borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
اعمال انسان در دنیا و آخرت

 

در ترجمه «الذریعهٔ الی مكارم الشریعهٔ» راغب اصفهانی می‌خوانیم:

انسان از جهتی در دنیا مانند كشاورز است، عمل وی كشت او، دنیا كشتزار او، هنگام مرگ وقت درو كردن و عالم آخرت خرمنگاه او خواهد بود.

او جز آنچه كاشته است درو نخواهد كرد و جز آنچه درو كرده است پیمانه نخواهد نمود.

چنان‌كه در خرمنگاه؛ پیمانه، ترازو، امنا، حافظان، گواهان و دفتر وجود دارد، هم‌چنان در آخرت امثال آن‌ها وجود خواهد داشت، چنان‌كه خدای تعالی می‌فرماید:

«وَنَضَعُ الْمـَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیوْمِ الْقِیامَةِ فَلاَ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیئاً وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَینَا بِهَا وَكَفَی بِنَا حَاسِبِینَ؛[1]
و ترازوهای عدالت را در روز قیامت می‌نهیم و به هیچ كس هیچ ستمی نمی‌شود و اگر [عمل خوب یا بد] هم وزن دانه خردلی باشد آن را [برای وزن كردن] می‌آوریم و كافی است كه ما حسابگر باشیم.»

و می‌فرماید:

«وَإِنَّ عَلَیكُمْ لَحَافِظِینَ. كِرَاماً كَاتِبِینَ. یعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ؛[2]
و بی‌تردید بر شما نگهبانانی گماشته‌اند. بزرگوارانی نویسنده. كه آنچه را [از خیر و شر] انجام می‌دهید، می‌دانند [و ضبط می‌كنند]»

و می‌فرماید:

«وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِی‌ءَ بِالنَّبِیینَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِی بَینَهُم بِالْحـَقِّ وَهُمْ لاَ یظْلَمُونَ؛[3]
و كتاب [اعمال] را می‌نهند و پیامبران و گواهان را بیاورند و میانشان به حقّ وراستی داوری شود، وآنان مورد ستم قرار نمی‌گیرند.»

چنانچه در خرمن‌گاه دانه و كاه از هم جدا می‌شود، در آخرت نیز اعمال حسنه و گناهان از هم جدا خواهد شد، در این زمینه خدای متعال می‌فرماید:

«لِیـمِیزَ اللهُ الْخـَبِیثَ مِنَ الطَّیبِ وَیجْعَلَ الْخـَبِیثَ بَعْضَهُ عَلَی بَعْضٍ فَیـرْكُمَهُ جَمِیعاً فَیجْعَلَهُ فِی جَهَنَّمَ أُولئِكَ هُمُ الْخـَاسِـرُونَ؛[4]
تا خدا ناپاكان را از پاكان جدا كند، وناپاكان را روی یكدیگر گذارد، پس همه را متراكم وانباشته سازد و یكجا در جهنم قرار دهد؛ [به راستی] آنانند كه زیانكار واقعی‌ان.»

درباره كار و كوشش كافران بدبخت كه همّ و غمّی جز دنیا ندارند و ابداً به آخرت توجه نداشته و برای آنجا كاری نكردند می‌فرماید:

«مَثَلُ الَّذِینَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهـُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یوْمٍ عاصِفٍ لا یقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلی‌ شَی‌ءٍ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِیدُ؛[5]
وصف حال كسانی كه به پروردگارشان كافر شدند [این‌گونه است‌] اعمالشان مانند خاكستری است كه در یك روز توفانی، تند بادی بر آن بوزد [و آن را به صورتی كه هرگز نتوان جمع كرد، پراكنده كند] آنان نمی‌توانند از اعمال خیری كه انجام داده‌اند، چیزی [برای ارائه به بازار قیامت جهت كسب ثواب و پاداش‌] به دست آورند؛ این است آن گمراهی دور.»

و نیز می‌فرماید:

«وَ قَدِمْنا إِلی‌ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً؛[6]
و ما به [بررسی و حسابرسی‌] هر عملی كه [به عنوان عمل خیر] انجام داده‌اند، می‌پردازیم، پس همه آن‌ها را غباری پراكنده می‌سازیم.»

كسی كه برای عالم آخرت عمل كند در كیل و وزن او بركت داده خواهد شد و عمل او توشه آخرتش می‌شود چنانچه خداوند متعال می‌فرماید:

«وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعی‌ لَها سَعْیها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْیهُمْ مَشْكُوراً؛[7]
و كسانی كه آخرت را در حالی كه مؤمن هستند بخواهند و با تلاشی كامل [و خالصانه‌] برای [به دست آوردن‌] آن تلاش كنند، پس تلاششان به نیكی مقبول افتد [و به آن پاداششان دهند.]»

ولی كسی كه فقط برای دنیا عمل كند، سعی او ضایع و عملش باطل خواهد بود، چنانچه خدای تعالی می‌فرماید:

«مَنْ كانَ یرِیدُ الْحـَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها نُوَفِّ إِلَیهِمْ أَعْمالَهـُمْ فِیها وَ هُمْ فِیها لا یُبْخَسُونَ. أُولئِكَ الَّذِینَ لَیسَ لَهـُمْ فِی الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِیها وَ باطِلٌ ما كانُوا یعْمَلُونَ‌؛[8]
كسانی كه زندگی دنیا و زیور و زینتش را بخواهند، ثمره تلاششان را به طور كامل در [همین‌] دنیا به آنان می‌دهیم و در اینجا چیزی از آنان كاسته نخواهد شد. اینان كسانی هستند كه در آخرت، سهمی جز آتش برای آنان نیست و آنچه [در دنیا از كار خیر] كرده‌اند، در آخرت تباه و بی‌اثر می‌شود و آنچه همواره [ریاكارانه‌] انجام می‌دادند، باطل است.»

مثال كارهای انسان برای دنیای صرف و مادیگری محض، مانند درخت «خلاف» یا «خرزهره» و «هندوانه ابوجهل» است كه در فصل بهار سبز و خرم دیده می‌شوند، ولی هنگام چیدن آن سودی عاید نمی‌كند و به وقت خرمن بهره‌ برداری ندارد.

كارهایی كه در دنیا انجام می‌گیرد برای خدا و به عنوان مقدمه آخرت مانند درخت خرما و انگور است كه در فصل زمستان منظره‌ای ندارد ولی موقع چیدن زاد و توشه فراوان می‌دهد و ذخیره كافی از آن پس‌انداز خواهد ماند.

خداوند مهربان در قرآن مجید به این دو حقیقت اشاره فرموده است:

أَ لَمْ تَرَ كَیفَ ضَـرَبَ اللهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَیبَةً كَشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ. تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ یضْـرِبُ اللهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَذَكَّرُونَ. وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ؛[9]
آیا ندانستی كه خدا چگونه مثلی زده است؟ كلمه پاك [كه اعتقاد واقعی به توحید است‌] مانند درخت پاك است، ریشه‌اش استوار و پابرجا و شاخه‌اش در آسمان است. میوه‌اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانی می‌دهد و خدا مَثَل‌ها را برای مردم می‌زند تا متذكّر حقایق شوند. و مَثَل كلمه ناپاك [كه عقاید باطل و بی‌پایه است‌] مانند درخت ناپاك است كه از زمین ریشه‌كن شده و هیچ قرار و ثباتی ندارد.»

چون ظاهر دنیا و آرایش و زینت آن در صورتی كه مقدمه آخرت قرار نگیرند، زیبا و با رونق ولی باطنش خبیث و تلخ و ضرر زننده است، خداوند متعال از مغرور شدن به آن نهی فرموده است.

«وَ لا تَمُدَّنَّ عَینَیكَ إِلی‌ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحـَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ‌ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَیـرٌ وَ أَبْقی‌؛[10]
دیدگانت را به آنچه برخی از اصناف آنان را بهره‌مند كردیم مدوز، [آنچه به آنان داده‌ایم‌] شكوفه [بی‌میوه و زیور و زینت‌] دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم و رزق پروردگارت بهتر و پایدارتر است.»

در هر صورت، نمازگزار وقتی وارد سجده می‌شود كه از منزل ركوع گذشته باشد و گذشتن از منزل ركوع وقتی میسّر است كه به فرموده حضرت صادق7 نمازگزار ركوع به حقیقت كرده باشد.

ركوع مقام خضوع و محل خشوع قلب است، در این مقام نسبت به محبوب نهایت تواضع مطلوب است و بنده در آن حال مستغرق بحر حیا از حضرت علام الغیوب است كه چون در قیام به مقام خطاب به ایاك نعبد بود و مشاهده عظمت حضرت معبود جلت عظمته نمود، آن گاه مرحله عجز و نقص و ذلت و قصور و... را پیمود، لاجرم بی‌اختیار با روی شرمساری سر خجلت به زیر آورد و اعتراف به تقصیر كند و متذكر روایتی شود كه در حال بقره وارد شده كه چون بنی‌اسرائیل گوساله پرستیدند و عجل را به الوهیت برگزیدند، دیگر بقره از شرم نیاسود و سر از خجلت بالا ننمود و پیوسته سر شرمساری به زیر دارد و چشم به عالم علوی برنیارد.

پس این آدم كه به خوردن از شجره ممنوعه مبغوض نظر پادشاه هستی و رانده درگاه اله و سراپا تقصیر و اسیر گناه است و خود بر خود گواه است كه گوساله نفس اماره را پرستیده و در مراتع غفلت و علف‌زارهای خسارت چریده و خنزیر شهرت و كلب‌ عقور غضب، بر ملك عقل برگزیده و پیوسته در مأمن بی‌شرمی آرمیده و از غرش شیران مصاف عبودیت گوساله‌وار رمیده!! با این حساب چرا سر شرمساری به حالت ركوع به زیر نیندازد و در خجالت از آقای خود قرار نگیرد و با تمام وجود در برابر آن بی‌نیاز محسن فریاد نزند: «سُبْحانَ رَبِّی الْعَظیمِ وَبِحَمْدِهِ».

 

من چه در پای تو ریزم كه سزای تو بود

 

سر نه چیزیست كه شایسته پای تو بود

خرم آن روی كه در روی تو باشد همه عمر

 

وین نباشد مگر آن وقت كه رای تو بود

ذره‌ای در همه اجزای من مسكین نیست‌

 

كه نه آن ذره معلق به هوای تو بود

تا تو را جای شد ای سرو روان در دل من‌

 

هیچ كس می‌نپسندم كه به جای تو بود

خوش بود ناله دل سوختگان از سر درد

 

خاصه دردی كه به امید دوای تو بود

ملك دنیا همه با همت سعدی هیچ است‌

 

پادشاهیش همین بس كه گدای تو بود[11]

 


[1]. سوره انبیاء، آیه 47.

[2]. سوره انفطار، آیه 10 ـ 12.

[3]. سوره زمر، آیه 69.

[4]. سوره انفال، آیه 37.

[5]. سوره ابراهیم، آیه 18.

[6]. سوره فرقان، آیه 23.

[7]. سوره اسرا، آیه 19.

[8]. سوره هود، آیه 15 ـ 16.

[9]. سوره ابراهیم، آیه 24 ـ 26.

[10]. سوره طه، آیه 131.

[11]. سعدی.

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: