borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
وسوسه‌های شیطان

با این تقسیمات و توضیحاتی كه ذكر شد روشن گردید كه وجوب صبر در همه احوال و افعال تعمیم دارد، چه كسی كه زمان همه شهوت‌های خود را به دست گرفته و عزلت اختیار كرده نیز در ظاهر از صبر بر گوشه‌گیری و تنهایی، و در باطن از صبر در برابر وسوسه‌های شیطان بی‌نیاز نیست، زیرا خطورات قلبی پیوسته در تحرّك بوده و برای آنها سكون و آرامشی نیست، و تحرّك خطورات بیشتر پیرامون اموری است كه از دست رفته و قابل تدارك نیست و یا درباره امور آینده است كه ناگزیر آنچه مقدّر است تحقّق خواهد یافت.

به هر صورت توجّه به این خطورات مایه تضییع زمان است، چه آلت و وسیله انسان دل او و سرمایه‌اش عمر اوست، و هرگاه دل در یك نفس كشیدن از ذكری كه به وسیله آن با خدا انس گیرد غافل شود، و یا از فكری كه به سبب آن به خدا معرفت پیدا كند تا با این معرفت محبّت او را به دست آورد غفلت ورزد بی‌شكّ مغبون است و این در صورتی است كه اندیشه و وسوسه‌های او منحصر در امور مباح باشد.

لیكن غالبا چنین نیست، بلكه انسان پیوسته به اقسام تدابیری كه شهوات او را ارضاء كند می‌اندیشد، و همواره با كسی كه بر خلاف مقصود او حركتی كند در تمامی عمر دشمنی می‌ورزد. یا به گمان آن كه فلان كس با هدف او مخالفت می‌كند با دیدن نشانه‌ای به نزاع و كشمكش می‌پردازد. بلكه به خالص‌ترین دوستان خود و كسان و فرزندان خویش نیز بدگمان می‌شود و مخالفت آنها را نسبت به خود تصوّر می‌كند.

سپس درباره چگونگی مجازات و سركوب آنها و پاسخی كه در توجیه مخالفت خود به او می‌دهند می‌اندیشد. و پیوسته افكارش مشغول و درگیر است.

چه شیطان را دو لشكر است: یكی پرواز می‌كند و دیگری روان می‌گردد.

وسوسه، عبارت از حركت لشكر پرنده و شهوت حركت لشكر رونده است، و این بدان سبب است كه شیطان از آتش، و انسان از گلی كه پخته شده و همچون سفال است آفریده شده‌اند و در سفال هم آتش است و هم گل.

طبیعت گل آرامش و طبع آتش حركت و سوزش است، چه هیچ آتش افروخته‌ای نیست كه در حركت نباشد بلكه به طبع خود پیوسته در حركت می‌باشد.

شیطان همان ملعون آتشین را تكلیف كردند كه از حركت باز ایستد و مخلوق آفریده شده از گل را سجده كند، او سرباز زد و نافرمانی كرد و تكبّر ورزید، و علّت نافرمانی خود را بدین گونه بیان كرد كه: خدایا تو مرا از آتش آفریدی و او را از گل.

از آن ملعون كه برای پدر ما آدم7 سجده نكرد چگونه می‌توان انتظار داشت كه برای فرزندان او سجده كند.

و هر زمان وسوسه و عدوان و طیران و جولان او در دل انسان متوقّف شود حالت فرمانبرداری و تسلیم ظاهر می‌گردد و همین حالت تسلیم به منزله سجود اوست و آن روح سجده است و گذاردن پیشانی بر زمین قالب این روح است و نشانه‌ای است كه بر حسب اصطلاح دلالت بر این روح تسلیم و انقیاد دارد.

گذاردن پیشانی بر زمین بر طبق عرف نشانه استخفاف و حقارت است چنان كه بر روی خوابیدن در پیش روی انسانی معظّم و محترم بر حسب عادت نشانه سبك شمردن و تحقیر است.

بنابر این نباید صدف گوهر از گوهر، و قالب روح از روح، و پوست از مغز تو را غافل و به خود مشغول سازد، و در زمره كسانی قرار گیری كه عالم شهود بكلّی او را از عالم غیب دور و مهجور ساخته است و به طور قطع بدان كه شیطان از مهلت یافتگان است و تا روز بازپسین نسبت به تو فروتنی نخواهد كرد و از ایجاد وسوسه دست باز نخواهد داشت مگر آن كه اندیشه‌های تو یكی شود و دلت تنها به خدا مشغول گردد، و آن ملعون در تو مجالی برای خود نبیند. در این صورت از جمله بندگان مخلص خدا خواهی بود و در زمره كسانی قرار می‌گیری كه از سلطه این ملعون مستثنا شده‌اند.

و گمان مبر كه دلی از شیطان فارغ باشد. بلكه او مانند خون در بدن آدمیزاده سیال و روان است. و جریان او در بدن انسان مانند جریان هوا در قدح است كه اگر بخواهی قدح را از هوا خالی كنی بی آن كه آن را از آب یا چیز دیگری پر كنی انتظاری نابجا داری. بلكه قدح به اندازه‌ای كه از آب خالی می‌شود از هوا پر می‌گردد، به همین گونه دل اگر به یكی از امور مهمّ دین مشغول شود از جولان شیاطین خالی و آسوده خواهد شد و اگر از یاد خدا غافل شود هر چند یك لحظه باشد در آن همنشینی جز شیطان نخواهد داشت. از این رو خداوند فرموده است:

﴿وَ من یعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَیضْ لَهُ شَیطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ﴾.[1] 
«هر کس از یاد خدا روی گرداند شیطانی را بر او می‌گماریم که پیوسته قرین اوست». 

پیامبر6 فرموده است: «خداوند جوان بیكار را دشمن می‌دارد». و این بدان سبب است كه جوان هر گاه به كاری كه باطن او را به امر مباحی كه به دین او كمك كند مشغول نسازد هر چند در ظاهر بیكار است امّا دل او فارغ نیست بلكه شیطان در آن لانه می‌كند و تخم می‌گذارد و جوجه بیرون می‌دهد. سپس جوجه‌هایش جفت گیری می‌كنند و تخم می‌گذارند و جوجه بیرون می‌دهند. به همین گونه نسل شیطان سریعتر از دیگر حیوانات زاد و ولد می‌كند و گسترده می‌شود، زیرا سرشت شیطان از آتش است، و هر گاه آتش گیاه خشك بیابد دامنه اشتعالش گسترده می‌شود، و پیوسته آتش از آتش می‌زاید و منقطع نمی‌شود بلكه اندك اندك به همه جا سرایت می‌كند.

شهوت در نفس جوان مانند هیزم خشك برای آتش است، و همان گونه كه آتش هیزم باقی نمی‌ماند اگر شهوت در انسان وجود نداشته باشد برای شیطان نیز مجالی باقی نخواهد بود تا او را گمراه سازد. بنابر این هر گاه دقّت و تأمّل كنی خواهی دانست كه دشمن‌ترین دشمنانت شهوات تو است و شهوت صفت نفس است كه اگر او را مشغول نكنی او تو را مشغول خواهد كرد. از این رو حقیقت صبر و كمال آن صبر كردن از اقدام به هر حركت ناپسندیده است و صبر در برابر حركات باطن سزاوارترین صبر است، و آن‌ باید پیوسته ادامه داشته باشد و چیزی جز مرگ آن را قطع نكند.

 


[1]. سوره زخرف، آیه 36.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: