borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
1. وراثت

شاید برخی براین باور باشند، که قانون وراثت، غیر از ویژگی‌های ظاهری و جسمی ‌و توانمندی‌های فردی، خصوصیات دیگری را به آیندگان منتقل نمی‌کند.

آنان می‌‌پندارند که آنچه شخصیت و هویت رفتاری و اخلاقی فرد را می‌‌سازد، شرایط محیط و آموزش‌های مستقیم تربیتی است و از این‌رو، به نمونه‌های بی‌شماری مثال می‌زنند که از خانواده‌های بی‌ریشه و غیراصیل، فرزندان ممتازی تحت آموزش خارج از خانواده، سر برآورده‌اند و چه بسا فرزندانی که از خانوادۀ ـ به اصطلاح ـ اصیل و ریشه‌دار، تحت شرایط محیط بیرون از خانواده، به تباهی کشیده شدند و به هنجارشکنی روی آوردند.

اما باید گفت؛ که صرف‌نظر از نقش بی‌بدیل محیط، باید عامل مهم دیگری را جست‌وجو کنیم، که گرچه پنهان به نظر می‌‌رسد، اما تأثیر انکارناپذیری بر ساختار تکوین شخصیت انسان می‌‌گذارد. این همان عامل وراثت است که از آن تحت عنوان «قانون وراثت» یاد می‌شود.[1] به طور کلی، وراثت به دو دسته تقسیم می‌‌شود:

1. وراثت نوعی، که عبارت است از؛ انتقال خصوصیات یک نوع به افراد همان نوع.

2. وراثت خصوصی یا فردی، که منظور از آن، انتقال خصوصیات آباء و اجداد به نسل‌های بعدی است. این نوع وراثت، مخصوص سلسله نَسَبی است که نسل و فرع از آن متولد می‌‌شود، و خود به سه دسته منشعب می‌‌شود:

1-2. وراثت جسمانی: منظور از وراثت جسمانی، انتقال آن دسته از خصوصیاتی است که به جسم انسان مربوط می‌شود که خود بر دو گونه است: خصوصیات و صفات ظاهری؛ سلامتی و بیماری‌های ارثی.[2]

2-2. وراثت عقلی: افراد از نظر بهرۀ هوشی با یکدیگر متفاوتند؛ عده‌ای در سطح پایین و عده‌ای در سطح عالی، و عده‌ای ‌در درجۀ نبوغ هستند.

وراثت عقلی، مانند خصوصیات هوش عمومی، هوش خانوادگی، و وراثت قوای عقلی مانند حافظه و ذاکره می‌‌باشد. این دسته خصوصیات از راه وراثت به نسل بعد منتقل می‌‌شود.

متخصصان علم ژنتیک معتقدند هوش و قوای عقلی، از ترکیب تعداد بی‌شماری ژن به‌وجود می‌‌آید و از طریق ژن نیز منتقل می‌‌شود.[3]

اسلام نیز وراثت عقلی را تأیید می‌‌کند و از این‌رو، در باب ازدواج روایات متعددی وجود دارد که ازدواج با اشخاص بی‌بهره از استعداد عقلی و یا کم‌بهره را نهی می‌‌کند.

امام علی7 می‌‌فرمایند: «إیاکم وَ تزویجَ الحُمقاء، فإنّ صُحبَتها بَلاء وَ وَلدَها ضیاع»؛[4] ازازدواج با زن‌های احمق و کم‌هوش اجتناب کنید؛ زیرا مصاحبت با آنها ناگوار، و فرزندی که از ایشان متولد می‌شود تباه و بی‌ارزش است.

3-2. وراثت اخلاقی: پدر و مادر از دو طریقِ تکوین و تشریع، در صفات اخلاقی فرزندان اثر می‌گذارند. منظور از تکوین، صفاتی است که در درون نطفه ثبت است و از راه توارث منتقل می‌‌شود. منظور از تشریع نیز تعلیم و تربیتی است که آگاهانه انجام می‌‌گیرد.[5]

تحقیقات علمی‌، نظر حضرت علی7 را در زمینۀ توارث اخلاقی تأیید می‌‌کند که فرمودند: «حُسن الأخلاق بُرهانُ الکرَمُ الأعراق»[6]؛ نیک‌خویی دلیل بر گران‌بودن ریشه‌هاست.

خاندانی که پیامبران در آن متولّد می‌شدند، عموماً خاندانی پاک و اصیل بودند که با گذشت زمان، کمالات و فضایل روحی برجسته‌ای در آنها متراکم شده، نسل به نسل به حکم وراثت در خاندانشان جریان می‌یافت. تاریخ در موارد زیادی این واقعیت اساسی را نشان می‌دهد.

مثلاً، در مورد خاندان پیامبر اکرم تاریخ نشان می‌دهد؛ که آن حضرت، در اصیل‌ترین خاندان عرب (یعنی قریش) و در میان قریش هم از شریف‌ترین تیره (یعنی بنی‌هاشم) متولد شد.

این خاندان، به راستی و درستی، شجاعت، مهمان‌نوازی، غیرتمندی، دادخواهی، پاکی و امانت شهرت داشتند و به همین دلیل، در میان قبایل مختلف عرب از احترام خاصی برخوردار بودند.

پدران پیامبر اسلام تا آنجا که تاریخ اسم آنها را ضبط نموده، عموماً افرادی برجسته و شریف و با ایمان بودند.

بنابراین، مسئلۀ «وراثت» زمینۀ یک آمادگی و استعداد خاصی را برای دریافت کمالات روحی در پیامبران ایجاد نموده بود. این زمینۀ اساسی، به انضمام عوامل دیگری همچون «تربیت عالی و روحانی»، فضایل را در وجود این افراد بارور ساخته بود.

در بیان شرافت خانوادگی حضرت فاطمه3، سخن بسیار است. طبق روایت امام رضا [7] 7و روایات دیگر[8]، خانوادۀ پیامبراکرم از چهار خانوادۀ برگزیده است.

افزون بر اینکه بدون هیچ تردیدی، خداوند در آیۀ تطهیر[9] از اهل‌بیت رسول به صراحت یاد کرده است و در سورۀ «ابراهیم» با تعبیر «شجره مبارکه»[10] و «بیوت» در آیة ﴿فِی بُیوتٍ أَذِنَ اللهُ أَنْ تُرفَعَ وَ یذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالغُدُوِّ وَ الاصَالِ﴾[11] به خانوادۀ حضرت فاطمه3 اشاره کرده است. خداوند سوره «دهر» یا «هل أتی» را درباره اهل‌بیت پیامبر نازل فرموده است.[12]

از همه مهم‌تر اینکه خداوند اجر رسالت پیامبر6 را عشق به خاندان آن حضرت قرار داده و فرموده است: ﴿قُل لا اَساَ لُکُم عَلَیهِ اَجراً اِلَّا المَوَدَّةَ فِی القُربی﴾.[13]

علامه امینی صاحب کتاب الغدیر، نُه روایت از طریق اهل‌سنت با اسناد آن آورده است، که در آیۀ یادشده مراد از «قربیٰ»، اهل‌بیت رسول اکرم است.[14]

در روایات، حتی به طرق اهل‌ سنت آمده است که «آل محمد» همان «صادقون» در آیۀ شریفه ﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّـهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ﴾[15] و «سابقون» در آیۀ شریفه ﴿وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. أُولئِکَ المُقَرَّبُونَ﴾[16] و «صراط مستقیم» در آیۀ ﴿اِهْدِنَا الصِّرَاطَ المُسْتَقِیمَ﴾[17] می‌باشند.

مادر فاطمه زهرا3، حضرت خدیجه3 است. قرآن به کنایه از آن حضرت یاد می‌کند: ﴿وَ وَجَدَکَ عَائِلاً فَاَغْنَی﴾[18] مرحوم مجلسی طبق روایات می‌گوید: که این آیۀ شریفه به حضرت خدیجه3 اشاره دارد.[19] ابن عباس در تفسیر این آیه می‌فرماید: «خداوند پیامبر را فقیر یافت و مردم می‌گفتند پیامبر مالی ندارد؛ پس خداوند با مال خدیجه وی را غنی و بی‌نیاز گرداند».[20]

در شرافت حضرت خدیجه3 همین بس که او اولین زنی بود که اسلام آورد، و رسالت پیامبر را تصدیق نمود، و تا آخرین لحظه در کنار رسول اکرم ماند و برای ایشان کمک‌کار و دلسوز و مهربان بود. پیامبر فرمود: «دین اسلام به وسیلۀ دو عامل استوار شد؛ یکی، شمشیر علی7 و دیگر، مال خدیجه3»[21] او تمام اموال خود را وقف اسلام و اهداف پیامبر نمود.

در روایات آمده است که او یکی از چهار زن برگزیده می‌باشد[22] و بهشت مشتاق اوست.[23]

او بعد از مرگ، همدم مریم و آسیه خواهد بود.[24]

آن حضرت این شرف را داشت که نطفه آخرین دخترش فاطمه3 از مائده بهشتی[25] باشد و در هنگام حزن و نگرانی نسبت به رسول اکرم در زمان بارداری، فرزندش فاطمه3 از باطن او با او سخن گوید و به او دلداری دهد.[26]

در مورد زمان ولادت حضرت فاطمه3 به طور مستقیم به پیامبر اکرم در معراج و در زمین و حتی چگونگی شکل‌گیری او از طعام بهشتی خبر داده شد.[27]

خداوند پیش از ولادت فاطمه3، به پیامبر خبر داد که شکم خدیجه ظرف امامت است. پیامبر به مناسبتی به فاطمه زهرا3 فرمود: «إنّ بطن أمّک کان للإمامة وعاء»؛ شکم مادر تو ظرف امامت بود.[28]

قابله ایشان در هنگام تولد فاطمه زهرا3 چهار زن بهشتی به نام‌های: حضرت حوا، آسیه، کلثوم (خواهر موسی) و حضرت مریم بودند.[29]

 


[1] . تعلیم و تربیت اسلامی، شکوهی یکتا، ص 49.

[2] . هزار و یک پاسخ به پرسش های روان شناسی کودک، ریووآر، ژان ل، ترجمه یداالله همایونفر، ص30.

[3] . تعلیم و تربیت اسلامی، شکوهی یکتا، ص191.

[4] . وسائل الشیعه، حر عاملی، ج14، ص56.

[5] . فلسفی، 1382، ج1، ص65.

[6] . تمیمی آمدی، 1366، ج3، ص392.

[7] . کتاب الخصال شیخ صدوق، ج1، ص225.

[8] . مقامات حضرت فاطمه3 بحرانی، 1367، ج1، ص277.

[9] . سوره احزاب، آیه 33.

[10] . سوره ابراهیم، آیه 24.

[11] . سوره نور، آیه 36.

[12] . الغدیر علامه امینی، ج3، ص107.

[13] . سوره شوری، آیه 23.

[14] . علامه امینی، الغدیر، ج 3، ص 31.

[15] . سوره توبه، آیه 119.

[16] . سوره واقعه، آیه 10-11.

[17] . سوره حمد، آیه 6.

[18] . سوره ضحی، آیه 8.

[19] . بحار الانوار مجلسی، ج 43، ص 49.

[20] . البرهان فی تفسیر القرآن بحرانی، ج 4، ص 473.

[21] . فاطمه الزهرا3 از ولادت تا شهادت، محمدکاظم قزوینی، ص439.

[22] . کتاب الخصال، شیخ صدوق، ج1، ص206.

[23] . بحارالانوار مجلسی، ج43، ص53.

[24] . همان، ص28.

[25] . همان، ص4.

[26] . همان، ص2.

[27] . همان، ص4.

[28] . همان، ص43.

[29] . همان، ص3.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: