و نیز در کتاب الدّر المنثور آمده که ابن مردویه از جابر روایت کرده که گفت: رسول خدا6 آیه شریفه ﴿فأما الَّذین شقَّوا – تا جمله – إلاَّ ما شاء َربُّک﴾، را قرائت نمود و فرمود: اگر خداوند بخواهد عدهای از آنهایی را که جهنمی و بدبخت شدهاند از جهنم بیرون بیاورد و به بهشتش درآورد میتواند.[1]
و در تفسیر برهان، از کتاب زهد تألیف حسین بن سعید اهوازی، و او به سند خود از محمد بن مسلم روایت کرده که گفت: از امام صادق7 از دوزخیان پرسش نمودم فرمود:
ابوجعفر7 میفرمود: جهنمیان از جهنم بیرون میآیند و تا کنار چشمهای که دم در بهشت است و نامش چشمه زندگی است میآیند، و از آب آن چشمه بر آنان میپاشند و در نتیجه مانند گیاه گوشتها و پوستها و موهایشان بر بدنشان روییدن میگیرد.[2]
حسین بن سعید این روایت را از عمر بن ابان، او نیز از امام باقر7 نقل کرده است، و مقصود از جهنمیان یک طایفه خاصی از ایشان است که همان گنهکاران از اهل توحیدند، و به وسیله شفاعت از آتش بیرون میآیند، و همین عدهاند که به آنان جهنمی گفته میشود، نه عموم اهل آتش و بزودی دلیلش خواهد آمد.»[3]
و نیز در همان کتاب از همان راوی (حسین بن سعید) به سند خود از ابی بصیر روایت کرده که گفت: من از حضرت ابی جعفر شنیدم که میفرمود: مردمی از آتش بیرون میآیند، در این هنگام شفاعت به دادشان میرسد، چون مشمول شفاعت شدند آنان را به کنار نهری میبرند که از پرورشگاه اهل بهشت بیرون میآید، در آن نهر غسل میکنند، و در نتیجه گوشت و خونشان دوباره روییده میشود و آثار سوختگی جهنم از بدنشان زدوده گشته، داخل بهشت میشوند. اهل بهشت وقتی ایشان را میبینند میگویند جهنمیها آمدند سپس تمامی این طایفه از خدا میخواهند که این اسم را از آنان بردارد، خداوند هم این اسم را از ایشان بر میدارد.
آن گاه فرمود: ای ابابصیر دشمنان علی در آتش مخلدند و شفاعت به
ایشان نمیرسد.[4]
و نیز در تفسیر برهان از حسین بن سعید به سند خود از عمر بن ابان روایت کرده که گفت: من از عبد صالح، موسی بن جعفر7 شنیدم که میفرمود: جهنمیان داخل آتش میشوند به کیفر گناهانشان و بیرون میآیند به عفو خدا.[5]
و نیز در همان کتاب از حسین بن سعید و او به سند خود از حمران روایت کرده که گفت: خدمت امام صادق7 عرض کردم: آنها (اهل سنت) ما را مسخره میکنند و به یکدیگر میگویند تعجب نمیکنید از مردمی که معتقدند خداوند قومی را از جهنم بیرون میآورد و با اولیای خودش در بهشت قرارشان میدهد؟ امام صادق7 فرمود: مگر نخواندهاند کلام خدارا که میفرماید: «و من دونهما جنتان» مقصود از بیرون آمدن از آتش و رفتن در بهشت آتشی است غیر از جهنم و بهشتی است غیر از آن بهشت و این عده که از آتش بیرون میآیند.[6]
و نیز در همان کتاب از ابی بصیر از ابی جعفر7 روایت کرده که در ذیل جمله «فمنهم شقی و سعید»، فرمود: خداوند در آیه ﴿و أمَّا الذین سعدوا ففی الجنة خالدین فیها ما دامت السماوات و الارض الا ما شاء ربک عطاء غیر مجذوذ﴾ در ذکر اهل آتش استثناء آورد، ولی آنچه که در ذکر اهل بهشت آورده استثناء نیست.[7]
و در الدر المنثور است که ابو الشیخ از سدی در ذیل جمله ﴿فأمَّا الَّذین شقُوا... ﴾ روایت کرده که گفت: خداوند به مشیت این آیه را بعدا نسخ نموده و ناسخ آن را در مدینه نازل کرده و فرموده:﴿ إنَّ الَّذین کفرُوا و ظلموا لم یکن الله لیغفر لهم و لا لیهدیهم طریقا... ﴾ که یکسره امید اهل آتش را نسبت به نجات از آن ناامید نمود و خلود در آتش را برای آنان تثبیت کرد.
و همچنین جمله ﴿وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا...﴾ که خداوند بعدا به مشیت خود این آیه را نسخ و ناسخ آن را در مدینه نازل نمود و فرمود: ﴿وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ – تا آنجا که فرمود – ظِلاًّ ظَلِيلاً ﴾ و خلود در بهشت را برای اهل آن تثبیت کرد.[8]
[1] . درّ المثور، سیوطی، ج3، ص350.
[2] . البرهان، ج2، ص 233، ح 2.
[3] . البرهان، ج2، ص 234، ح 4.
[4] . البرهان، ج2، ص 234، ح 6.
[5] . البرهان، ج 2، ص 234، ح5.
[6] . تفسیر عیاشی ، ج2، ص 160، ح 68.
[7] . همان، ح 69.
[8] . الدر المنثور ، ج3، ص 350.