borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
تبیین اراده تشریعی الهی در نقد اجبار طهارت اهل بیت

پرسش[1]: استاد در اینجا یک سوال اساسی مطرح است و آن این است که فرمودید كه اینجا اراده تكوینی ... است آنجا هم اراده تشریعی بر این تعلّق گرفته كه اختیار مردم از هر گونه رجس و پلیدی پاک و طاهر باشد. خب آنجا هم طهارت داریم؛ آنجا اراده تكوینی طهارت حاصل می‌كند اینجا هم اراده تشریعی طهارت حاصل می‌كند. در ماهیت طهارت فرقی نیست چه تكویناً تعلّق بگیرد چه تشریعاً پس فرق در كجاست؟

پاسخ[2]: فرق هم در اراده است هم در مراد، در اراده‌ی تشریعی است بین اراده خدا «سبحانه و تعالی» و آن كار، اراده عبد فاصله است، یعنی خدا خواست كه عبد، مختارانه به طرف طهارت برود. خدا نخواست كه عبد مجبورانه به طرف طهارت برود، كه بشود جبر، خدا خواست بر اساس آیه ﴿لاَ إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ﴾[3]، بر اساس ﴿قُلِ الْحَقُّ مِن رَبِّكُمْ فَمَن شَاءَ فَلْیوْمِن وَمَن شَاءَ فَلْیكُفُرْ﴾[4] ، و بر اساس ﴿إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً﴾[5]، بر اساس اینكه انسان، مختار است. خدا خواست انسانِ مختار، مختارانه طاهر بشود. لذا گاهی می‌پذیرند گاهی نمی‌پذیرند.

بین اراده خدا و طهارت خارجی، اراده مختارانه انسان فاصله است، که این می‌شود اراده تشریعیه، از نظر مراد هم فرق است خدای سبحان آن طهارتی كه برای اهل بیت خواسته است كه برای دیگران نخواسته.

پرسش: خب با این تعبیر حضرت عالی می‌شود جبر.

پاسخ: نه، این می‌شود اختیارِ محض.

پرسش: اولیایی هستند که در عمرشان یک مکروه انجام ندادند.

پاسخ: برای اینكه الآن مثالی كه می‌خواهیم ذكر بكنیم فقط همین الآن به ذهن آدم می‌آید، و آن این است كه ممكن است كسی هفتاد سال، هشتاد سال زندگی كند اصلاً به این فكر نباشد، كه با مادرش خلاف شرع انجام بدهد، اصلاً در فكرش نیست كه بگوییم این كار حرام است یا بد است.

خب اگر كسی مسموم بودن و زشتی گناه را این‌طور بداند اصلاً فکر گناه به ذهنش نمی‌آید. این‌ها می‌گویند عطفه عنز است. همان كه در قصه عقیل فرمود؛ این مالی كه تو آوردی، زیر لباس پنهان كردی اگر صدقه و صِله و امثال اینهاست كه به ما نمی‌رسد. اگر قصد دیگری داری یعنی؛ قصد رشوه داری، این مثل آن است كه آن مار بزرگ یا مار عادی غذایی را بخورد (اولاً) بعد بالا بیاورد (ثانیاً) بالاآورده آن را كسی خمیر درست كند (ثالثاً) به آدم بدهد (رابعاً)[6] خب! آدم بالاآوردة خودش را نمی‌خورد چه رسد به بالاآوردة مار، كه دو بار از مسیر سم گذشت.

این مبالغه نبود در بیان نورانی حضرت، شاعرانه هم سخن نگفت كه «أحسن الشعر أكذبه»[7] این حقیقت گناه را دید، خب اگر كسی حقیقت گناه را این‌طور ببیند، هرگز فكرش را نمی‌كند.

در تمام مدت عمر هیچ ممكن نیست یك مؤمن به این فكر باشد كه با مادرش خلاف شرع بكند، بعد بگوید «استغفر الله». اصلاً به ذهن كسی نمی‌آید از بس این كار قبیح است. آنها گناه را این‌چنین می‌دانند. وقتی باطن گناه این‌طور بود و این قدر قَذِر و مسموم و كثیف بود، اصلاً به فكرشان نمی‌آید. این مقام عصمت است.

بنابراین هم در اراده فرق است كه اراده تكوین و اراده تشریع، كاملاً از هم جدا هستند، هم مراد فرق است. درباره آنها، خواست كه نه تنها رجس، بوی رجس هم نیاید، بوی بدی هم نیاید، هم اذهاب رجس است هم تطهیر است، و هم فعل مضارع نشانه استمرار.

 


[1] . پرسش یکی از شاگردان، از حضرت آیت الله جوادی آملی

[2] . پاسخ حضرت آیت الله جوادی آملی

[3] . سورة بقره، آية 256.

[4] . سورة كهف، آية 29.

[5] . سورة انسان، آية 3.

[6] . نهج البلاغة، خطبة 224.

[7] . الاعجاز و الإيجاز (ثعالبي)، ص71. [بهترین اشعار دروغ ترین آنهاست]

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: