شرط اساسی برای اینکه انسان به جایگاه صدیقین برسد و مشمول لطف الهی قرار گیرد، اطاعت از خداو پیامبر است و آنانکه در این عرصه موفق باشند خداوند منان ایشان را حسب درجات و مراتب در بارگاه پیامبران و صدیقین و شهیدان و صالحان مقام و منزلت خواهد داد و قرین با ایشان خواهند بود و ایشان چه نیک رفیقانی هستند.
مقام صادقین و صدیقین در فردای قیامت در ردیف مقام پیامبران6 و شهیدان و صالحان خواهد بود و یکی از چهار گروهی که در قیامت دارای منزلت ویژه الهی هستند و همه باید غبطه مقام ایشان را بخورند و در راه وصول به آن تلاش کنند، صدیقین :هستند.
البته در قرآن کریم برای نیل به این مرتبه انسانهای فرهیخته و بزرگی معرفی شدهاند از جمله حضرت مریم3 و حضرت ادریس7 و حضرت یوسف7 که از همه این بزرگواران به به عنوان صدیق یاد شده است.
عنایت به این نکته نیز مفید است که چه بسا در دنیا و آخرت برخی از اشخاص، جامع بیش از یکی از عناوین یاد شده، در این آیه کریمه باشند و قطعاً انبیاء الهی: و پیامبران اولوالعزم: ، مصداق بارز صدیقین عالم هستند و عناوین فراوان دیگری نیز بر این ایشان اطلاق میگردد.
اکنون به مصادیق قرآنی این مفهوم بلند و ارزشمند اشاره نموده و مثالهایی از قرآن کریم در این رابطه ذکر مینمائیم:
در تفسیر آیه شریفه ﴿ وَالّذی جاء بالصّدق و صدَّقَ بِهِ ﴾[1] آمده است؛ و آن کس که آورنده پیام صدق بوده است، [منظور رسول اعظم6 است.] و کسانی را که تصدیق نمودهاند، مؤمنان راستین و در جرگه اهل ایمانند.
در جای دیگر میفرماید: ﴿ الذّی جاء بالصدّق ﴾[2] که مراد جبرائیل امین است و «مصدق» رسول اکرم6 با هر دو بر نفس نفیس رسول اکرم6 منطبق است. هم او آورنده صدق است و هم در کلیه مراحل مصدق صدق و وحی است.
و رفتار و کردار و اعمال و اخلاص او، این حقیقت را تأیید، امضا و تصدیق مینماید.
واضح است که این تصدیق و صدق، یعنی ایمان، باور و اعتقادی که شک و تردید و ابهام و غش در آن راه نیابد و یعنی:
هر کسی که به تمامی آنچه از طرف خداوند آمده، و امر فرموده تصدیق کند و شک و ریبی در او راه نیابد و پیامبر اکرم را تصدیق کند به او صدّیق گفته میشود، و این عنوان بر او منطبق است و ایشان مصداق آیه شریفه «و الصدیقون» خواهند بود.
قرآن کریم، شخصیت عظیم القدری مانند حضرت یوسف7 را به عنوان صدیق معرفی میفرماید: و گرچه ار زبان دیگران این مفهوم بلند و نورانی بر آن حضرت اطلاق شده لیکن قرآن کریم به عنوان تأیید و تصدیق این حقیقت میفرماید:
﴿ يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ ﴾[3]
البته این معنا از قول رفقای زندانی حضرت یوسف7 که با آن بزرگوار در حبس بودند و از رفتار و کردار و گفتار او این نشانهها را یافته بودند و شیفته و مجذوب علم و ایمان او شده بودند، بر آن حضرت اطلاق شده و لیکن نقل قول قرآن و خود دلیلی بر تأیید و صحت اطلاق این معنا بر آن حضرت است و نشانه حقیقت داشتن این مفهوم بلند درباره آن مصداق تقوی و احسان است.
﴿ إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّـهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴾[4]
از اینجا معلوم میشود که عنوان محسن و محسنین و احسان نیز بر اهل صدق و صادقین و صدیقین قابل انطباق است.
همانگونه که ایشان در زمره صابران نیز خواهند بود. آری برّو صبر و تقوی و صدق و احسان، صفات و کمالات انسانهای برگزیده و پاکان و شایستگان است که از جهات مختلف بر ایشان اطلاق میگردد.
و در حقیقت صدیقون مجمع کمالات و کانون صفات و فضائل ارزشمند الهیاند و باید تلاش کرد تا خداوند توفیق وصول به مراحل صدق و یقین به همه ما کرامت فرماید.
درباره حضرت ادریس7 و نیز حضرت مریم عذرا3 و حضرت یونس7 نیز قرآن کریم این مفهوم نورانی را به کار برده است در خصوص حضرت ابراهیم نیز بیان شده:
﴿ إِنَّهُ کَانَ صِدِّيقاً نَبِيّاً ﴾. [5]
یکی از شخصیتهای برجسته که در قرآن کریم از او به عنوان صدیق یاد شده وجود مبارک ابراهیم خلیل الرحمن7 پیامبر اولوالعزم الهی است و او صدیق در تمامی صحنهها و همه شرائط بود و در کمال صدق و وفا این رسالت بزرگ را انجام داد و همانطور که قرآن کریم در باره او میفرماید:
﴿ وَ إِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى* أَنْ لاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ﴾. [6]
ابراهیم7 که انسانی تمام عیار و منشأخیر و برکت بود از تمامی امتحانات الهی موفق و پیروزمندانه بیرون آمد و صداقت و امانت و اخلاص خود را به رخ تاریخ کشید؛ او پیامبر بزرگ توحید و پدر پیامبران توحیدی: است؛ اینکه خداوند او را به این صفت نورانی توصیف میفرماید، به اعتبار آن همه اخلاص و صفا و تسلیم و رضای اوست؛ و اینکه او را در امر عبودیت و بندگی صادق و صدوق و صدیق میشناسد و در دین باوری و عشق به حق و حقیقت، بی نظیر و یا کم نظیر مییابد. او به میثاق الهی بطور دقیق و کامل عمل کرده و در کلیه مراحل سخت امتحان و تسلیم در برابر حق موفق بود.
﴿ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ وَ نَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا کَذٰلِکَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴾.
از داستان خواب حضرت ابراهیم7 و اینکه باید اسماعیل7 را قربانی کند و تسلیم این هر دو پدر و پسر در برابر امر و فرمان خداوند و وحی الهی و ندای الهی که خواب و رؤیا صادقانه الهی را تو تحقق بخشیده و تو پیروزمندانه مأموریت الهی را انجام دادی.
و ما این چنین به محسنین و نیکوکاران پاداش میدهیم؛ در این آیات دو وصف صدق و احسان که قبلا درباره حضرت یوسف آمده بود، درباره حضرت ابراهیم نیز صادق است.
﴿إِنَّا کَذٰلِکَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾[7]
در سوره مبارکه احزاب در توصیف مؤمنان راستین میفرماید:
﴿وَ لَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّـهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّـهُ وَ رَسُولُهُ﴾[8]
چنانچه در تواریخ آمده کوران جنگ احزاب، و شرائط اردوگاه اسلام در قیاس با شرائط جبهه دشمن و مشرکان قریش بسیار حساس و برای مسلمانان شکننده، پر مخاطره و امتحان عظیمی بود.
در چنین شرائطی و در برابر دشمن مجهّز و مسلح، مؤمنان چه باید بکنند و چه باید بگویند؟
در اینجا مؤمنان به جای ترس و وحشت و تسلیم و خود باختگی، با کمال شهامت و شجاعت و ثبات و آرامش، در صحنهها ایستاده و آرزوی پیروزی و حسرت ترس و عقب گرد و عقب نشینی در برابردشمن را به دل دشمن گذاشتند و جبهه دشمن را ناکام کردند.
در یک طرف همه امکانات و تجهیزات مناسب و در طرف دیگر جریان ایمان و عشق و عزم و اراده و هدف داری و مردانگی و شجاعت و جانفشانی در راه خدا!
یک طرف برخوردار از ظواهر فریبنده و تجهیزات و ادوات و ساز و برگ نظامی و امکانات مادی، و طرف دیگر مشحون ازایمان و اراده راسخ است.
یک طرف قدرت ظاهری است، و در طرف دیگر قدرت اراده مردان مؤمن آهنین و سختکوش و با صلابت، گر چه کوهها از جا کنده میشوند و لیکن ایشان مانند صخرههای سر به فلک کشیده ثابت و استوارند، و به عهدی که با خدا و رسول بستهاند وفادار و پایدارند و به وعده الهی ایمان دارند و رنج جهاد و شهادت برای ایشان گنج سعادت و سند عشقبازی با معشوق و عزت دنیا و آخرت است.
عشق آمد و شد چو جانم اندر رگ و پوست
تا ساخت ز خود تهی و پر ساخت زدوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامی است ز من مانده و باقی همه اوست
و این است وصف مؤمنان راستین.
قرآن کریم در آیه بعد، یعنی آیه 23 سوره مبارکه احزاب سرگذشت شیرین و لذت بخش فداکاری و از خود گذشتگی مؤمنان راستین را چنین توضیح میدهد:
﴿ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّـهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً ﴾[9].
از مؤمنان مردانی هستند که به عهد و پیمان خود با خداوند وفا کردند؛ پس برخی از ایشان بر آن عهد ایستادگی کردند تا به فیض شهادت رسیدند و برخی به افتخار فیض شهادت در انتظارند و هرگز عهد و پیمان خدا را تغییر ندادند و تبدیل نکردند.
آنها مظهر صدق و عهد و انتظار وعده الهی و آماده شهادت، و منتظر ملاقات حضرت رب العالمین هستند و در این راه تا آخر ثابت قدم، استوار، پایدار و رجال صادق و بزرگ مردان با صداقت و تاریخ ساز هستند.
«این سوکشان سوی خوشان آن سوکشان با ناخوشان
یا بشکند یا بگذرد کشتی از این گردابها»
نمونه این بزرگان در جنگ احزاب و احد، حضرت حمزه سیّد الشهداء و حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالباند، که یکی با خدا نرد عشق باخت و به شهادت رسید و دیگری در انتظار وعده الهی لحظه شماری میفرمود: تا به فوز عظیم شهادت و لقاء و وصال یار نائل آمد و فرمود:
«فزت و ربّالکعبه»
«ای علی که جمله عقل و دیدهای |
|
شمهای واگو از آنچه دیدهای» |
[1] . سوره زمر ، آیه 33.
[2] . همان.
[3] . سوره یوسف، آیه 46
[4] . سوره یوسف، آیه 90
[5] . سوره مریم ، آیه 41.
[6] . سوره نجم، آیه 37 و 38.
[7] . سوره صافات، آیه 80
[8] . سوره احزاب، آیه 22
[9] . سوره احزاب، آیه 23