borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
ای کاش مرده بودم

هنگامی که حضرت صدیقه طاهره3 از مسجد برگشت در حالی که حضرت امیرالمومنین علی7 در انتظار بازگشتن و درخشش سیمای منورش بود.

وقتی که در خانه قرار گرفت فرمود:

«ای فرزند ابیطالب! آیا مانند کودکی که در جنین است پرده پوشیده‌ای؟ (آیا مانند جنین در رحم حجره قرار گرفته‌ای) و در خانه نشسته‌ای. مانند کسی که به او تهمت زده شده است.

تو آن کسی بودی که شاه پرهای بازهای شکاری را درهم می‌شکستی. چه شده که از پرهای مرغان ناتوان فرومانده‌ای؟!

اینک فرزند ابی قحافه عطیه پدرم و قوت معیشت فرزندانم را به ظلم می‌رباید.

آشکارا با من دشمنی می‌ورزد و باتندی و خشونت در سخن من می‌تازد و جسورانه مجادله می‌کند کارم جایی کشیده که انصار دست از یاری من برداشته و مهاجرین، دیگر رشته دوستی را گسسته‌اند و مردمان دیگر هم چشم از یاریم پوشیده‌اند اینک نه مدافعی دارم و نه ممانعت کننده‌ای. با دلی آکنده از خشم بیرون شدم و با نهایت خواری و خفت برگشته‌ام.

آری آن روز شکست خوردی که تندی و حدّت خود را ضایع ساختی، روزگاری گرگان را شکار و پاره می‌کردی اما هم اکنون خاک‌نشینی را اختیار کرده‌ای؟!

جواب گوینده را نمی‌دهی و باطلی را از سر راه بر نمی‌داری.

من هم دیگر چاره را از دست داده‌ام ای کاش! پیش از این خواری و ذلت مرده بودم (دلم تنگ است این عقده‌ها را به جز شما پیش چه کسی خالی کنم؟)

و عذرخواه من در این سخنان که با شما باز گفتم و کم حرمتی که صادر شد خدای من است چه مرا وابگذاری و چه حمایتم فرمایی.

وای بر من در هر طلوع آفتاب، تکیه‌گاه و محلّ اعتمادم مرد، بازویم سست شد، به پیشگاه پدرم شکایت می‌برم و از پروردگارم دادخواهی می‌کنم. بارالها قوت و قدرت تو از همه بیشتر و عذاب و نکال تو از همه شدیدتر است».[1]

 


[1] .بحار الانوار ، ج 43 ، ص 148 ترجمه سید جعفر شهیدی ، چاپ بیروت و امالی شیخ صدوق.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: