در اهمیت عنصر صدق و راستی همین بس، که راز عروج پیشوای سالکان کوی مجد و کرامت انسانی و عامل صعود راهنمای دیار عزّت و سربلندی به بالاترین قلههای عظمت و ارجمندی را در همین عنصر باید جست، قندوزی در ینابیع المودّه میگوید: روزی سلمان فارسی به حضرت رسول اکرم عرض کرد آیا آیه ﴿ یا ایها الَّذین آمنوا اتَّقُوا الله و کُونوا مَعَ الصّادقین ﴾[1] مربوط به همه است یا مخصوص عدهای است. پیامبر پاسخ داد:
امر و دستور آیه متوجه همه مؤمنان است؛ اما مقصود از صادقان تنها برادرم علی و اوصیای من پس از او تا روز قیامت میباشند.[2]
سیوطی از ابن عباس نقل میکند که: «وَ کُونُوا مَعَ الصادِقِین» یعنی با علی بن ابیطالب7 باشید.[3]
حاکم حسکانی نیشابوری نیز روایتی از امام محمّد باقر7 نقل میکند که:
«وَکُونُوا مَعَ الصادِقِینَ» یعنی با علی بن ابیطالب7 باشید.[4]
صداقت و راستگویی کلید طلایی گنج مقصود است، که در دارالملک ایمان نهفته است و کسی بی آن، ره به سوی سرای ایمان میبرد و نه به گنج پر بهای دیانت و شریعت دست مییابد، پیشوای راستان، از راستی به عنوان پایه دین و ستون ایمان یاد میکند و میفرماید:
راستی ستون مسلمانی و پایه ایمان است.[5]
چنان که خیمه بی عمود، و سقف بی ستون، فرو ریخته و غیر قابل استفاده است، انسان بی بهره از صداقت در دار الامن ایمان و در پناهگاه اسلام جایی و قراری ندارد و از سرای سلامت اسلام و امن ایمان بیرون است و از نظر حیات دینی و روح ایمانی، مرده ای بیش نیست؛ چرا که ایمان تهی از صداقت، و اسلام منهای راستی در کلام امام علی7 بسان پیکر بی سر است.[6]
بنابراین، براساس آموزههای دینی راز گران قدری و ارجمندی انسان، در صدق و راستی نهفته است و خوش بختی و کامرانی تنها برای کسانی که تلاش و فعالیّت آنان توأم با صدق و راستی باشد. کسانی که جز از این ره برای نیک نامی و نیک بختی و نجات و خوش بختی میکوشند، ره به بیراهه بردهاند و فرجامی جز نگون بختی نخواهند داشت، چرا که:
نجات و کرامت، در پرتو صداقت به دست میآید.[7]
[1] . سوره توبه، آیه 119.
[2] . سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، ینابیع الموده، باب 38، (لبنان؛ موسسه الاعلمی للمطبوعات، [بی تا]) ح1، ص 115.
[3] . جلال الدین عبدالرحمن سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بألمأثور، (قم: مکتبهٔ آیهٔ الله العظمی مرعشی نجفی، 1404 ق، ج3، ص 291.
[4] . حاکم حسکانی؛ شواهد التنزیل (بیروت: مؤسسهٔ الاعلمی للمطبوعات، 1393 ق/ 1974 م) ج1، ص 260.
[5] . غرر الحکم و درر الکلم، ج2، ص 40.
[6] . غرر الحکم و درر الکلم، ج3، ص 107.
[7] . همان، ج1، ص 179ک «الصادق علی شرف منجاهٔ و کرامهٔ، راستگو بر بلندای رستگاری و گرامی بودن است». (همان، ج1، ص 326).