همین حقیقت را به عنوان نشانه مؤمن در سوره مباركه فتح بدین صورت دنبال كرده:
«مُحَمَّدٌ رَّسُولُ اللهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً یبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَرِضْوَاناً سِیماهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ؛[1]
محمّد، فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند بر كافران سرسخت و در میان خودشان با یكدیگر مهربانند، همواره آنان را در ركوع و سجود میبینی كه پیوسته فضل و خشنودی خدا را میطلبند؛ نشانه آنان در چهرهشان از اثر سجود پیداست.»
خداوند متعال، یكی از اهداف مهم بر پا كردن خانه كعبه و طهارت آن را، جهت ركوع راكعان میداند:
«وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِیمَ مُصَلًّی وَعَهِدْنَا إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیتِی لِلطَّائِفِینَ وَالْعَاكِفِینَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ؛[2]
و [یاد كنید]هنگامی كه ما این خانه [كعبه] را برای همه مردم محل گردهمایی و جای امن وامان قرار دادیم و [فرمان دادیم:] از مقام ابراهیم جایگاهی برای نماز انتخاب كنید و به ابراهیم و اسماعیل سفارش كردیم كه خانهام را برای طواف كنندگان و اعتكافكنندگان و ركوع كنندگان وسجدهگذاران [از هر آلودگی ظاهری و باطنی] پاكیزه كنید.»
و همین معنی را در آیه بیست و ششم سوره حج بیان میدارد كه ركوع دلالت بر تواضع روحی انسان نسبت به حق دارد و مردم را به این حقیقت عالی و منافع آن تشویق مینماید.
باید گفت خوشبختی حقیقی و سعادت ابدی از آن مردمی است كه خود را در سنگر عبادت الهی ـ به معنای وسیعش ـ قرار داده و بدبختی و شقاوت ابدی، در خور كسانی است كه از حق روی گردانده و به آلودگی تكبر از عبادت، خو گرفتهاند.
بیایید به دو خصلت الهی، جهت تأمین سعادت دنیا و آخرت خویش آراسته شویم:
اول: در مسئله عبادت به خصوص ركوع و سجود و در دینداری به ما فوق خود نظر كرده و به او اقتدا كنیم و این مافوق را جز پیامبر و امامان: كسی ندانیم، كوشش خود را در زمینه عبادت در این قرار دهیم كه در صف آن بزرگواران قرار بگیریم و در دنیا و آخرت در طول آنان باشیم.
دوم: در دنیا و مادیت خود به مادون خود نظر كنیم، تا به آنچه كه از حلال به دست آریم قناعت ورزیم و از حرص و طمع و آز و دور افتادن از میدان پر منفعت عبادت در امان بمانیم. كه اگر در این زمینه به مافوق خود بنگریم، دچار طول امل، آرزوهای دور و دراز، و حرص و طمع خواهیم شد و از عبادت به معنای واقعی محروم خواهیم گشت. چون به این دو خصلت آراسته شویم بنا به فرموده پیامبر6 از طایفه شاكران و صابران خواهیم شد:
قالَ النَّبِی صلیاللهعلیهوآله: خِصْلَتَانِ مَنْ كانَتا فیهِ كَتَبَهُ اللهُ شاكِراً صابِراً، مَنْ نَظَرَ فی دینِهِ إلی مَنْ هُوَ فَوْقَهُ فَاقْتَدی بِهِ، وَنَظَرَ فی دُنْیاهُ إلی مَنْ هُوَ دُونَهُ فَحَمِدَ اللهَ عَلی ما فَضَّلَهُ اللهُ عَلَیهِ كَتَبَهُ اللهُ شاكِراً صابِراً.
وَمَنْ نَظَرَ فی دینِهِ إلی مَنْ هُوَ دُونَهُ وَنَظَرَ فی دُنْیاهُ إلی مَنْ هُوَ فَوْقَهُ فَأسَفَ عَلی ما فاتَهُ مِنْهُ لَمْ یكْتُبْهُ اللهُ شاكِراً وَلا صابِراً؛[3]
نبی اكرم6 فرمود: دو خصلت است، در هر كس باشد خداوند او را جزء شاكران و صابران حساب خواهد كرد.
كسی كه در دینش به مافوقش نظر كند و به او اقتدا نماید و در دنیایش به مادونش نظر كند و خداوند را بر فضلش بر او سپاس گوید.
و كسی كه در دینش به مادونش نظر كند و در دنیایش به مافوقش نظر كند و بر آنچه مانند مافوقش بدست نیاورده تأسف بخورد، از شاكران و صابران به حساب نیاید.
بیایید به این معنی توجه كنیم كه ما مهمان خداییم و زمین و تمام نعمتها سفره حضرت اوست و ما وظیفه داریم از این خوان نعمت برای رشد و كمال خود بهره بگیریم.
ایها الناس جهان جای تن آسایی نیست
مرد دانا به جهان داشتن ارزانی نیست
خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر
حیوان را خبر از عالم انسانی نیست
داروی تربیت از پیر طریقت بستان
كآدمی را بتر از علت نادانی نیست
روی اگر چند پریچهره و زیبا باشد
نتوان دید در آیینه كه نورانی نیست
شب مردان خدا روز جهان افروز است
روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست
حذر از پیروی نفس كه در راه خدا
مردم افكنتر از این غول بیابانی نیست
یا رب از نیست به هست آمده لطف توایم
و آنچه هست از نظر لطف تو پنهانی نیست
گر برانی و گرم بنده مخلص خوانی
روی نومیدیم از حضرت سلطانی نیست
ناامید از در لطف تو كجا شاید رفت
تو ببخشای كه درگاه تو را ثانی نیست
تو ببخشای كه درگاه تو را ثانی نیست
تو ببخشای كه درگاه تو را ثانی نیست[4]
[1]. سوره فتح، آیه 29.
[2]. سوره بقره، آیه 125.
[3]. مواعظ العددیّه، آیت الله مشکینی، ص 87.
[4]. مواعظ سعدی.