامبر جز او کسی که واجب الاطاعهٔ باشد وجود نداشت، و در عین حال آیه به طور مسلم شامل مؤمنان زمان او می‌شود، بنابراین می‌فهمیم منظور جمع در یک زمان نیست بلکه جمع در مجموعه زمان‌هاست.

 


[1] . سوره بقره – آیه 177.

[2] و2 . تفسیر برهان جلد 2 صفحه 170.

[3] . تفسیر برهان، ج 2، صفحه 170.

[4] . تفسیر فخر رازی جلد 16 صفحه 220 – 221.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: