borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
رفع حاجت برادر دینی

هم چنین فرموده‌اند:

«هر کس نزد او برادر مومن او برای حاجتی که دارد بیاید، به درستی که این رحمتی است که خداوند تبارک و تعالی به سوی او کشانده است پس اگر بر آوردن آن را قبول کرد، خود را به ولایت ما وصل کرده و آن وصل به ولایت خداوند است».[1]

و باز فرموده‌اند:

«هر کس یکی از شیعیان ما را مسرور کند و الله، ما ائمه را مسرور کرده، و الله رسول خدا را مسرور کرده، و الله خدا را مسرور کرده است».[2] 

و نیز از حضرت موسی بن جعفر7 روایت است که فرمودند:

«هر کس حاجتی از دوستان ما را بر آورد، پس چنان است که حاجتی را از جمیع ما بر آورده باشد».[3] 

بر حسب این جمله واضح شد که نصرت شیعیان و دوستان، در حکم نصرت امام عصر4 خواهد بود. و نصرت ایشان، نصرت خداوند متعال است و فضیلت برخورداری از اجر آن را دارد که قرآن می‌فرماید:

«إِنْ تَنْصُـرُوا اللهَ يَنْصُـرْکُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ‌؛[4]
اگر خداوند را یاری کنید او هم شما را یاری خواهد فرمود و از آنکه لغزش پیدا کنید و در خطرات گرفتار شوید، نگاهداری می‌کند.»

و مطلب بعد این است که حضرت صادق7 می‌فرماید: «از جمله الطافی که خداوند بنده‌ی مومن را به آن مخصوص فرموده است، این است که معرفت و شناخت برّ و نیکی در حق برادران ایمانی را به او عطا می‌فرماید و به او فضیلت آن را می‌شناساند، چه خداوند متعال در کتاب مجیدش می‌فرماید:

«وَ یُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْمـُفْلِحُونَ؛[5] 
و دیگران را بر خود در آنچه دارند اگر چه در کمال حاجت و اضطرار باشند مقدم می‌دارند. هر کس از بخل نفس خود نگاه داشته شود پس آنهایند کسانی که به رحمت و سعادت ابدی رستگارند، و از هر فتنه وهلاکتی نجات یافته‌اند.»

پس آن جناب7 فرمودند: هر کس خداوند به او این فضل عظیم را در باب احسان و نیکی کردن شناساند، نشانه‌ی آن است که او را دوست داشته، و هر کس که خداوند او را دوست داشت، روز قیامت اجر او را به مقداری که از حساب بندگان بیرون باشد، اعطا خواهد فرمود. آن‌گاه امام7 می‌فرماید: این حدیث را برای برادران خود روایت کنید زیرا سبب پیدایش رغبت و شوق در آنهاست تا در نیکی به برادران خود کوشش نماید.»

وجه دوم؛ نصرت و یاری اهل ایمان و اهل ولایت در امر اخروی آنهاست، که آن هدایت کردن آنها به معالم اسلام و ایمان، و سایر امور دینیه است. این مقام علماء صالحین است. به عنوان مثال:

اگر یک نفر جاهل را هدایت به امر امام زمان نمایند، بهتر از صد سال عبادت صحیح مقبول است، و وجود چنین شخصی نزد خداوند ـ جل شانه ـ بهتر از هفتاد هزار عابد است[6]. و فضل او بر بقیه مردم مانند فضل حضرت رسول6، بر تمام امت است و در روز قیامت در صحرای محشر به تعداد کسانی که هدایت شده‌اند و از فتنه‌ی شیاطین و اهل بدعت نجات یافته‌اند انواع خلعت‌های کرامت از نور به او پوشانیده شود.

رفیع ترین مقام آنها آن است که در فرمایش حضرت صاحب الامر7 به این مضمون وارد شده که:

«در حوادث و امور مهم و حل مشکلات دینی و دنیوی به آنها رجوع کنید که آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنها هستم».[7] 

و دیگر اینکه؛ هر چه از علوم و معارف دینی را که در کتب می‌نویسد، نزد خداوند ـ جل شانه ـ از خون شهدا که در جهاد ریخته می‌شود برتر است.[8]

لازم به تذکر است که یاری و محبت اهل ایمان و ولایت در حقیقت نصرت امام است که آن نیز به نوبه‌ی خود، نصرت خداوند - جل شانه - می‌باشد.

امر سوم: در عنوان نصرت امام عصر7 آن است که مومن تصمیم جدی و عزم راسخ داشته باشد که در هر ساعت و زمانی که حضرت بقیهٔ الله7 ظاهر شود، از ایشان اطاعت نماید و از خداوند ـ جل شانه ـ بخواهد که بر لقاء ایشان را روزی او فرماید، ولو یک تیر باشد، نگاه دارد.[9]

این کیفیت در شیعیان گذشته رسمیت تمام داشته است و فضیلت آن مثل کسی است که در خدمت ایشان حاضر باشد، و هر چه بفرمایند اطاعت نماید و نیز در حکم مجاهدین در رکاب ایشان محسوب می‌گردد.

از حضرت صادق7 سوال شد آیا قائم شما به دنیا آمده‌اند؟

«نیامده و اگر من زمان ایشان را درک کنم، در مدت عمرم تا زنده باشم، خدمت ایشان را می‌کنم.»[10]

مولف گوید: درنظر اهل معرفت و بصیرت، مفاد این فرمایش روشن است که چنین بزرگواری که خود حجت خداوند، و امام، و جد حضرت قائم7 می‌باشند، و به توسط ایشان امر ولایت و امانات الهیه به آن حضرت انتقال یافته، بفرمایند؛ که من عزم دارم وقت ملاقات ایشان، تمام مدت عمرم خدمت ایشان را کنم. این بیان عظمتی فوق العاده دارد.

از حضرت رسول6 روایت شده: که نامه‌ی هر میتی پس از مرگ پیچیده می‌شود، و فعل او منقطع می‌گردد، و به آخر می‌رسد، جز کسی که در راه خدا مرابطه نموده باشد و عمل او تا روز قیامت زیاد می‌شود و از آن ملکی که در قبور مرده‌ها را امتحان می‌کند ایمن می‌شود.[11]

امر چهارم: آن است که هر گاه تهیه اسب و اسلحه برای یاری امام عصر7 برایش میسر نباشد، امّا عزم قلبی، و نیت حقیقی، و برای نصرت و اطاعت امر امام عصر7 در زمان ظهورش را داشته باشد؛ آن فضایل مذکور برای او خواهد بود و در حکم انصار و مجاهدین و مرابطین با آن حضرت7 محسوب خواهد شد.

امر پنجم: از موارد نصرت امام عصر7 تواصی، یعنی توصیه و سفارش کردن مومنین به یکدیگر، در امر آن جناب7 است. چنانچه در مفاد این آیه شریفه است:

«وَ الْعَصْـر إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْـر إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْا بِالْحـَقِّ وَ تَوَاصَوْا بِالصَّبْـرِ».[12]

تفسیر و بیانش از اخبار، آن است که نوع افراد انسان همگی در معرض ضرر و زیانند مگر آن کسانی که به خداوند ـ جل شانه ـ و به رسول و کتاب او، و به اوصیاء رسول او ایمان آورده‌اند، و عمل پسندیده هم انجام داده‌اند که عمده و اصل در آن، ولایت اهل بیت عصمت و طهارت: است و یکدیگر را بر وجه تاکید در وظایف اداء حق امام7 سفارش می‌کنند.[13]

و همچنین سفارش می‌کنند در جهت صبر و تحمل در دشواری‌هایی که پیش آمد می‌شود. خصوصاً در غیبت امام قائم7 اطاعت از ایشان در کلیه امور دینی، و عمل به وظایف در جهت نصرت و یاری آن حضرت، و محبت و اطاعت از آن حضرت از مصادیق صبر است.

 


[1]. بحار الانوار، ج 74، ص 413.

[2]. کافی، ج 2، ص 189.

[3]. بحار الانوار، ج 100، ص 122.

[4]. سوره محمد6، آیه 7.

[5]. سوره حشر، آیه 9.

[6]. بحار الانوار، ج 2، ص 18 و 19، ح 45 و 60.

[7]. اکمال الدین، باب 49، ح 4.

[8]. سفینهٔ البحار، ج 2، ص 220.

[9]. غیبت نعمانی، ص 173.

[10]. اکمال الدین، ص 646 و بحار الانوار، ج 51، ص 148.

[11]. منتهی المطلب، علامه حلّی، ص 902.

[12]. سوره‌ی عصر، آیه 1 تا آخر.

[13]. اقبال، ج 1، ص 457.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: