borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
عواقب دروغ و دروغگویی

نقطه مقابل صدق، ‌کذب، نفاق، ریا و دوگانگی است که از نتایج آن، تضاد و تناقض در رفتار و کردار و دوری از رحمت خداوند متعال و دوگانگی در شخصیت خود انسان است. موضوعی که امروز در علم روان شناسی به عنوان بحران شخصیت نام برده می‌شود و انسان را از خود حقیقی خویش غافل می‌سازد.

و در حقیقت دروغگویی، نوعی شخصیت شکنی و شکاف در شخصیت انسان، و تضاد در گوهرذاتی انسانی و دوروئی و نفاق است. و کلیّه آثار مترتب بر نفاق، که از همه بدتر دروغ و دروغگویی است در شخصیت انسان غیر صادق بروز می‌کند و خود انسان دروغگو دچار یک نوع تضاد عمیق شخصیتی و دو گانگی و از خود بیگانگی (الیناسیون)، خود فریبی، حقّه بازی و دسیسه با خود، اغوای به جهل، ‌خود فراموشی، و اغواگری نسبت به خود و ناهماهنگی درونی و تدلیس در شخصیت و هویت می‌شود.

نظام آفرینش نظام حق و عدل و صدق است. شخصیت تکوینی و طبیعی و فطری انسان نیز بر اساس حق و صدق شکل گرفته، چنانچه در مقام عمل و رفتار و گفتار، به دروغ و نیرنگ متوسل شود، در حقیقت این انسان خود را فریب داده و با تمامی نظام آفرینش به مقابله و معارضه پرداخته و خود را مقابل نظام آفرینش قرار داده و معنای این نوع رفتار بیانگر یک حرکت تصنعی و بر خلاف واقعیت است؛ که تبعات آن معارضه و لجاجت با نظام خلقت و حق مطلق بوده و حرکت نیز تداوم نخواهد داشت.

به عبارت دیگر می‌توان گفت صدق مانند: حق و عدل در تکوین و تشریع هر دو صادق است. البته صدق در تکوین به معنی حق و عدل در تکوین است و اینکه در سراسر نظام تکوین و آفرینش، حق و عدل حاکم است و حقیقت و نور مطلق جاری و ساری است و دروغ و باطل و خیانت و تقلب و تدلیس در نظام خلقت راه ندارد و همه چیز منشأ ربانی و الهی و صمدانی دارد و مظهر اسماء الله است و حق محض و حق وابسته به حق است. حق و عدل و صدق در تکوین جاری و ساری است و کسی را یاری تقابل و تعارض با جهت کلی نظام آفرینش نیست.

در نظام هستی فتور و سستی و ضعف و تعارض ودروغ راه ندارد. البته تزاحم‌ها و تضادهای حاشیه‌ای و جانبی در کل یافت می‌شود. که آن هم برای تکامل و ترکیب و تعالی است.

«هستی انـدر کمـال خویش جـاری است

تعــارض هــا امــوری اعتبــاری است»

در مقام تشریع و اختیار، نظام ابتلاء و امتحان جاری است که موضوع حق و باطل و صدق و کذب، ‌بروز می‌کند و امانت و خیانت و صحت و سقم مفهوم پیدا می‌کند.

منظور ما آن است که بیشتر به مفهوم واقعی صدق در رابطه با صفات مؤمنان و بندگان خدا و اولیاء‌الهی بپردازیم و از صفات و فضائل و انطباق تمامی مراحل وجودی انسان، همسو با کل نظام آفرینش و خلقت و عدل مطلق و حق سخن بگوییم و از توازن و توافق ظاهر و باطن، عقل و نقل، روح و جسم، قول و عمل و اعتقاد و رفتار آدمیان در صراط مستقیم هدایت الهی و پایبندی، تعهد و تقید در راه راست و صراط مستقیم پرده برداریم. که این مفهوم صدق واقعی است و این نشانه ارزش انسان و هدایت الهی است و این مقام اولیا و اصفیا، و نشان پاکان و ابرار، و مخلصین، اخیار است.

سوره مبارکه اسراء درسی ارزشمند در این رابطه به انسان می‌آموزد و می‌فرماید:

﴿ وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَاناً نَصِيراً ﴾[1]

و بگو پروردگارا!‌مرا در انجام هر کاری به نیکی و صدق و حق داخل کن و با حق و راستی خارج ساز و برای من از پیشگاه خودت نیروهای یاری دهنده قرار بده.

در این آیه شریفه درس بزرگ و آموزنده نهفته است و آن ارتباط با ربوبیت الهی و اذعان به صاحب اختیار بودن حضرت حق ، و اتصال به مخزن غیب عالم وجود، و اتکال به حضرت رب العالمین؛ برای هر کار و هر اقدام و انجام هر وظیفه است!

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است      

راهــرو گر صــد هنــر دارد توکــل بایــدش

و دعا برای اینکه در کلیّه امور توفیق الهی نصیب شود؛ تا ورود ما در کارها کاملاً‌ الهی و در افق راستی و درستی باشد و خروج ما از هر کاری همراه با عاقبت به خیری و صدق و سلامت بوده و سرانجام عنایت الهی و نصرت الهی شامل شود.

«مـا بـدان منــزل عالی نتـوانیــم رسـیـد

خود مگر فیض شما پیش نهد گامی چند»

با این امید که سلطان الهی و ولایت ربوبی و تأییدات غیبی و لطف ربانی انسان را شامل شود؛ تا ورود و خروج او در کارها با انگیزه‌‌های الهی و اهداف متعالی و در جهت قرب الی الله و عشق و محبت نسبت به حضرت حق متعال باشد.

و آغاز نیک و پایان نیک داشته باشد.

و همه لحظات و آیات و شئون انسانی توأم با صدق و صفا و عدل و حق و در جهت رضایت الهی باشد.

و رو سوی خدا داشته و سراسر وجودش سرشار از لطف خداوند منان و افاضات ربانی باشد و به واسطه عنایت خداوند سبحان تدبیر فرماید و تحت مشیت بالغه الهی انجام وظیفه کند و در جهت کسب فیض در راه وصال دوست و ولای یار و حضور در محضر اخیار اهتمام ورزد.

 


[1] . سوره اسراء، آیه 80

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: