گفتیم که صبر در لغت به معنی خودداری كردن از داد و فریاد در برابر ناراحتیها است صابر حقیقی كسی است كه ظاهراً و باطناً خویشتن دار باشد یعنی از اعضاء ظاهریش حركات غیر عادی و نامناسب سر نزند و باطنش نیز مضطرب و متزلزل نباشد و آن بر سه نوع است:
1. صبرعوام 2. صبر پرهیزگاران 3. صبر عارفان
1. صبر عوام عبارت است از خویشتن داری و اظهار ثبات و بیداری نمودن ظاهری یعنی شخص عامی در برابر مصائب و مشكلات خود را ظاهرا صابر نشان میدهد ولی قلبا مضطرب و ناراحت است تا حالتش نزد خردمندان و عموم مردم پسندیده باشد، و مورد سرزنش آنها قرار نگیرد.
«يَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِنَ الْحـَيَاةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ؛[1]
اكثر مردم تنها به ظواهر و نمودهائی از زندگی دنیا آگاهی دارند. و از آخرت یعنی جهان ماوراء نمودها و پدیدها بی خبر و ناآگاهند.»
2. نوع دوم صبر زاهدان و عابدان و اهل تقوی و صاحبان حكمت است و اینها برای امید ثواب آخرت صبر میكنند:
«إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْـرِ حِسَابٍ؛[2]
خداوند صابران را به حد كامل و بدون حساب پاداش خواهد داد.
3 - نوع سوم صبر عارفان است اینها نه تنها در برابر سختیها ناراحت نمیشوند و نه به خاطر نائل شدن به ثواب آخرت مشكلات را تحمل میكنند بلكه آنان از مصائب و مشكلات لذت میبرند و بلاها را نوعی موهبت خاص الهی قلمداد میكنند و آن را دلیل بر عنایت و توجه خاص خدا میدانند.
«وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ أُولٰئِکَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمـُهْتَدُونَ؛[3]
و بشارت بده به استقامت كنندگان. آنها كه هنگامی مصیبتی به آنها برسد میگویند ما از آن خدا هستیم و به سوی او باز میگردیم. اینها همانها هستند كه الطاف خدا شامل حال آنان شده و آنها هدایت یافتگانند.»
و این نوع از صبر رضا ناامید میشوند و امّآ صبر عوام، هیچ گونه ثواب و پاداشی نزد خدا ندارد زیرا این عمل را برای خدا انجام نداده است كه سزاوار ثواب گردد و فقط این عمل را به خاطر مردم انجام داده، بلكه در حقیقت این نوع صبر، ریاء محض است.
و آنچه كه در روایات در مورد ریاء وارد شده است در این هست ولكن این حالت ظاهری از جزع و فزع بهتر است یعنی با اینكه اینگونه صبر ریاء و مذموم است، ولی داد و فریاد از این بدتر است. زیرا بشر زود از اخلاق و روش نیك و زشت هم نشینان و افراد جامعه خود درس میگیرد و تحت تاثیر واقع میگردد. در این صورت اگر شخص عامی كه ظاهرش صبورو باطنش ناراحت است جزع و فزع و داد و فریاد و بیتابی كند، این عمل در میان مردم شیوع پیدا میكند. ولی اگر ظاهرا خود را به صورت صابران نشان دهد و مردم حالت او را ببینند متمایل به اخلاق او میگردند چه بسا همین باعث كمال آنها میگردد. پس بنابراین صبرعامی با اینكه ریاء هست از بی صبری و بی تابی بهتر است، چون این حالت او برای دیگران مفید است ولو اینكه برای خودش فائدهای نداشته باشد. نتیجتاً صبر به طور مطلق شامل قسم دوم میشود زیرا همان طور كه گفته شد قسم اول در حقیقت صبر نیست بلكه ریاء است و قسم سوم هم رضا است. میماند قسم دوم و آن صبر زاهدان و پرهیزگاران است.
[1]. سوره روم، ایه 7.
[2]. سوره زمر، آیه 10.
[3]. سوره بقره، آیه 156 و 157.