صبر یا بر نعمت است یا بر نقمت.
توضیح اینکه آنچه در این دنیا برای انسان است یا موافق باطبع و خواسته اوست و یا مطابق میل او نیست.
آنچه که مطابق میل اوست دو چیز است: یکی ثروت و جاه و مقام و صحت و امنیت و... .
صبر بر این نعمات به این است که طاغی و یاغی و مغرور نشده و خدا را از یاد نبرد و گردنکشی نکند. همچنانکه حقتعالی در وصف این قسم افراد فرمود:
«ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی؛[1]
همانا انسان سرکشی میکند آنگاه که خود را بینیاز ببیند.»
جمعی از اصحاب پیغمبر چون از فقر رهایی یافتند، گفتند: خدا ما را بر فقر و محنت امتحان کرد و ما صبر کردیم و به رفاه و نعمت آزمود پس قدرت صبر بر آن نداریم.[2]
حق به این گروه هشدار داده فرمود:
«یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لاتُلْهِکُمْ اَموالُکم و لااَوْلادُکم عَن ذِکر الله؛[3]
ای کسانی که ایمان آورده اید مبادا مال و اولاد شما را به سبب فراموشی یاد خدا هلاک کند.»
طغیان نکردن بنده در برابر خداوند به این است که بنده به خود بفهماند که این اموال و نعمتها در نزد او عاریهاند و به زودی از او پس گرفته میشوند. بنابراین باید که بر بندگان خدا فخر نفروشد، تکبر نکند، حقوق الهی خود اعم از خمس و زکات و انفاق را ادا کند، از مستمندان دستگیری کند و کسی را با مال و مقام خود نیازارد. صبر بر این امور از جمله دشوارترین مراتب صبر است.
دیگری معصیت است و گناه از این جهت موافق با میل و نفس است که قوا و نیروهای نفس بیشتر تمایل به بدی و شرارت دارند و این نیروها اگر تحت کنترل عقل قرار نگیرند انسان را به گمراهی و هلاکت هدایت میکنند. پس صبر بر معصیت به این است که همه آن چیزهایی را که نفس به آنها مایل است و در شرع اسلام گناه میباشد را باید کنار بگذارد و قادر باشد با بهره گیری از نیروی عقل جلو خود را از ورود در معاصی اعم از گناهان قلبی و قالبی بگیرد. و به این جهت صبر بر معصیتهایی که در فرد ملکه شده و به آنها خو کرده بسیار مشکلتر از صبر بر معصیتهای دیگر است.
اما آنچه که موافق طبع انسان نیست دو چیز است که صبر بر آنهادر روایات و آیات بسیار تأکید شده است.
اول: مصیبتها؛ اعم از فقر و گرسنگی و ترس، ضرر و زیان و نقص در اموال و اولاد، خداوند در سوره بقره به این مصیبات اشاره کرده و صابران را به رحمت و غفران خود بشارت داده است:
«وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخـَوْفِ وَ الْجـُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ أُولٰئِکَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمـُهْتَدُونَ؛[4]
و شما را میآزمائیم به چیزی از ترس و گرسنگی و نقص در مالها و جانها و ثمرات و بشارت باد صابران را آنانکه چون مصیبتی به آنها رسید گفتند: ما برای خدائیم و همانا به سوی او باز میگردیم بر آنها درودهایی از پروردگار و رحمت اوست و آنان هدایت یافته شدگانند.»
دوم: طاعات و عبادات؛ دشواری آنها به این جهت است که مخالفت با نفس است، به دو جهت؛ یکی آنکه انجام اینگونه امور برای نفس دشوار است و دیگر آنکه آدمی طالب قهر و غلبه است و ذلت و پیشانی برخاک گذاشتن و بندگی و اطاعت دیگری را کردن برایش دشوار است. و آنچه بر او دشوارتر است آنکه باید نیتش را هم برای حقتعالی خالص کند. بنابراین، صبر بر طاعات و عبادات در روایات بسیار تأکید شده و منظورشان نیز همین است.
جمعی از عرفا چون حضرت امام خمینی; صبر را با این تعریف و مراتب از مقامات متوسطین دانستهاند: زیرا سالک تا زمانی که مصیبت و طاعت را کراهت و سختی برای خود ببیند به مقامات عالیه سلوک نرسیده است. عارف آن است که مصیبات را از جانب حقتعالی نعمت و بلایا را رحمت ببیند.
[1]. سوره علق، آیات 6 و 7.
[2]. نراقی، ملا احمد، معراج السعادهٔ، ص 817.
[3]. سوره منافقون، آیه 9.
[4]. سوره بقره، آیات 155 و 156 و 157.