ابی هاشم جعفری، یكی از خواص و از اصحاب خاص امام حسن عسكری7، میگوید: از فقر و تنگ دستی به امام حسن عسكری7 شكایت كردم، آن حضرت با تازیانه خود، خطی بر روی زمین كشید و شمشی از طلا، كه قریب پانصد اشرفی بود، از آن بیرون آورد و فرمود: ای اباهاشم! این را بگیر و ما را معذور دار.[1]
همچنین از او نقل شده است: هنگامی كه در زندان بودم، از تنگی زندان و فشار كند و زنجیر به امام حسن عسكری7 شكایت كردم. حضرت به من نوشت: امروز نماز ظهر را در منزل خودت خواهی خواند. گوید: هنگام ظهر آزاد شدم و چنان كه امام فرموده بود، نماز ظهر را در خانه خود خواندم. او میگوید: چون در فشار و تنگ دستی قرار داشتم، خواستم كه از زندان برایش نامهای بنویسم، كمكی بخواهم، ولی خجالت كشیدم و ننوشتم، اما همین كه به خانه رسیدم، حضرت مبلغ صد دینار برایم فرستاد و به من نوشت: هرگاه حاجتی داشتی شرم و ملاحظه نكن و آن را بخواه كه هر آنچه بخواهی به تو خواهد رسید ـ ان شاء الله.[2]
از این موارد در سیره ائمّه اطهار: نمونههای فراوانی هست و میتوان عدم غفلت از مشكلات و گرفتاریهای خواص و تأمین نیازمندیهای آنان را به بهترین وجه به دست آورد. آنان با پوزش خواستن از آنچه عطا میكردند، نهایت تواضع در حال بخشش را به نمایش میگذارند.
[1]. مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 390 / ص 328 / ص 330.
[2]. مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 390.