borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
ابداع نور فیض ظهور حضرت زهرا

در ابداع نور فاطمی چهار قسم است از پاره‌ای اخبار و آثار معلوم می‌شود كه نور فاطمه ی علا حده مستقلا خلق شده و از بعض اخبار معلوم می‌شود از نور پیغمبر6 خلق شده است. و از چند حدیث معتبر ظاهر است كه از نور پیغمبر6 و حضرت امیر برانگیخته شده و از حدیث علل مرویست كه نور پیغمبر و حضرت امیر و حسنین: پیش از هفت هزار از خلقت جهان با هم سال خلق شدند و ترتیب در این حدیث منظور نیست.

قسم اول؛ روایت انس بن مالك است: که ظهور نور آن مخدره در آسمان‌ها با قدمت و سبقت نور مقدس پدر بزرگوارش و این اظهار و ازهار یكی از جلوات آن سیده ی كائنات بوده وجود مقدس فاطمی3 جلوه‌ای از جلوات محمدی6 است

و جلوات آن نور فاطمی تجلیات خاصّه داشته گاهی در ساق عرش، گاهی در آسمان‌ها هر یك به نحو خاص و نهج مخصوص و گاهی در بهشت در نظر آدم و حواء به صورت جاریه حسناء و گاهی در حقه نور و گاهی در قندیل محجوبه و مستوره و گاهی در سیب و رطب و انگور بهشتی و این از خصائص آن مخدره است.[1]

قسم دوم؛ اخباریست كه دلالت دارد آن مخدره از نور رسول خدا خلق شده است و از آن جمله سلمان فارسی از رسول خدا6 روایت می‌نماید كه آن حضرت فرمود:

خداوند مرا از صفوه نور خود خلق فرمود و مرا به اطاعت خود خواند پس اطاعت كردم خدا را. پس از نور من نور علی را خلق كرد و او را به طاعت خود خواند و علی او را اطاعت كرد. آنگاه از نور من و علی فاطمه7 را خلق نمود و او را دعوت به طاعت خود فرمود: اجابت كرد آنگاه از نور من و علی و فاطمه‌ی نور حسن و حسین را خلق كرد و ایشان را بطاعت خود خواند اجابت كردند پس ما را به پنج اسم یكی از اسماء خود یاد كرد خدا محمود است و من محمد خدا عالی است و ابن عم من علی است خدا فاطر است و این است فاطمه و از برای خدا احسان است و این است دو فرزند من حسن و حسین پس خلق كرد از نور ما نه نفر از ائمه طاهرین را و ایشان را به طاعت خود دعوت كرد…[2]

قسم سوم؛ اخباریست كه انوار خمسه از یك چشمه باشند. رسول خدا به عمویش عباس بن عبدالمطلب فرمود: ای عمو من و علی و فاطمه و حسن و حسین از یك چشمه‌ایم و ما را خداوند خلق فرمود. وقتی كه آسمان و زمین و بهشت و دوزخ نبود و ما بودیم و تسبیح خدا را می‌كردیم در وقتی كه تقدیس و تسبیح كننده‌ای نبود. خداوند متعال خواست صنعت و خلقت خود را ظاهر كند شكافت نور مرا و از آن عرش را خلق كرد پس نور عرش از نور من است و نور من از نور اله است. و من از عرش افضل می‌باشم پس شكافت نور علی بن ابی طالب را و خلق كرد از آن ملائكه را، پس نور ملائكه از نور علی است، و نور علی از نور خدا است و نور او افضل از ملائكه است. پس شكافت نور دخترم فاطمه را و خلق كرد از او آسمان و زمین را و نور فاطمه از نور خدا است و فاطمه افضل است از آسمانها و زمینها. پس از نور امام حسن آفتاب و ماه را خلق كرد و نور حسن از نور خداست و او افضل از شمس و قمر است. پس شكافت نور حسین را و از آن بهشت و حورالعین را خلق كرد پس نور جنت و حورالعین از نور حسین است و نور حسین از نور خداست. و او افضل از بهشت و حور العین است.

خداوند متعال در شب معراج به رسول خدا6 خطاب می‌كند: «ای محمد! همانا تو را آفریدم از نور خودم و نیز علی و فاطمه و حسن و حسین و امامان را از نور خودم آفریدم.»[3]

قسم چهارم؛ خبری كه نور فاطمه از نور رسول خداست صاحب كشف الغمه و دیگران سند را به موسی بن جعفر7 می‌رسانند كه آن حضرت فرمود: خداوند از نوری كه اختراع كرده بود که آن نور عظمت او بود، نور محمد را خلق كرد، که همان نور لاهوتیه است، كه از برای موسی بن عمران در طور سینا تجلی كرد، و آن جناب طاقت نیاورد، و آن كوه قرار نگرفت، و حضرت موسی غش كرد. پس آن نور را دو قسمت فرمود؛ یكی پیغمبر شد و یكی امیرالمؤمنین7 غیر از این دو نفر احدی را از نور خود خلق نكرد و به قدرت خود هر دو را از برای خود آفرید و برگزید و برایشان از نفس خود دمید و این دو بزرگوار را به صورتشان تصویر کرد و علمش را در ایشان به ودیعت نهاد و تعلیم بیان كرد و علم غیب خود را بدیشان آموخت و بر آن آگاه فرمود. پس قرار داد یكی را به منزله‌ی نفس و دیگری را به منزله‌ی روح. ظاهرشان بشریه است و باطنشان لاهوتیه. پس به ظاهر بشریت جلوه كردند تا مردم طاقت دیدار آن آفتاب درخشان و ماه تابان را داشته باشند پس اقتباس كرد از نور محمد6 نور فاطمه را و از نور فاطمه نور حسن و حسین را مانند اقتباس نور چراغ.

از دیگری، آنگاه این انوار از صُلبی به صُلبی و از بطنی به بطنی و از رحمی به رحمی منتقل شد. هر طور که باشد چه نور جناب فاطمه بالانفراد باشد یا از نور جناب رسول خدا6 یا از نور آن حضرت و امیرالمؤمنین یا از نور پروردگار، همه یك نوع واحده‌اند و از یك مصدر و مبدء ابداع و انشاء شده‌اند و از یك منشأ و محل مشتق گردیده‌اند. لیكن بر حسب وقت و زمان این مستوره «ام الفضائل بذاتها و حقیقتها» در ملكوت اعلی و عالم بالا تجلیات خاصه‌ای داشته و از هر تجلّی به اسم و لقبی خوانده می‌شده است.[4]

 

ای گرامی دخت سالار امم

لوح محفوظ خدای ذوالنعم

همسر و هم خوابه حبل المتین

ماه برج عروهٔ الوثقی دین

از تو جسته سكه عصمت رواج

عصمتت بگرفته از عفت خراج

با وجود چون تو زن در احترام

دیگر از مردان نباید برد نام

كوه مس را می‌كند كان طلا

خاك پای فضه ات چون كیمیا

آبروی مریم از خاك درت

ساره و هاجر بخدمت بردرت

گر توئی زن ای سر افراز زمن

كاش مردان جهان بودند زن

كرده حق نام گرامت فاطمه

ملك هستی را ز جودت قائمهٔ

ذات تو اسباب ایجاد وجود

خاطرت آیینه غیب و شهود

سر مكنون خدای اكبری

جفت حیدر دختر پیغمبری

قلب تو ای قلزم مجد و شرف

شد برای یازده كوكب صدف

قامتت ای سر و بستان صفا

پای تا سر نخل توحید خدا

آنچه قدرت داشت ذات كردگار

جمله را بر دست در ذاتت بكار

بیش از اینم نی بوصفت دست رس

گر بود در خانه كس یك حرف بس

 

 


[1]. بحارالانوار، مجلسی، ج 28، ص 35.

[2]. بحارالانوار، ج 9، ص 15.

[3]. بحارالانوار، ج 25، ص 16.

[4]. بحارالانوار، ج 35، ص 28.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: