borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
مقدرات الهی

البته لازم به ذکر است که تمامی عملکرد و رفتار و منش و برخوردهای ائمه: هر چند در لوح محفوظ یا کتاب‌هایی چون لوح حضرت زهرا3 و مانند آن از قبل، ثبت و ضبط شده است،‌و ایشان بنا به عهدی که از قبل با خداوند متعال بسته‌اند، راضی به قضای او و تقدیرات او می‌باشند، اما این دلیل بر حذف ظواهر امر از سوی ایشان یا بر هم زدن نظام سبب و مسببی برای مواردی از قبیل استنصارشان نمی‌شود تا بعد به اتهام خفت بار بودن این نوع از درخواست‌ها، جهت کنایه و مجازی به آن بدهیم.

اتفاقاً بر اساس همان لوح محفوظ یا لوح فاطمه3 و بر اساس روایات معتبره‌ای که در کافی است در باب این که هر امامی به هنگام آغاز امامتش در آن لوح می‌نگریسته و بر اساس عهود و شرایط الهی از پیش تعیین شده عمل می‌فرموده است، یکی از آن عهدها، طلب کمک و نصرت از دیگران هم بوده است. لازم به ذکر است که هیچ کس نمی‌تواند این مطلب را رد کند؛ چرا که در برخورد و رفتارهای ائمه این مطلب به وضوح دیده می‌شود که از دیگران کمک خواسته‌اند و ما در ادامه به مواردی از این دست، اشاره خواهیم کرد.

پس در نفس عمل مناقشه‌ای نیست و با توجه به آن که تمام اعمال ائمه: در آن لوح خاص مکتوب شده است،‌استنصار با کمک خواهی ایشان از غیر هم در آن ثبت شده است؛ چنان که به صورت آشکار آن را در رفتار ایشان می‌بینیم. اما این که بخواهیم از معنای حقیقی نصرت خواهی ائمه: به معنای مجازی با غیر واقع آن به صرف اطلاع ایشان از برنامه‌های آینده، عدول کنیم این نیازمند دلیل آن هم از نوع قرآنی یا روایی و نه عقلی است؛ زیرا همان طور که ما راهی به شناخت آن لوح و تعیین و تکلیف نمودن برای امام7 در برهه‌های مختلفی که برای او پیش آمده نداریم. و تنها راه وقوف ما، اعمال و اقوالی است که از امام7 ظهور و بروز می‌نموده، به همین صورت راهی برای جهت کنایه و مجازی دادن به عملکردهای حقیقی و عینی آن حضرات نداریم؛ مگر با قرینه‌ای قرآنی و روایی. و از آن جهت که در آیات قرآن کریم و روایات رسیده از اهل البیت: چنین قرینه‌ای برای تعبیر کمک خواهی ایاشن به معنی مجازی با غیر واقع آن به ما نرسیده، نصرت ما ایشان را و کمک خواهی ایشان به معنای حقیقی کلمه منظور است.

اگر کمک خواهی ائمه: از دیگران یا باری دیگران ایشان را و در دایره‌ای بزرگ‌تر، مامور به ظاهر بودن و مراجعه به اسباب، خفت بار تلفی گردد، در این صورت خداوند متعال نیز با وجود علم به آینده ـ در حالی که گذشته و آینده برای او معنا ندارد ـ از طریق همان اسباب ظاهری، تقدیرات خود را امضا فرموده و در عالم هستی به جریان انداخته است.

او که با علم لایزالش از آینده امت‌ها، و انکار و تکذیبشان با خبر است، اما باز رسولانش را به صورت پیوسته و پشت سر هم می‌فرستد و این نشان از سنت جاریه اوست؛ سنتی که بر اساس آن، نظام سبب و مسببی به کنار نمی‌رود مگر به وسیله اعجاز و مانند آن.

او با آن که می‌داند در آینده، فرعون به تکذیب حضرت موسی7 می‌گراید باز آن حضرت را به قول لیّن سفارش می‌کند:

«لَعَلَّهُ يَتَذَکَّرُ أَوْ يَخْشَى‌»[1] شاید که متذکر شود و به خود آید! زیرا این سنت جاریه اوست که آیات و حجج خود را پیاپی می‌فرستد، شاید که مردم به خود آیند.

«هُوَ الَّذِي يُرِيکُمْ آيَاتِهِ وَ يُنَزِّلُ لَکُمْ مِنَ السَّمَاءِ رِزْقاً وَ مَا يَتَذَکَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ‌»[2]

در مسائل مادی و حیاتی نیز آن گاه که می‌خواهد شوره زاری را تبدیل به سبزه زار کند، با آن که با اراده ربوبیش می‌تواند کن فیکون فرماید، اما باز از راه اسباب، اراده اقدسش را به جریان می‌اندازد. دقت کنید:

«وَ‌هُوَ ‌الَّذی یُرْسیلُ الرَّیاحَ بُشْـراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَیِهِ حَتی إذا أقَلَّتْ سَحاباً ثقالاً سُقْناهُ‌لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأنْزَلْنا بِهِ‌الْماءَ فَأخْرَجْنا بِه مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ کَذلِکَ ‌نُخْرجُ الْمـَوْتی لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»[3]

بنابه این آیه، او اول بادهای بشارت بخش رحمتش را پیشاپیش می‌فرستد تا زمانی که ابرها از شدت فشار هوا سنگین و متراکم می‌گردند، قطرات باران خود را بر زمین‌های خشک و بی آب و علف، می‌باراند و از این طریق، میوه‌ها گوناگون را از دل خاک بیرون می‌آورد.

خداوند متعال حتی ابایی ندارد از این که کلاغی را برانگیزاند تا به قابیل نحوه دفن برادرش را بیاموزد![4]

اگر کسی در خفت بار بودن استنصار ائمه: پافشاری می‌کند، باید قبل از آن، به خود خداوند عرضه بدارد که چرا با وجود علم به آینده و قدرت فوق تصور ما، از ما طلب یاری و کمک کرده و فرموده:

«إِنْ تَنْصُـرُوا اللهَ يَنْصُـرْکُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ‌ ؛[5]
اگر خدا را یاری کنید،‌خداوند هم شما را یاری می‌دهد و ثبات قدمتان می‌دهد.»

چنان که امیرالمؤمنین7 در توضیح و تبیین این نصرت به معنای حقیقی آن و نه کنایی و مجازیش، جهاد فی سبیل الله آن هم از نوع حضور در میدان نبرد به اذن ولی الله را مصداق نصرت الهی بیان فرمودند.[6]

اگر کسی بگوید این از باب اتمام حجت است، چون بیان قرآن و روایت مخالف آن است، نظری شخصی است و قابل اعتنا و نخواهد بود.

آری، خداوند متعال با آن که به همه حقایق عالم و امور امت آگاه است و با قدرت مطلقه‌اش قادر به انجام هر کاری می‌باشد، اما نظام عالم را نظام اسباب و علل قرار داده و آن را بر هم نمی‌زند؛ چنان که وقتی از قوم حضرت موسی7 خواسته می‌شود به مصر یا بیت المقدس بروند و با قوم جبار آن دیار مبارزه کنند، آنان خطاب به موسی7 می‌گویند: «تو و پروردگارت به جنگ آنان بروید»[7] و از یاری موسی7 سر باز می‌زنند، به عقوبت سرگردانی در بیابان مبتلا می‌شوند.

نتیجه اینکه انبیا و اولیاء الهی موظفند طبق دستور پروردگار عالم و بر اساس نظام اسباب و علل برای هدایت مردم اقدام کنند و در این راه از همه عوامل مادی و معنوی کمک بخواهند و این تأکید آیات و روایات است و سبب خواری و ذلت ایشان نیست.

ناگفته نماند که برخی می‌گویند: امام حسین7 هرگز از مرگ نمی‌هراسد و لذا برای رهایی خود از کام مرگ از دیگران یاری نمی‌خواهد! حال آن که امام مظهر تمام عیار دین خداست، و کشتن امام یعنی کشتن دین خدا و هر آن‌چه پسندیده معروف است، چنان که در زیارت نامه حضرتش می‌خوانیم: «با کشتن تو اسلام را کشتند و نماز و روزه را معطل گذاشتند.» او اگر ندای هل من ناصرش بلند است، از این باب است. و الا از همان ابتدای ورودش به صحنه نبرد رجزهایی خوانده که لرزه بر بدن دشمن وارد کرده است.

 


[1]. سوره طه، آیه 44.

[2]. سوره غافر، آیه 13.

[3]. سوره اعراف،‌آیه 57.

[4].سوره مائده، آیه 31.

[5]. سوره محمد6، آیه 7.

[6]. التهذیب، ج 6، ص 123؛ وسائل الشیعه، ج 15، ص 14.

[7]. المائده، آیه 24.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: