از افرادی همچون ابن تیمیه حرانی و شاگردش ابن قیم كه تمام توان خود را برای انكار فضائل اهل بیت: به كار بردهاند و در این زمینه ید طولائی دارند، انتظاری بیش از این نباید داشت.
اما از طرف دیگر برخی از محدثان و مفسّران اهل سنت، نزول آیه ولایت را در باره علی7 با سندهای متعدد از صحابه نقل کردهاند و حتی در این باره ادعای اجماع كردهاند:
1. قاضی عضد الدین ایجی (متوفای 756هـ) در كتاب المواقف كه از مهمترین كتابهای عقائدی اهل سنت به شمار میرود، در این باره نقل میكند:
تمام پیشوایان تفسیر اجماع دارند بر این كه این آیه در باره امام علی7 نازل شده است.
2. سعد الدین تفتازانی در این باره مینویسد:
این آیه، به اتفاق مفسران در حق علی بن أبی طالب7 بعد از آن كه در حال ركوع نماز به سائل انگشتر داد نازل شده است.
این دو تن از شخصیتهای كم نظیر اهل سنت اجماع علمای تفسیر را نقل میكنند ولی هیچ مطلبی در رد آن بیان نمیكنند و این نشانگر این است كه مضمون اجماع برای آنان ثابت بوده است.
- 3. شهاب الدین آلوسی در تفسیر خود میگوید: اکثر علمای حدیث معتقدند که این آیه در شأن علی بن ابیطالب7 نازل شده است.
و در جای دیگر میگوید: آیه «إنَّمٰا وَلیّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُه...» به نظر بزرگان از محدثین درباره علی7 نازل شده است.
هر چند كه همین تصریحات برای اثبات مطلب كفایت میكند؛ اما در عین حال خوب است بدانیم بسیاری از علمای اهل سنت مانند: جصاص (متوفی 370 هـ) شجری جرجانی (متوفی 499 هـ)، قرشی دمشقی (متوفی 774 هـ) و انصاری قرطبی (متوفی 671) روایاتی نقل کردهاند که علی بن ابیطالب7 به هنگام رکوع انگشتری خود را به سائل داد و آیه «إِنَّما وَلِیّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُه...» در حق او نازل گردید.
حال با توجه به روایاتی كه از منابع اهل سنت نقل شد، آیا انگیزهای جز عناد و لجاجت میتوان برای ابن تیمیه و شاگرد او جستجو كرد؟ آیا انكار نزول این آیه در باره امیر مؤمنان7، انكار سنت رسول خدا6 نیست؟
حتی اگر فرض را بر این بگیریم كه سند همه این روایات ضعیف نیز باشند، بازهم بر مبنای ابن تیمیه و همفكران او، نزول آیه درباره امیر مؤمنان7 قطعی است. ابن تیمیه در باره روایتی كه با چندین سند نقل شده میگوید:
زیادی و تعدد راههای نقل حدیث، برخی برخی دیگر را تقویت میكند كه خود زمینه علم به آن را فراهم میكند؛ اگر چه راویان آن فاسق و فاجر باشند؛ حال چگونه خواهد بود حال حدیثی كه تمام راویان آن افراد عادلی باشند كه خطا و اشتباه هم در نقلشان فراوان باشد.
در نتیجه نزول این آیه در باره امیر مؤمنان7 قطعی است و انكار ابن تیمیه و همفكران او تأثیری در این مطلب ندارد.
ب) نظریه دیگری که در سبب نزول آیه ولایت مطرح شده، نزول آن درباره عبادهٔ بن صامت است.
1. طبری این نظریه را به عنوان یکی از اقوال و بدون هیچ گونه اظهار نظر در تفسیر خود آورده است و در باره شرح ماجرای «عبادهٔ بن صامت» وشأن نزول آیه (انما ولیكم الله...) مینویسد:
چون بنی قینقاع به جنگ رسول خدا6 برخاستند، عبادهٔ بن صامت نزد رسول خدا رفت و او از بنی عوف بن خزرج بود که پیمان خود را با ایشان گسست و به سوی خدا و پیامبرش رو آورد و گفت: من خدا و پیامبرش را ولی خود میدانم و از پیمان کفار و ولایت آنان بیزارم. آن گاه این آیه «انما ولیكم الله...» درباره او نازل شد.
- 7 آورده و بعضی از طرق آن را غیر قابل خدشه دانسته؛ ولی علی رغم این اظهار نظر مینویسد: هیچ یک از این روایات صحیح نیست؛ زیرا اسناد آن ضعیف و رجال آن ناشناختهاند. آن گاه مینویسد:
در احادیثی که پیش از این آوردیم گذشت که همه این آیات (51 ـ 56) درباره عبادهٔ بن صامت و در تبرّی او از پیمان یهود و رضایت او به ولایت خدا و رسول و مؤمنان نازل شده است و به همین جهت، خدای تعالی پس از این همه میفرماید: « وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ»
3. سیوطی نیز به نقل از طبری و ابن ابی حاتم از عطیهٔ بن سعد نزول این آیه را درباره عبادهٔ بن صامت میداند.
اما این که آیه 51 درباره عبادهٔ بن صامت نازل شده است، مورد اختلاف است؛ طبری و ابن کثیر از این اختلاف سخن به میان آوردهاند و اقوال گوناگون در این زمینه را ذکر کردهاند. طبری مینویسد:
اهل تأویل در مقصود از این آیه اختلاف کردهاند، هر چند طرف خطاب امر در آنها همه مؤمنانند، بعضی گفتهاند: مقصود آیه عبادهٔ بن صامت است که از پیمان یهود دوری جست ولی عبدالله بن ابی به آن پیمان، باقی ماند.
و دیگران گفتهاند كه مقصود ابولبابهٔ بن عبد المنذر است که به یهود بنی قریظه اعلام کرد که معامله پیامبر با شما ذبح است.
طبری پس از نقل نظریات گوناگون و روایات وارده درباره هر یک، همه اقوال را محتمل و ممکن دانسته، مینویسد:
در تایید هیچ یک از اقوال سه گانه دلیلی در دست نیست که یکی را بر دیگری ترجیح دهد. بنابر این درست خواهد بود که ظاهر تنزیل را عام بدانیم و آنچه را اهل تأویل گفتهاند و علم به خلاف آن نداریم، محتمل بشماریم. بلی شکّی نیست که آیه درباره یک نفر منا فق که از حوادث روزگار بر خود بیم داشته و با یهود و نصاری پیمان دوستی داشته، فرود آمده است.
ابن کثیر نیز در ذیل آیات 51 تا 53 مینویسد:
مفسّران در سبب نزول این آیات کریمه اختلاف کردهاند. پس سدّی گفته است درباره دو مرد است که: یکی پس از واقعه احد به دوست خود گفت: من نزد فلان یهودی خواهم رفت و به او پناه خواهم برد و یهودی خواهم شد، باشد که اگر قضیه ای یا حادثه ای پیش آید مرا سود بخشد. و دیگری گفت: من نزد فلان نصرانی در شام خواهم رفت و به او پناه برده، به نصرانیت خواهم گرایید. پس خداوند چنین نازل فرمود: (یا ایها الذین... 51) و عکرمه گفته است درباره أبی لبابهٔ بن عبد المنذر نازل شده است، در آن هنگام که پیامبر6 او را به سوی بنی قریظه فرستاد، پس پرسیدند پیامبر با ما چه خواهد کرد؟ او با دست خود به گلویش اشاره کرد؛ یعنی رفتار او با شما ذبح است. این قول را ابن جریر روایت کرده است و گفته شده درباره عبدالله بن ابیّ بن سلول نازل شده همچنانکه ابن جریر از عطیه بن سعید نقل كرده است...»
همان گونه که ملاحظه میشود، در سبب نزول آیه اختلاف بسیار است.