borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
پیشگوئى خداوند و پیامبر از غصب فدك

اهمیت و عظمت ماجراى غصب فدك را از آنجا مى‌‌توان فهمید كه در پیشگوئى‌هاى غیبى كه از پیامبر به دست ما رسیده درباره‌‌ى آن خبر داده شده است. در اینجا به چند مورد اشاره می‌شود:

1. از اخبارى كه خداوند در شب معراج به پیامبر خبر داد این بود: «دختر تو مورد ظلم قرار مى‌‌گیرد و از حق خود محروم میشود و همان حقى كه تو براى او قرار مى‌‌دهى غاصبانه از او مى‌‌گیرند. . . و او هیچ مدافعى براى خویش پیدا نمی‌‌كند».[1]

2. پیامبر فرمود: «من هر گاه فاطمه را مى‌‌بینم به یاد مى‌‌آورم آنچه بعد از من با او رفتار خواهند كرد. گویا او را مى‌‌بینم كه خوارى وارد خانه‌‌اش گشته و حرمت او شكسته شده و حق او غصب شده و ارث او را نمی‌‌دهند . . . او در آن هنگام مى‌‌گوید: پروردگارا من از زندگى سیرم و از اینان خسته شدم. مرا به پدرم ملحق فرما. خداوند او را به من ملحق مى‌‌نماید، و او اول كسى از اهل بیتم خواهد بود كه به من ملحق می‌شود. فاطمه نزد من مى‌‌آید در حالی كه محزون و مصیبت كشیده و غمگین است.

در آن هنگام من خواهم گفت: خدایا هر كس بر او ظلم كرده لعنت كن، و هر كس حق او را غصب كرده عذاب فرما، و هر كس ذلت بر او وارد كرده ذلیل كن، و هر كس به پهلوى او زده تا فرزند خود را سقط نموده در آتش دائمى قرار ده. ملائكه هم آمین مى‌‌گویند».[2]

  1. فرمود: «ملعون است كسى كه بعد از من به دخترم فاطمه3 ظلم كند و حق او را غصب نماید و او را به شهادت برساند. . . اى فاطمه! اگر همه‌‌ى پیامبران مبعوث خداوند و همه‌‌ى ملائكه‌‌ى مقرب الهى درباره‌‌ى مبغض تو و غاصب حق تو شفاعت كنند، هرگز خداوند آنان را از آتش بیرون نمی‌‌آورد».[3]

4. هنگامى كه رحلت پیامبر رسید آن حضرت گریه كرد به طورى كه اشك محاسن حضرت را تر كرد. پرسیدند: یا رسول اللَّه، براى چه گریه مى‌‌كنید؟ فرمود: «براى فرزندانم و آنچه اشرار امتم با آنان رفتار مى‌‌كنند. گویا فاطمه را مى‌‌بینم كه بعد از من به او ظلم شده و او صدا مى‌‌زند: اى پدر، بفریادم برس، ولى احدى از امتم به او كمك نمی‌‌كند».[4]

5. پیامبر فرمود: «دخترم، تمام بدبختى بر كسى كه به تو ظلم كند، و خوشبختى عظیم بر كسى كه تو را یارى كند».[5]

 


[1] . بیت الاحزان، شیخ عباس قمی، ص 98.

[2] . بیت الاحزان، شیخ عباس قمی، ص 31.

[3] . بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 29، ص 346.

[4] . بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 43، ص 151، ح 2.

[5] . بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 43 ص 227.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: