- 6 در حال نماز از عائشه منگوش (نیشگون) گرفت:
اگر اشاره كردن به سائل برای گرفتن انگشتر، منافی با حالت خشوع و ذكر در نماز باشد، باید گفت كه در بعضی از نمازهای، رسول خدا6 خشوع و انقطاع كامل وجود نداشته است؛ زیرا مطابق برخی روایات صحیح السند كه در منابع اهلسنت وجود دارد، پیامبر6 در حال نماز، مشغول كارهای دیگر هم بوده است كه به برخی از ین روایات اشاره میگردد.
عائشه گفته است من بین دو دست رسول خدا بودم و هر دو پای من به سوی قبله رسول خدا بود؛ وقتی پیامبر سجده میكرد پایم را منگوش میگرفت وقتی بلند میشد پایم را دوباره دراز میكردم.
و در روایت دیگر مینویسد:
عائشه نقل میكند كه كه رسول خدا نماز میخواند و من نزدیك پیامبر و قبله او خوابیده بودم از برای من حاجتی پیش آمد، مایل به نشستن نبودم، رسول خدا مرا اذیت میكرد ومن از نزدیك پاهای حضرت فرار كردم.
ابن رجب حنبلی در شرح صحیح بخاری مینویسد:
- 6 أمامهٔ بنت ابوالعاص را در حال نماز روی شانه خود سوار كرد:
همچنین مسلم نیشابوری نقل میكند كه رسول خدا امامهٔ بنت أبی العاص را در حال نماز روی شانههای خود سوار میكرد:
ابی قتاده گفته است؛ كه رسول خدارا دیدم كه مردم را امامت میكرد، امامه دختر ابی عاص كه فرزند زینب دختر رسولخدا6 بود، بر شانه رسول خدا6 بود وقتی ركوع میكرد به زمین میگذاشت و وقتی بلند میشد دوباره بلند میكرد.
و بخاری در صحیح خود مینویسد:
رسول اكرم6 در حال نماز بود و أمامهٔ، (نوه خودش) را از دخترش زینب، از دامادش أبی العاص بن ربیع، خیلی دوست داشت و روی شانه خود میگرفت و میایستاد و وقتی سجده میكرد، آن دختر را روی زمین میگذاشت و سجده میكرد و باز هنگام بلند شدن، بچه را بغل میكرد و میایستاد.
در سنن ابی داود نیز آمده است:
منتظر بودیم كه رسول اكرم6 بیاید و نماز ظهر و عصر را بخوانیم، بلال آن حضرت را برای اقامه نماز صدا زد، آن حضرت در حالی به سوی ما آمد كه امامه دختر ابی العاص را روی گردن خود گذاشته بود و بر مصلای خود ایستاد و ما هم پشت سر او ایستادیم و آن دختر نیز هنوز پشت گردن پیامبر6 بود. رسول اكرم6 تكبیر گفت و ما هم تكبیر گفتیم؛ تا آنجا كه وقتی رسول اكرم6 خواست ركوع كند، دختر را گرفت و پائین گذاشت و سپس ركوع و سجود را انجام داد، وقتی سجدهاش تمام شد، دختر را برداشت و روی گردن خود گذاشت. رسول خدا6 در تمام ركعات نماز خود اینكار را انجام میداد.
البانی این روایت را دارای سند خوب میداند و میگوید:
بهترین اسناد را دارد.
حال این پرسش مطرح میگردد كه آیا این كار رسول خدا مصداق عمل كثیر نیست؟ و با اصل حضور و خشوع در نماز منافات ندارد؟ در حالی كه نماز، امیرالمؤمنین7 نماز مستحبی بوده؛ ولی نماز رسول خدا6 نماز واجب بود. نماز مستحبی را در حال حركت هم میتوان خواند. اگر حمل كودك در نماز واجب ایرادی ندارد، قطعا اشاره كه كمتر از حمل است در نماز مستحبی هم ایرادی ندارد.
- 6 امام حسن و امام حسین8 را در حال سجده بر پشت خود سوار میكرد:
احمد بن حنبل حدیثی را نقل میكند كه رسول خدا امام حسن وحسین8 را در نماز حمل میكرد:
وقتی با رسول اكرم6 نماز عشاء میخواندیم، هنگامی كه رسول اكرم6 به سجده میرفت، امام حسن7 و امام حسین7 میآمدند و پشت رسول اكرم6 سوار میشدند، وقتی پیامبر6 از سجده بلند میشد، آن دو را آرام میگرفت و روی زمین میگذاشت و وقتی پیامبر6 دوباره به سجده بر میگشت، آن دو نیز پشت پیامبر6 سوار میشدند؛ تا اینكه نماز رسول اكرم6 تمام شد و آن دو را روی زانویش نشاند و سپس دستور داد كه آن دو را به مادرشان تحویل دهند.
حاكم نیشابوری با نقل این حدیث، میگوید سند این حدیث صحیح است:
4. در آوردن كفش در حال نماز:
ابوبكر جصاص در احكام القران مینویسد:
از رسول خدا6 روایت شده است که عمل كم در نماز مباح است چه اینک؛ 1. پیامبر6 در نماز نعلین را در میآورد؛ 2. لحیه اش را مسح میكرد. 3. با دستش اشاره میكرد.
- 6 و صحابه در حال نماز انگشتر خود را درآوردند:
جصاص در این باره روایتی را نیز نقل میكند:
رسول خدا6 انگشترش را در میآورد پس اصحاب انگشترهایشان را در میآوردند، رسول خدا نعلینش را در نماز در میآورد، پس اصحاب نعلینهایشان را در میآوردند.
بنابراین دادن انگشتر به سائل در حال نماز، هیچ ایرادی ندارد و مخالف خضوع و خشوع در نماز نیست.