علامه سید عبدالحسین شرفالدین اشكال مذكور را نقل كرده و به چند وجه آن را پاسخ داده است:
اول: احتمال مذكور اجتهاد است در مقابل نص، زیرا در چندین روایت، كه به حد تواتر مىرسد، این مطلب وارد شده كه آیه مذكور در شأن على و فاطمه و حسن و حسین: نازل شده و اختصاص به آنان دارد. حتى وقتى امسلمه خواست در زیر جامه داخل شود پیغمبر اكرم جداً او را ممنوع ساخت.
دوم: اگر آیه دربارهى زن هاى رسول خدا نازل شده بود باید به صورت خطاب مؤنث ادا شده باشد و بگوید: ﴿ انما یرید الله لیذهب عَنْكُنَّ الرجس اهل البیت و یطَهِّرُكُنَّ تطهیرا ﴾. نه به صورت جمع مذكر.
سوم: در بین عربهاى فصیح، مرسوم است كه در بین كلماتشان جملههایى را به عنوان جملهى معترضه ذكر كنند. بنابراین مانعى ندارد بگوییم: خداوند متعال آیهى مزبور را در بین آیاتى كه در شان زنهاى رسول خدا نازل شده قرار داده تا اهمیت موضوع را برساند و بدین نكته اشاره كند كه چون اهلبیت پیغمبر از گناه معصومند نباید مورد تعرض كسى قرار گیرند حتى زنان پیغمبر هم حق تعرض بدانها را ندارند.
چهارم: در عین حالى كه در قرآن كریم تحریفى واقع نشده و آیات آن كتاب آسمانى هیچ كم و زیاد نشده است، اما این مطلب مسلّم نیست كه آیات و سورههاى قرآن، عینا به همان ترتیبى كه نازل شده، جمع و تدوین شده باشند. مثلا هیچ بعید نیست كه آیه مذكور، تنها دربارهى اهلبیت: نازل شده باشد ولى در موقعى كه آیات جمع و تدوین مىشده آن را در بین زنان پیغمبر گنجانیده باشند.[1]
دلیل دوم: رسول خدا به فاطمه3 فرمود: خدا براى غضب تو غضب مىكند و براى خشنودى تو خشنود مىشود.[2]
حدیث مذكور را سنى و شیعه قبول دارند و در كتابهاى خود نوشتهاند. برطبق این حدیث هر جا فاطمه3 غضب كند خدا نیز غضب مىكند و هرگاه خشنود و راضى شود خدا نیز راضى و خشنود مىگردد.
البته این مطلب مسلم است كه رضایت و غضب خدا مطابق واقع و حق است. هرگز به كارهاى زشت و خلاف حق خشنود نمىشود، گرچه دیگرى از آن كار خشنود شد. هرگز از كارهاى خوب و حق غضبناك نمىشود، گر چه مبغوض دیگران باشد.
لازمهى این دو مطلب اینست كه فاطمه3 از گناه و خطا معصوم باشد، زیرا اگر معصوم باشد رضایت و غضبش بر طبق موازین شریعت خواهد بود و هیچگاه بر خلاف رضاى خدا راضى نمىشود و هیچگاه از حق و كارهاى نیك غضبناك نمىشود. در چنین صورتى مىتوان گفت: اگر فاطمه3 غضب كند خدا غضب مىكند و اگر خشنود شود خدا خشنود مىشود.
اما اگر معصیت و خطا دربارهاش روا باشد نمىتوان به طور كلى گفت: از غضب او خدا غضب مىكند و از خشنودیش خشنود مىشود. مطلب را با مثالى روشن سازیم:
اگر فرض كنیم كه حضرت فاطمه3 معصوم نباشد و اشتباه و گناه دربارهاش جایز باشد، در این صورت ممكن است به واسطهى اشتباه یا تمایلات نفسانى، برخلاف حق و واقع، چیزى را از كسى مطالبه كند و كارشان به نزاع و كشمكش منجر شود ولى طرف مقابل تسلیم نگردد و او را مغلوب سازد، در این صورت ممكن است آن حضرت غضبناك گردد و اظهار عدم رضایت كند آیا در چنین فرضى مىتوان گفت: چون فاطمه3 غضب كرده خدا نیز غضب مىكند، گرچه حق با طرف مقابل بوده است؟ ابداً چنین كار زشتى را نمىتوان به خدا نسبت داد.
به واسطهى این روایت نیز مىتوان عصمت حضرت زهرا3 را اثبات نمود.
رسول خدا فرمود: فاطمه3 پارهى تن من است، هركس او را خشمناك كند مرا خشمناك خواهد كرد.[3]
این حدیث نیز در كتاب هاى سنى و شیعه موجود است. و همهى مسلمانان حتى عمر و ابوبكر به صحت آن اعتراف دارند.
با بیان فوق، این حدیث نیز بر عصمت حضرت زهرا3 دلالت دارد، زیرا پیغمبر اكرم از گناه و خطا و تمایلات نفسانى معصوم است. بر كارى غضب مىكند كه مبغوض خدا باشد و به چیزى راضى مىشود كه رضایت خدا در آن باشد.
بنابراین در صورتى مىتوان گفت: هرگاه فاطمه غضب كند پیغمبر نیز غضب مىكند كه معصوم باشد و احتمال گناه و خطا دربارهاش جایز نباشد.
یكى دیگر از شواهد عصمت حضرت زهرا این حدیث است:
امام صادق3 در حدیثى فرموده: زهرا بدان جهت فاطمه نامیده شده كه شر و بدى در وجود مباركش راه ندارد.[4]
[1] . كتاب الكلمهٔ الغراء فى تفضيل الزهراء، تأليف سيد عبدالحسين شرفالدين، ص 212.
[2] . قال رسولاللَّه6: يا فاطمه ان اللَّه يغضب لغضبك و يرضى لرضاك- ينابيع المودهٔ ص 203 مجمع الزوائد ج 9 ص 203.
[3] . قال رسولاللَّه: فاطمهٔ بعضهٔ مني فمن اغضبها اغضبنى- صحيح بخارى ج 2 ص 302.
[4] . كشف الغمه، ج 2، ص 89.