borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
صبر از منظر احادیث و روایات

 

  1. 6 فرمود: صبر نصف ایمان است.
  2. 6 فرمود: از كمیاب‌ترین چیزهایی كه به شما داده شد یقین و صبر است. یعنی یقین و صبر در بین شما از هر چیز كمتر است و هر كس حظ و بهره‌ای از این دو به او رسد باك نداشته باشد از آنچه از بیداری شب‌ها و روزه روزها از او فوت شود. یعنی اگر از یقین و صبر برخوردار باشد ولو اینكه به شب زنده داری و مناجات با خدا و روزه‌های مستحبی موفق نشود، غصه نخورد. و اگر شما بر آنچه هستید صبر كنید در برابر فقر و بی چیزی تحمل نمائید در نزد من بهتر است از اینكه هر یك از شما به اندازه جمیع عمل شما را انجام دهد، یعنی هر یك از شما به اندازه عبادت همه شما عبادت كند. ولیكن می‌ترسم بعد از من باب دنیا بر شما گشوده شود آنگاه یكدیگر را انكار نمائید. یعنی به خاطر تعلق و دلبستگی[1] به دنیا به هم بدبین شوید و بر علیه یكدیگر توطئه كنید. در آن وقت اهل آسمان شما را انكار نمایند و از شما بدشان آید. پس هركه در راه خدا صبر كند به كمال ثواب و پاداش خویش نائل می‌گردد. سپس حضرت این آیه را قرائت فرمود:
«مَا عِنْدَکُمْ يَنْفَدُ وَ مَا عِنْدَ اللهِ بَاقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَـرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا يَعْمَلُونَ‌؛[2] 
آنچه نزد شما است فانی می‌شود، اما آنچه نزد خدااست باقی است، و كسانی را كه صبر و استقامت پیشه كنند به بهترین اعمالشان پاداش خواهیم داد.» 

یعنی؛ صبر و استقامت از بهترین اعمال آدمی است.

  1. 6 سوال شد كه ایمان چیست؟ حضرت فرمود: ایمان صبر است.
  2. 6 فرمود: بالاترین اعمال چیزی است كه بر نفسها دشوار باشد.
  3. 7 وحی فرمود: داود به اخلاق من آراسته شو. و از جمله اخلاق من صبر است.
  4. 6 بر انصار وارد شد فرمود: آیا شما مومن هستید همه ساكت شدند مردی از آنها گفت: بلی ای رسول خدا. حضرت فرمود: علامت ایمانتان چیست؟ انصار گفتند: در برابر نعمت و راحتی خدا را شكر می‌كنیم و بر بلاء صبر می‌كنیم و به قضاء و قدر الهی راضی هستیم حضرت فرمود: به خدای كعبه قسم كه شما مومن هستید.
  5. 7 به حواریین فرمود: به آنچه دوست دارید نمی‌رسید مگر اینكه در برابر ناراحتی‌ها صبر كنید تا ناخوشیها را تحمل نكنید به خوشی‌ها نخواهید رسید. نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود.
  6. 6 فرمود: اگر صبر به صورت مردی باشد آن مرد كریم و بخشنده است.
  7. 7 فرمود: اسلام بر چهار پایه بنا شده است، و آن چهار پایه عبارت است از؛ یقین، صبر، جهاد و عدل‌
  8. 7 فرمود: صبر نسبت به ایمان همچون سر است در مقابل تن. همان‌طور كه بدن بدون سر بدن نیست ایمان بدون صبر نیز ایمان نیست. صبر ملازم ایمان است همان گونه كه سر ملازم بدن است.[3]
  9. 7 فرمود: بر شما باد به صبر. زیرا شخص جازم و قاطع آن را اتخاذ می‌كند و آدم بی تاب بعد از جزع و فزع ناچار به او رجوع می‌كند پس چه بهتر از همان اول بدون جزع و بیتابی صبر را پیشه خود سازد.
  10. 7 فرمود: اگر صبر كنی مقدرات بر تو جاری می‌شود و تو پاداش خواهی داشت و اگر ناشكیبائی و بی‌تابی كنی باز هم مقدرات مسیر خود را طی می‌كنند و سنگینی گناه بر تو خواهد بود. یعنی ناشكیبائی جز گناه برای تو فائده دیگری ندارد چون بی تابی تو ذره‌ای در مقدرات تاثیری نخواهد گذاشت.
  11. 6 روایت می‌كند كه آن حضرت فرمود: در بهشت درختی است كه به آن درخت بلوا می‌گویند، و آن در روز قیامت به اهل بلاو مصیبت داده می‌شود و هیچ گونه محكمه و میزانی جهت بررسی اعمال آنها تشكیل نمی‌شود و مانند باران بر آنها ثواب و پاداش فرو می‌ریزند، همان گونه كه در دنیا مانند باران بر ایشان بلا ریخته می‌شد. آنگاه امام حسن مجتبی7 این آیه را خواند.
﴿إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْـرِ حِسَابٍ‌﴾[4] 

یعنی خدا صابران را تمام و کمال، و بدون حساب پاداش خواهد داد.

  1. 7 از پیامبر6 روایت می‌كند كه آن حضرت فرمود: هیچ جرعه‌ای از جرعه خشمی كه انسان آن را فرو نشاند یا جرعه صبر بر مصیبتی در نزد خداوند خداوند متعال محبوب‌تر نیست. و نیز هیچ قطره‌ای در نزد خداوند متعال از قطره اشكی كه از خشیت خدا جاری شود، و یا قطره خونی كه در راه خدا ریخته شود محبوب‌تر نیست.
  2. 7 فرمود: مصیبت‌ها كلیدها و راه گشای اجر و پاداشتند.
  3. 7 روایت شده است كه فرمود: وقتی خداوند، اولین و آخرین را در صحرای محشر جمع كند، منادی ندا می‌كند كه صابران كجایند تا بدون حساب داخل بهشت گردند؟ سپس جماعتی از مردم بر می‌خیزند و به طرف بهشت روانه می‌شوند، فرشتگان به آنها برخورد می‌كنند و می‌گویند: كجا می‌روید؟ می‌گویند: به سوی بهشت می‌رویم. فرشتگان می‌گویند: بدون حساب به سوی بهشت می‌روید؟ در جواب می‌گویند بلی، سپس ملائكه سوال می‌كنند كه شما از چه صنف مردمید؟ می‌گویند: ما از صنف صابران هستیم. ملائكه گویند: صبر شما در چه بود؟ می‌گویند: صبر ما بر طاعت خدا و صبر ما از معصیت خدا بوده است. و این روش را تا زنده بودیم ادامه دادیم تا اینكه خداوند عزوجل ما را قبض روح نمود. سپس ملائكه می‌گویند: همان گونه که گفتید هستید و بدون حساب به سوی بهشت روید كه چه نیكو است پاداش اهل عمل.[5]
  4. 6 فرمود: كه خداوند عزوجل می‌فرماید: هرگاه مصیبت و بلائی را متوجه بدن یا مال یا فرزند بنده‌ام سازم سپس او با صبر جمیل[6] از آن بلا استقبال نماید من از او شرم می‌كنم كه در روز قیامت ترازوئی جهت بررسی حساب او نصب كنم یا نامه عمل او را بگشایم.
  5. 6 فرمود: سه چیز است كه نصیب هر كس شود خیر دنیا و آخرت نصیبش شده است و آن سه عبارتند از:

1. خشنودی از قضاء و قدر خدا 2. صبرو بردباری در برابر بلاها 3. دعاكردن در حال خوشی. بر عكس بیشتر مردم كه فقط هنگام ناخوشی و گرفتاری دعا می‌كنند

  1. 6 بودم كه آن حضرت فرمود: ای جوان آیا می‌خواهی كلماتی تعلیمت دهم كه خداوند به وسیله آن به تو فائده رساند؟ گفتم: بلی، حضرت فرمود: خدا را حفظ كن تا او نیز تو را حفظ كند یعنی از حدود الهی محافظت نما و آنها را مراعات كن و از حد و مرز الهی خارج نشو. مراقب خدا باش تا همواره او را در جلوی خود ببینی، در حال خوشی با خدا آشنائی داشته تا او نیز در حال شدت و سختی با تو آشنا باشد، هرگاه چیزی می‌خواهی از خدا در خواست كن و هرگاه كمك می‌خواهی از او مدد و یاری جوی.[7]

بدان صبر و استقامت در برابر ناگواری‌ها خیر و بركت زیادی به همراه دارد نصرت و یاری الهی با صبر است، شادی و فرح با اندوه می‌باشد، و همراه سختی آسایش است.

  1. 6 فرمود: چون مرد را در قبرش می‌گذارند عذاب داخل قبر او می‌شود. وقتی می‌خواهد از طرف سر آن مرد وارد شود تلاوت قرآن جلوی عذاب را می‌گیرد. و وقتی می‌خواهد از طرف صورتش وارد شود صدقه جلوی عذاب را می‌گیرد، و آن را بر می‌گرداند. و و قتی می‌خواهد از طرف پاهای آن مرد وارد شود راه رفتن او به سوی مسجد جلویش را می‌گیرد و صبر نیز جلوی عذاب را می‌گیرد و می‌گوید: اگر هرگاه ببینم كه شما نتوانید از صاحبم حمایت كنید خودم به تنهائی از او حمایت و دفاع می‌كنم.[8]

و در حدیث دیگر آمده است؛ كه چون مرد داخل قبر می‌شود، نماز طرف راست و زكوه طرف چپش می‌ایستند و احسان بر سرش سایه افكند و صبر در طرفی دورتر از آنها است چون دو فرشته‌ای كه متصدی سوال از آن مرد هستند وارد می‌شوند صبر به نماز و زکات و احسان می‌گوید: مواظب رفیق خود باشید و اگر نتوانستید عذاب را از او دور كنید من به تنهائی از او دفاع می‌كنم و عذاب را از او بر طرف می‌سازم.[9]

  1. 6 فرمود: كار مومن تعجب‌آمیز است، زیرا تمام امورش برای او خیر است كه برای احدی جز مومن چنین نیست. اگر راحتی و خوشی به او برسد و شكر نماید برایش خیر است، و اگر سختی و ناراحتی به او رسد و صبر كند نیز برای او خیر است.[10]
  2. 6 فرمود: آیا روش پسندیده مومن شما را شگفت زده نمی‌كند، از اینكه مومن هرگاه خیر و نعمتی به او برسد خدا را ستایش می‌كند و هرگاه مصیبتی به او برسد در مقابل مصیبت هم خدا را ستایش می‌كند و صبر و شكیبائی پیشه می‌كند. مومن در تمام كارهایش اجر و ثواب می‌برد حتی لقمه‌ای كه به طرف دهانش می‌برد. و در حدیث دیگر آمده است حتی لقمه‌ای كه به طرف دهان زنش می‌برد.
  3. 6 فرمود: صبر بهترین مركب است خداوند چیزی نصیب بنده‌اش نكرد كه از صبر بهتر و وسیع‌تر باشد.
  4. 6 سئوال كردند كه آیا هیچ مردی بدون حساب داخل بهشت می‌شود؟ حضرت فرمود: بلی، هر كس مهربان و صبور باشد بدون حساب داخل بهشت می‌گردد.
  5. 7 فرمود: آزاد مرد در همه احوال آزاد مرد است اگر گرفتاری برایش پیش آید صبر می‌كند، و اگر مصیبت‌ها بر سرش فرو ریزد ناراحت نمی‌شود، اگر چه اسیر شود و مغلوب گردد و آسایش تبدیل به سختی شود. چنان كه یوسف صدیق امین7 را بردگی و مغلوبیت و اسارت زیان نبخشید، و او را تغییر نداد. و تاریكی و ترس چاه و آنچه بر سرش آمد ضرری بر او وارد نساخت، تا این كه خدا بر او منت گذارد و ستمگر سركش را برده او كرد، بعد از آن كه مالك او بود. و او را رسول قرار داد و به سبب او به امتی رحم كرد. و صبر این چنین است كه این همه خیر و بركت به دنبال دارد، پس شكیبا باشید و دل به شكیبائی دهید تا اجر و پاداش نصیبتان گردد.[11]
  6. 7 فرمود: بهشت در میان ناگواری‌ها و شكیبائی است. پس هركه در دنیا بر ناگواری‌ها صبر كند، به بهشت رود و جهنم در میان لذت‌ها و شهوت‌ها است، پس هر كه لذت و شهوتی را كه دلش خواهد به خود رساند به جهنم رود.
  7. 6 فرمود: صبر بر سه قسم است: صبر در مصیبت، صبر بر طاعت و صبر از معصیت، پس هر كه بر معصیت صبر كند تا آن كه آن را به بهترین وجه آرامش و تسلی رد كند، خداوند سیصد درجه برایش می‌نویسد، كه میان هر درجه تا درجه دیگر به اندازه فاصله میان آسمان و زمین باشد. و هر كه بر طاعت صبر كند خداوند برایش ششصد درجه می‌نویسد كه میان هر درجه تا درجه دیگر به اندازه فاصله میان قعر زمین تا عرش باشد. و هر كه از گناه صبر كند و از معصیت خوداری كند خداوند نهصد درجه از برای او می‌نویسد كه فاصله میان هر درجه بقدر فاصله میان قعر زمین تا انتهای عرش الهی باشد.[12]
  8. 7 فرمود: هر كس از مومنین به بلائی گرفتار شود و صبر كند، برایش مثل اجر هزار شهید خواهد بود.[13]
  9. 6 می‌گوید: خداوند عزوجل فرموده است: من دنیا را میان بندگانم به عنوان قرض قرار داده‌ام، كسی كه قرضی از آن به من دهد یعنی چیزی در راه من به اختیار خود انفاق كند، در برابر هر درهمی ده تا هفتصد برابر به او پاداش می‌دهم. و كسی كه به من قرض ندهد و اجباراً چیزی از او بگیرم و او در برابر آن صبر کند در مقابل آن، سه چیز به او می‌دهم كه اگر یكی از آنها را به فرشتگانم دهم از من راضی خواهند شد سپس امام صادق7 این آیه را تلاوت كرد: ﴿اَلَّذینَ اِذا اَصابَتْهُمْ مُصیبَةٌ قالُوا اِنّا للهِ وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ اُولٰئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ ... .﴾[14] كسانی كه هنگام مصیبت می‌گویند: ما از آن خدائیم و بسوی او بازگشت می‌كنیم صلوات خدا بر آنها باد امام فرمود: این صلوات یكی از آن سه خصلت است دومی‌اش رحمت و سومی آن هدایت كه در آیه ذكر شده است.[15]

 


[1]. آیا دنیا و علاقه به آن مذموم است؟ در این زمینه چند نظر و فكر وجود دارد: 1. عده‌ای دنیا را ذاتا بدو بی ارزش و شر می‌دانند بدیهی است كه این نظریه با توحید و حكمت خداوند سازگار نیست. 2. عده‌ای دیگر می‌گویند: خود دنیا بد نیست ولكن محبت و علاقه به دنیا بد است و این نظریه نیز هر چند خیلی معروف و مسخور است ولی بی اشكال نیست و با بیانات خود قرآن وفق نمی‌دهد زیرا بدون شك محبت و علاقه به دنیا چیز طبیعی و فطری است و چیزی فطری خدا دادی چگونه ممكن است بدومذموم باشد و گذشته از این علائق به دنیا و اشیاء آن قابل قلع و قمع كردن و ریشه كن نمودن نیست و تازه اگر فرضا بشود آن را ریشه كن نمود صد در صد بر ضرر بشر است درست مثل این است كه عضوی از اعضاء او را مانند دست، پا، چشم، بینی، قطع كنند. 3. آنچه را در قرآن مذموم می‌شمارد علاقه به معنی بسته بودن و دلخوش بودن و قانع بودن و رضایت دادن به امور مادی دنیوی است زیرا فرق است بین علاقه به مال و فرزند و سایر شئون زندگی دنیا وی و بین قانع بودن و رضایت دادن و غایت آمال قرار دادن اینها. و در حقیقت تعلیمات دینی نیامده است كه این علائق را سركوب كند بلكه آمده است كه بوسیله این علائق شعورهای عالیتری را در انسان بیدار كند و چون آن شعورها عالیترند و از مقام عالی انسان سرچشمه می‌گیرند دیرتر بیدار می‌شوند و احتیاج به تحریك و احیاء و بیدار كردن دارند، آن شعورها مربوط به معنویات است. هر علاقه‌ای چشمه‌ای است از روح انسان كه باز می‌شود و جاری می‌گردد. و مقصود دین بستن چشمه‌های محسوس مادی نیست بلكه مقصود باز كردن و كوشش برای جاری ساختن چشمه‌های دیگر است، یعنی چشمه‌های معنویات. با یك مثال ساده مطلب را توضیح می‌دهم: مثلا انسان فرزند خود را به مدرسه می‌فرستد، وقتی كه می‌بیند كه آن بچه تمام علاقه و همتش به بازی و شكم خوارگی است ناراحت می‌شود و او را مورد سرزنش قرار می‌دهد و او را بازی گوش و شكمخوار می‌خواند، و با این عناوین او را ملامت می‌كند، زیرا میل دارد كه آن بچه علاقه به درس و كتاب خواندن و نوشتن پیدا شود، این علائق طبعا از علاقه به بازی و خوراك دیرتر در بچه پیدا می‌شود، به علاوه احتیاج به تحریك و تشویق دارد غریزه علم در هر بشری هست در عین حال باید آن را تحریك كرد ولی این دلیل نیست كه پدر می‌خواهد فرزنش اساسارغبتی به بازی و غذا نداشته باشد، اگر روزی احساس كند كه میل به بازی یا به غذا از بچه سلب شده فوق العاده ناراحت می‌شود و آن را دلیل بر یك بیماری می‌گیرد و به طبیب مراجعه می‌كند زیرا می‌داند بچه سالم در عین حال كه باید به مدرسه و كتاب علاقه داشته باشد، باید نشاط داشته و به موقع غذا بخورد پس وقتی كه پدر فرزند را به عنوان بازی گوش یا شكمو ملامت می‌كند در حقیقت از حصر و انحصار علاقه او به بازی یا خوردن نالان است (اقتباس از سخنان شهید مطهری تحت عنوان نظر دین درباره دنیا)

[2]. سوره نحل، آیه 96.

[3]. در نهج البلاغه چنین آمده است: ولا خیر فی جسد لا راس معه و لا فی ایمان لا صبر معه یعنی تن بی سر فائده ندارد و صبر بی ایمان نیز بی نتیجه است.

[4]. سوره زمر، آیه 10.

[5]. این روایت را مرحوم كلینی در اصول كافی كتاب ایمان و كفر باب الحب فی الله و البغض فی الله روایت 8 نقل كرده است با این تفاوت كه آنجا در مورد محبان خدا است.

[6]. از امام باقر7 پرسیدند: صبر جمیل چیست؟ فرمود: ذالك الصبر لیس فیه شكوی الی الناس یعنی صبری كه در آن شكایت به مردم نباشد یعنی از بلاهایی كه برش وارد می‌شود نزد مردم شكوه نكند.

[7]. مسند احمد بن حنبل، ج 1، ص 207.

[8]. معاد، فلسفی، ج 2، گفتار 14.

[9]. حدیث فوق از جمله احادیثی است كه بر تجسم اعمال دلالت دارد و آن همانطور كه آیات و روایات استفاده می‌شود این است كه اعمال خوب درستكاران و كارهای بد نادرست آن به گونه‌ای در عالم برزخ و قیامت تجسم می‌گردند و همه انسانها اعمال روا و ناروائی را كه در دنیا انجام داده‌اند در مقابل خویش حاضر می‌یابند. نه تنها كارهای بدنی و اعمال خوب و بدی كه در ظاهر انجام می‌دهیم مجسم می‌گردند، بلكه نیت‌های خوب و بد مردم كه عمل روحی آنان است همانند اعمال بدنشان تجسم می‌یابد. مارها و عقرب‌ها بلكه آتشی كه در قیامت است به عین همان زشتكاری‌هاو خلقیات مذموم و عقائد باطل آدمی است كه در نشاه آخرت به آن شكل‌ها ظاهر می‌گردند.

این سخن‌های چو مارو كژدمت          مارو كژدم گردد و گیرت دمت

همچنین روح و ریحان و نعمت‌های بهشتی، همان اخلاق حمیده و كارهای پسندیده و اعتقادات حقه انسانها است كه در آخرت به آن شكلها در می‌آیند و این مطلب علاوه بر این كه در آیات و روایات بسیاری بر آن تصریح شده است از نظر علم روز نیز به اثبات رسیده است. از حدیث فوق مكالمه صبر را كه یكی از ملكات آدمی با نماز و زكوه و نیكی كه از اعمال دیگر انسان است نقل می‌كند استفاده می‌شود كه این ملكات علاوه بر تجسم دارای نطق و شعور نیز هستند. برای توضیح بیشتر در این زمینه به كتاب معاد آقای فلسفی، ج 2، گفتار 14 مراجعه فرمائید.

[10]. اصول کافی، باب صبر، با مختصر تغییر لفظی.

[11]. این روایت در اصول كافی باب صبر با مختصر تغییر لفظی مذكور است.

[12]. همان‌گونه كه از حدیث فوق استفاده می‌شود بالاترین درجات صبر صبر از معصیت است چون بالاترین اعمال گناه نكردن است و بعد از آن صبر بر طاعت. و شاید سر اینكه درجات صبر از معصیت و صبر بر طاعت از صبر در معصیت بالاتر است این است كه صبر از معصیت و طاعت از روی اختیار می‌باشد یعنی می‌تواند گناه كند ولی به خاطر خدا نمی‌كند و نیز می‌تواند اطاعت و عبادت نكند ولی برای خدا انجام می‌دهد ولكن صبر در مصیبت و بلا اختیاری نیست و چاره‌ای جز صبر ندارد.

[13]. میزان الحکمه، ری شهری، ص 1560، حدیث 10080، به نقل از التمحیص، 59/125.

[14]. بدیهی است كه منظور تنها گفتن این جمله انالله و انا الیه راجعون نیست، همچنان كه منظور تنها عبور دادن معنی آن از خواطر نمی‌باشد بلكه مقصود متلبس شدن به حقیقت معنی آن است، یعنی انسان خود را مملوك واقعی حق بداند، معتقد باشد كه بازگشت او به سوی خدا است، البته كسی كه واقعا به این دو حقیقت یعنی خود را مملوك واقعی حق دانستن و اعتقاد به بازگشت به سوی او ایمان دارد عالی‌ترین درجات صبر را در برابر حوادث به دست خواهد آورد و جزع و بیتابی و غفلت به كلی از كانون دل او ریشه كن می‌شود. (ترجمه المیزان، ج 2، ص 217).

[15]. میزان الحکمه، ری شهری، حدیث 16677، به نقل از خصال صدوق، 1/130/135.

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: