بعضی گفتهاند دادن انگشتر در نماز با حضور قلب منافات دارد.
یكی از شبهات كه همواره راجع به آیه ولایت و امامت علی7 مطرح گریده این است كه دادن زكات مستحبی در هنگام نماز با خشوع و عبادت نمیسازد؛ آن هم در حق كسی مثل امام علی7 كه در هنگام نماز غرق در ذكر و یاد خدا و از همه چیز بریده و رها شده بوده است. فخر رازی مینویسد:
سزاوار به شأن علی7 این است كه هنگام نماز، غرق در یاد خدا باشد، ظاهراً هر كه این وضعیت را داشته باشد فرصت برای گوش كردن كلام دیگری وفهماندن او را ندارد. لذا خداوند متعال فرمودند:
«همانان كه خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته، و به پهلو آرمیده یاد میكنند، و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند»[1]
پاسخ این است که:
امام علی7 دارای آن چنان توانمندی روحی و معنوی هست كه به آسانی میتواند دو عبادت نماز و زكات را همراه با یكدیگر و بدون كاستی در حضور قلب و اخلاص انجام دهد و آنجا كه امور شخصی و مادی مطرح است، همان مقام معنوی خویش را حفظ كند و درد جسمی، آنان را از حالت «وصال» و «مقام فناء» خارج نگرداند.
برخی گفتهاند كه وقتی (اگر سند این روایت درست باشد) تیر را از پای حضرت خارج ساختند، حضرت متوجه نشد. این معنا درست نیست. خارج نمودن تیر و تكان نخوردن حضرت به این معنا نیست كه حضرت متوجه خروج تیر و درد حاصل از آن نبود. اگر اینطور باشد كه دلالت بر نقص علم و آگاهی حضرت میكند. ایشان متوجه بود؛ ولی با توجه به خداوند و ارتباط معنوی با مبدا هستی آنچنان قدرتی در خویش احساس مینمود كه میتوانست به راحتی درد تیر را تحمل كند و آنچنان لذتی میبرد كه رنج و درد حاصل از تیر برایش آسان مینمود و این باز، حاصل همان مقام جمعی و اقتدار ولایی حضرت7 میباشد.
شنیدن صدای سائل و به کمک او پرداختن، توجه به خویشتن نیست؛ بلکه عین توجه به خداست. علی7 در حال نماز از خود بیگانه بود نه از خدا، و میدانیم بیگا نگی از خلق خدا، بیگانگی از خداست.
پرداختن زکات در حال نماز انجام عبادت در ضمن عبادت است نه انجام یک عمل مباح در ضمن عبادت. آنچه با روح عبادت سازگار نیست، توجه به مسائل مربوط به زندگی مادی و شخصی است؛ اما توجه به آنچه در مسیر رضای خداست کاملا با روح عبادت سازگار است.
علاوه بر این، معنای غرق شدن در توجه به خدا این نیست که انسان بی اختیار احساس خود را از دست بدهد؛ بلکه با اراده خویش توجه خود را از آنچه در راه خدا و برای خدا نیست بر میگیرد.
آلوسی در این مورد مینویسد: همین سؤال را از ابن جوزی پرسیدند، او در پاسخ، این دو بیت شعر را خواند:
یسقی ویشرب لاتلهیه سكرته |
|
عن الندیم ولایلهو عن الناس |
أطاعه سكره حتی تمكن من |
|
فعل الصحاهٔ فهذا واحد الناس[2]
|
نوشید و مینوشاند و مستی، او را از توجّه به ساقی باز نمیدارد و از مردم غافل نمیسازد. مستی او در اختیار اوست تا جایی كه توانسته همانند انسانهای هوشیار عمل كند؛ پس او یگانه و منحصر به فرد از این مردم است.
اگر دادن زكات در ركوع مصداق فعل كثیر بود، چرا خداوند در این آیه از زكات دادن درحال ركوع تكریم و تمجید نموده است، و اگر این عمل نشانه غفلت و بی خبری از ذكر خدا بود نباید به عنوان یك رفتار و سلوك الهی تلقی شده و امتیازات مهمی الهی را كه مقام ولایت و امامت باشد، در قبال آن بدهد.
[1]. سوره آل عمران، آیه 191.
[2]. روح المعانی، آلوسی بغدادی، ج 6، ص 169.