در زمان حاضر که دورة رسانههای نوظهور است، شبهه مورد بحث، میدان بیشتری مییابد. در حجم انبوه سایتهای اینترنتی و شبکههای ماهواره ای، دقت استناددهی رو به کاهش میگذارد و مطالب بی نام و نشان ـ گاه با نویسنده مجهول و حتی فقدان استناد ـ رواج میگیرد. در این فضاها، گاه در تفسیر آیه، فقط معنای «خضوع» برای «رکوع» نقل میگردد و حتی از ذکر معنای «رکوع نماز» به کلی چشم پوشی میشود. به این نمونه توجه کنید:
(و هُمْ راکِعُون) به معنی خضوع کنندگان برای پروردگارشان و مطیعان اوامرش است. رکوع در اصل لغت به معنی خضوع است. ثعلب میگوید: رکوع به معنای خضوع است. رکع، یرکع، رکّعا و رکوعا یعنی: سرش را پایین آورد و خاضع شد»... . به این معنی در قرآن باز هم به کار رفته؛ مثلاً در این قول خداوند: (وارْکعِی مع الرّاکِعِین) چون که در نماز کسانی که قبل از ما بودند رکوع نبوده... .[1]
سخن ثعلب و عبارت بعدی به نقل از لسان العرب است که تفصیلاً در نقد آن سخن خواهیم گفت؛ اما عجالتاً توجه نمایید که در عبارت لسان العرب چند نکته وجود دارد:
اولاً: ابن منظور، با وجود آنکه معنای خضوع را از ثعلب نقل کرده، اما برخلاف متن فوق، آن را «معنای اصلی» ندانسته است.
ثانیاً: در ادامه، رکع را معنا کرده: «سرش را پایین آورد (طأْطأ رأْسه)» و سپس از «رکوع» و «رکعت» نماز سخن گفته و هیچ اشاره ای به معنای «خضوع» نیست؛ لذا عبارت بیان شده، سندیت ندارد و کذب است.
ثالثاً: این ادعا که در (وارْکعِی مع الراکِعِین) معنای «خضوع» مراد باشد و نیز اینکه «در نماز پیشینیان ما رکوع نبوده» بی دلیل و ساختگی است؛ طوری که حتی کسانی مانند فخر رازی و شوکانی هم بر خلاف آن نظر دادهاند.
این نمونه ای بود از ادعاهای بی سند در فضاهای تبلیغی معاصر که با حجم انبوه صورت میگیرد.
[1]. سایت کلمه، تالار گفتمان.