borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
اختیاری بودن اعمال انسان

مغالطه دیگر از خلط میان نسبت وجوب و نسبت امکان ناشی شده از آنجا که برای هر عمل با شرایط و مقتضیاتش دو جور نسبت است، ‌یکی آن نسبتی است که میان آن و علت تامه -یعنی تمامی آن چیزهایی است که در موجود شدنش دخالت دارند- برقرار است، از قبیل اراده آدمی، و سلامت ادوات عمل و آن اعضایی که عمل را انجام می‌دهند، و وجود ماده‌ای که قابلیت عمل داشته باشد، ‌و همچنین مساعدت زمان و مکان و نبود موانع، و غیر ذلک، که وقتی همه جمع شدند و تام و کامل گردیدند ثبوت عمل ضروری و واجب می‌شود، که این چنین نسبت، نسبت وجوب است.

و نسبتی که هر یک از اجزای علت با عمل دارند نسبت امکان است، چون وجود عمل به مجرد وجود یک جزء‌ واجب نمی‌شود، مثلا به صرف تحقق اراده آدمی عمل واجب الوجود نمی‌گردد، بلکه هنوز ممکن الوجود است، یعنی اگر بقیه اجزای علت تامه نیز محقق شدند، و با آن یک جزء منضم گردیدند عمل واجب می‌شود.

پس عمل موجود نمی‌شود مگر به ضرورت علت تامه، در عین اینکه ناچار و به ضرورت علت تامه موجود شده، و نسبتی با علت تامه دارد که نسبت وجوب است، ‌در عین حال نسبتی هم با اراده انسان دارد که نسبت امکان است و نسبت وجوبیه که میان آن و علت تامه‌اش برقرار است نسبت امکانیه‌ای را که با اراده آدمی دارد باطل نمی‌کند، ‌و آن را از امکان به ضرورت و وجوب منقلب نمی‌سازد، بلکه نسبت عمل با انسان دائما امکان است، ‌هم چنان که نسبت آن با علت تامه‌اش دائما وجوب است و دائما دو طرف عمل، ‌یعنی انجام دادن و ندادن آن نسبت به انسان متساوی است، ‌هم چنان که یکی از آن دو طرف بالنسبه به علت تامه دائما متعین و ضروری است.

و به بیانی دیگر و روشن‌تر؛ اینکه اگرعلم خدای تعالی تعلق گیرد به اینکه مثلا فلان چوب به زودی با آتش می‌سوزد، باعث می‌شود که این سوختن محقق شود، اما سوختن به این قید که با آتش باشد، نه مطلق سوختن.

زیرا چنین سوختنی متعلق علم حق قرار گرفته، ‌نه هر سوختنی، ‌چه به آتش باشد و چه به غیر آتش. و همچنین اگر علمش به این تعلق گیرد که فلان آدم به زودی فلان عمل را به اختیار و اراده خود انجام میدهد، و یا به خاطر عملی اختیاری، شقی می‌شود، چنین علمی باعث نمی‌شود مگر صدور فلان عمل را از فلان انسان با اختیار و اراده‌اش، نه صدور آن به طور مطلق چه اختیاری در میان باشد و چه نباشد، ‌و چه پای فلان آدم معین در میان باشد و چه نباشد، ‌تا لازم بیاید که میان آن عمل و آن شخص هیچگونه رابطه تأثیری نباشد.

پس به خوبی روشن گردید که علم خدا به عملی از انسان، اختیار را از انسان سلب ننموده، و جبر پیش نمی‌آورد، هر چند که معلوم او از علمش تخلف پذیر نباشد. و فرموده؛ ﴿ فامّا الّذین شقوا... تا آخر سه آیه، خٰالِدینَ فیهٰا مادامَتِ السّماوات وَ الارض الّا ما شاء ربّک انّ رَبّک فعّال لما یُرید﴾. این آیه مدت مکث و اقامت دوزخیان را در دوزخ بیان می‌کند، هم چنان که آیه بعدی ﴿ و امّا الّذین سعدوا...﴾ [1] مدت اقامت اهل بهشت را در بهشت معلوم می‌سازد، و می‌فرماید که مکث دوزخیان در دوزخ و بهشتیان در بهشت دائمی و ابدی است.

 


[1] . سوره هود، آیه 108

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: