امام خمینی رحمهالله از عارف معروف، قاضی سعید قمی نقل میكند كه:[1]
ركوع در نظر من اشاره به مقام توحید اسماء و صفات است و پیش از این دانستی كه قیام عبارت بود از مقام توحید افعالی. و چون نمازگزار به مقام توحید فعلی متحقق شد، از طرفی چون همه افعال از آثار اسماء است مشاهده میكند كه اسماء با وجود كثرتی كه دارند، همگی در تحت یك اسم واحد كه جامع حقایق آنها است قرار دارند. و خود را نیز در تحت سلطنت همان اسم جامع میبیند و فانی از استقلال فعلی خود شده و بلكه فانی از فعل خود میشود. و حقیقت خود را جمله حقایقی میبیند كه در تحت همان اسم جامع مندرج میباشد.
و چون به این حقیقت پی برد به علامت خضوع خم میشود و با این خم شدن اشاره بدان میكند كه هرگونه فعلی را از خود نفی كند و به افتخار بقای اسمش در اسما به طور مربوبیت اكتفا مینماید، لذا اسم رب را كه به دنبال اسم جامع الله در سوره الحمدی كه برای بیان صدور حقایق از تأثیر اسماء بود، میآورد و آن اسم را به خود نسبت میدهد و میگوید: «ربی»، تا اشاره به اینگونه بقا كرده باشد، یعنی مظهریت این اسم كه از امهات اسماء است. و نیز رعایت ادب الهی را كرده باشد كه خدای تعالی این اسم را به كاف خطاب اضافه فرموده است، آنجا كه فرمود:
«فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِیمِ؛[2]
پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوی.»
به خاطر همین آیه است كه عبد در ركوع، رب را به خود اضافه كرده، میگوید:
«سُبْحانَ رَبِّی الْعَظیمِ وَبِحَمْدِهِ» كه با گفتن این جمله در حالت ركوع، اظهار مقام فنا و بقای بالله كند.[3]
با پرتو جمالت برهان چه كار دارد
در بارگاه دردت درمان چه راه یابد
آری عجب نباشد گر در دلم نیایی
من نیز اگر نگنجم در حضرتت عجب نیست
در تنگنای وحدت كثرت چگونه گنجد
آری ولی چو عاشق پوشید رنگ معشوق
جایی كه در میانه معشوق هم نگنجد
مالك چه زحمت آرد رضوان چه كار دارد
با عشق زلف و خالت ایمان چه كار دارد
با جلوهگاه وصلت هجران چه كار دارد
در كلبه گدایان سلطان چه كار دارد
آنجا كه آن كمال است نقصان چه كار دارد
در عالم حقیقت بطلان چه كار دارد
آندم میان ایشان دربان چه كار دارد
مالك چه زحمت آرد رضوان چه كار دارد
مالك چه زحمت آردرضوان چهكار دارد[4]
[1]. عرفان اسلامی، حسین انصاریان، ج 6.
[2]. سوره واقعه، آیه 74.
[3]. عرفان اسلامی، حسین انصاریان، ج 6.
[4]. فخر الدین عراقی.