بدون تردید، در هر جامعهای افراد نیازمند، فقیر و محروم وجود دارند؛ كسانی كه یا توان كار و كوشش ندارند و یا درآمدشان به اندازهای نیست كه تمام مخارج و هزینه هایشان را تأمین نماید. به دلیل آنكه در بینش اسلامی، همه افراد بندگان خدایند و تمام ثروتها نیز متعلق به اوست، نیازمندیهای این گونه افراد در حد ممكن و مورد قبول باید تأمین شوند[1]. این مسئله به خوبی ضرورت تعاون و دیگریاری را در جامعه به اثبات میرساند.
از این رو، مكتب اسلام، تعاون را به عنوان یكی از ضرورتهای تفكر هنجاری مورد توجه قرار داده و بر خیرخواهی، تقوا و شتاب در همكاری، همیاری و دیگر یاری مؤمنان تأكید نموده و آنان را از هرگونه تعاون در بدیها و دشمنیها، كه به نابرابری و بی عدالتی اجتماعی دامن میزند، برحذر داشته است.[2]
اسلام مسلمانان را برادر یكدیگر قرار داده و بر این اساس، تضاد منافع را به اشتراك منافع و همدلی و همدردی تبدیل نموده است. در نظام اسلامی، انسانها همانند اعضای یك پیكر محسوب میشوند كه اگر یكی از آنان دردی احساس نماید و در رنج باشد سایر اعضا نیز در آن احساس با وی شریكند.[3]
بر اساس روایات اسلامی مسلمانان نسبت به یكدیگر حقوق و وظایفی دارند كه یكی از آنها «مواسات در مال» است؛ در صورتی یكی از آنان نیازی داشته باشد، دیگران باید در تأمین آن بكوشند.[4]
در قرآن كریم و احادیث اهل بیت: ضمن تأكید بر همكاری، دیگریاری و سعی در رفع مشكلات اجتماعی و اقتصادی فقرا و محرومان جامعه، به مبانی فلسفه آن نیز اشاره شده است. تعلّق اموال به جامعه، اعتقاد به حق همه افراد در ثروتهای طبیعی، برادری اسلامی و مشاركت فقرا در اموال اغنیا از آن جمله است.
از دیدگاه اسلام، اموال و ثروتها در اصل، به جامعه تعلّق دارند؛ زیرا خداوند خلافت خود در زمین و وكالت در اموال را به انسانها واگذار نموده است. اموال در اصل، از آن خدایند كه آنها را در اختیار انسانها قرار داده است:
«وَ ءٰاتُوهُم مِّن مَّالِ اللهِ الَّذِی ءٰاتَاكُمْ»[5]
بدین سان، اغنیاء وكلا و امنای خدا بر اموال هستند و مال نزد آنان ودیعه و امانت است كه به مقتضای وكالت و امانت داری باید عمل نمایند.[6]
قرآن مؤمنان و جانشینان واقعی خداوند را این گونه معرفی میكند
«وَالَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُومٌ لِّلسَّائِلِ وَالْمحْرُومِ.»[7]
در احادیث اهل بیت: نیز به این مطلب، كه اموال و ثروتها در اصل متعلق به خدایند و در دست اغنیا به امانت قرار داده شدهاند، اشاره گردیده است. امام صادق7 میفرماید:
«آیا گمان میكنی خداوند به آنان كه ثروت داده، به سبب گرامی داشتن آنان بوده و هر كه را ثروت نداده به سبب خوار داشتن او بوده است؟ هرگز چنین نیست، مال، مال خداست؛ آن را در نزد افراد به امانت میگذارد و به آنان اجازه داده است كه به اقتصاد بخورند، بنوشند، بپوشند، ازدواج كنند، وسیله سواری داشته باشند، از مؤمنان فقیر عیادت و دستگیری كنند و آشفتگی و پریشانی آنان را جبران نمایند.»[8]
بنابراین، اموال و ثروتها در اصل، به جامعه تعلّق دارند و هر یك از افراد جامعه كه از آنها استفاده میكند در صورتی كه به وظیفه امانت داری خود عمل كرده و حقوق محرومان جامعه را در نظر گرفته باشد، حق استفاده دارد، وگرنه این حق را ندارد.
گذشته از تعلّق اموال به جامعه، از آن نظر كه اموال در اصل از آن خدایند كه به امانت به انسان واگذارده، در مورد ثروتهای طبیعی، در اسلام اعتقاد بر این است كه این ثروتها به همه افراد جامعه تعلّق دارند؛ زیرا این ثروتها برای همه مردم آفریده شدهاند، نه برای افراد یا گروههای خاص[9]. قرآن در این زمینه میفرماید: «وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ»[10] و نیز میفرماید: «هُوَ الَّذِی خَلَقَ لَكُم مَّا فِی الأَرْضِ جَمِیعاً.»[11]
بنابراین، ثروتهای طبیعی، چه آنها كه نیاز به استخراج دارند و چه آنها كه نیاز به استخراج ندارند، در اصل، حق همه افراد جامعهاند.
در روایات نیز برخی از ثروتها به عنوان مشتركات و مباحات ذكر شدهاند. رسول گرامی6 میفرماید: «مردم در سه چیز با یكدیگر شریكند: آب، آتش و مرتع.»[12]
ظاهراً یكی از حكمتهای وضع زكات بر غلّات چهارگانه (گندم، جو، خرما و كشمش) همین است، كه این غلات به آب نیاز دارند و آب از مشتركات است. و چون تولیدكننده غلّات، از این عنصر مشترك بهره میگیرد، باید به كسی كه قدرت بهره برداری از این عنصر را ندارد سهمی بپردازد.[13]
تعبیر مشاركت فقرا در اموال اغنیا، كه در مورد تعاون اجتماعی و تأمین نیازمندیهای فقرا و محرومان جامعه در احادیث آمده، تعبیر بسیار گویا و عمیقی است.
در برخی از این احادیث آمده است كه اغنیا و فقرا با هم شریكند. بنابراین، اغنیا، كه دارای مال و ثروت و كالا میباشند، با فقرا، كه اینها را ندارند، باید همانند شریك رفتار نمایند، و معلوم است كه در شراكت، هر دو طرف میتوانند از شیء موردنیاز با در نظر گرفتن رضایت هم و حفظ حق همدیگر استفاده نمایند.[14]
«تعبیر مشاركت، لزوم تعاون و كمك رسانی را روشن میسازد. و این اصل را نیز تثبیت میكند كه بینوایان در مال توانگران ذی حقاند؛ مانند ذی حق بودن شریك. بنابراین، اگر توانگری بخشی از اموال خود را به ناتوانی میدهد، در واقع حق و سهم او را پرداخته است. این موضع گیری اسلام عمق و اصالت تعاون اجتماعی را آشكار میسازد.»[15]
امام صادق7 در این زمینه میفرماید: خداوند ثروتمندان و بینوایان را در اموال شریك قرار داد. پس ثروتمندان حق ندارند به غیر شریكشان بدهند.
حضرت علی7 نیز به مسلمانان دستور میدهد كه فقرا و محرومان مسلمان را در زندگی شریك خویش سازید.
برادری اسلامی یكی دیگر از مبانی تعاون اجتماعی و تأمین زندگی نیازمندان و محرومان جامعه در اسلام به شمار میآید كه در قرآن و احادیث نیز بدان اشاره شده است. مسلمانان از آن نظر كه باهم برادرند، باید به یگدیگر كمك نمایند.
بنابراین، اگر در جامعه فقیر و مستمندی وجود دارد، اجازه ندهد كه گرسنه، پابرهنه و بی سرپناه بماند، در حالی كه خودش امكانات لازم برای تأمین نیازهای خود و دیگران را داراست.[16]
[1]. مبانی اقتصاد اسلامی، دفتر همكاری حوزه و دانشگاه، تهران، ص 272.
[2]. ماهنامه تعاون، ش 116، ص 46.
[3]. دفتر همكاری حوزه و دانشگاه، پیشین، ص 149.
[4]. رسول گرامی6 میفرماید: كسی كه سیر باشد و برادر او گرسنه، به خدا ایمان نیاورده است، و نیز كسی كه پوشیده باشد، در حالی كه برادرش برهنه، به خدا ایمان نیاورده است.
[5]. سوره نور، آیه 33.
[6]. مبانی فقهی اقتصاد اسلامی، محمّد مهدی كرمی و محمّد پورمند، قم، ص 182 ـ 183.
[7]. سوره معارج، آیه 24 و 25.
[8]. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 8، ص 366.
[9]. مبانی فقهی اقتصاد اسلامی، محمّد مهدی كرمی، و محمّد پورمند، ص 185.
[10]. سوره الرحمن، آیه 10.
[11]. سوره بقره، آیه 29.
[12]. وسائل الشیعه، ج 17، ص 331.
[13]. مبانی فقهی اقتصاد اسلامی، محمّدمهدی كرمی و محمّد پورمند، ص 185.
[14]. معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی، محمد حكیمی، ص 237.
[15]. همان، ص 241.
[16]. معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی، محمد حكیمی، ص 241.