لقمان در ششمین نصیحتخود به پسرش چنین میفرماید:
«... وَ اصْبِـرْ عَلَى مَا أَصَابَکَ إِنَّ ذٰلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُور؛
با استقامت و صبور باش، كه این از كارهای مهم و اساسی است.»[1]
در همه كتابهای آسمانی، و گفتار همه پیامبران و اولیاء خدا و امامان7 با تاكیدهای فراوانی، به صبر و استقامتسفارش شده است، به طوری كه آن را اكسیر اعظم و كیمیای كلیدی مشكلات دانستهاند، و ضد آن عجز و ضعف و سست عنصری را موجب انحرافات و بدبختیهای ویرانگر میدانند به قول مولانا:
صـد هـزاران كیمیا حق آفرید كیمیایی همچو صبر آدم ندید
صبر و استقامت از واژههایی است كه در قرآن با تعبیرات گوناگون، بیش از دویستبار آمده است، و از مفاهیم بسیار مهمی است كه در سرلوحه دستورهای سرنوشتساز قرآن قرار گرفته است، در حدی كه پاداش صابران، صلوات و درودهای پی در پی خداوند معرفی شده، و آنها به عنوان هدایتیافتگان نامیده شدهاند، خداوند پس از آن كه به پیامبر6 میفرماید: «به صابران مژده بده» پاداش آنها را چنین بیان میكند:
«أُولٰئِکَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمـُهْتَدُونَ؛ آنها كسانی هستند كه الطاف و درودها و رحمت پروردگارشان، شامل حالشان شد، و آنها هدایتیافتگان هستند.»[2]
لقمان7 در بسیاری از حكمتهایش، مساله صبر و استقامت را مطرح كرده، و از انسانها خواسته كه از این نیروی استوار و پرتوان معنوی كمال استفاده را بكنند، و در پرتو آن به كمالات عالی در همه عرصهها و جنبهها نایل شوند، از جمله در آیه مورد بحث، فرزندش را به استقامت در برابر حوادث تلخ روزگار و مصایب شكننده، دعوت نموده و تذكر میدهد كه مساله صبر و استقامت، بسیار بسیار مهم است كه هرگز نباید آن را در زندگی فراموش كرد. و ممكن است جمله «مِنْ عَزْمِ الْاُمُور» اشاره به این باشد كه صبر و استقامت نیاز به عزم و جزم، و اراده قاطع و محكم دارد، و بدون آن، انسان نمیتواند به موهبت صبر و استقامت برسد، چنان كه اهل لغت، صبر را به مفهوم عزم و اراده و تصمیم قوی برای انجام كار معنی كردهاند.[3]
[1]. سوره لقمان، آیه13.
[2]. سوره بقره، آیه 157.
[3]. المنجد، واژه صبر.