یکی از اموری که شاید برای برخی از پیروان مکتب انبیا و اولیا شبهه ناک تلقی گردد و از آن برداشت نادرست و غیر واقع داشته باشند، مسأله نصرت خواهی و استنصار ولی خدا از غیر خداست.
صورت افراط گرایانه این اندیشه به شریک قائل شدن برای خدا و مشرک دانستن مستنصر و ظهور آن در فکر وهابیت میانجامد. و حالت تفریطی آن به عدم وجود چنین کمک خواهی و در صورت وجود آن احساس نوعی خفت و خواری و زبونی برای ولی خدا تلقی میشود.
در این مقال به جهت رعایت اختصار، بیشتر به جنبه دوم این اندیشه میپردازیم و به دلایل قرآنی و روایی در جهت اثبات یا رد این نظریه میکوشیم.
لازم به ذکر است که محوریت این تحقیق، منابع قرآنی و روایی بوده و هر نوع استفادهای از منابع موجود جز پیام اصلی و حقیقی آیه و روایت نبوده است. روند انجام این تحقیق با تفکیکی میان دو نوع نصرت مذموم و مقبول آغاز شده و با ارائه نمونههایی از وجود این نصرت در سیره اهل البیت:، طلب نصرت از غیر خدا و اهمیت آن مورد تأیید و تثبیت واقع شده است.
یاری دادن دو حالت دارد: گاهی مذموم است و گاهی پسندیده:
الف) بر اساس مبانی قرآنی و روایی، کمک و نصرت خواهی از غیر خداوند، به نوع نگرش کمک خواهند دارد، این کمک خواهی یا مورد قبول قرآن است یا مردود است. در حالت اول اگر نیت کمک خواه از کمک گیرنده نیتی استقلالی و شأنی مستقل از سایر مخلوقات باشد، شرک تلقی شده، مورد نکوهش قرآن واقع شده و نقطه مقابل توحید قلمداد میشود.
به این آیات توجه کنید:
«فَلَولا نَصْـرَهُمْ الذین اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ قُرَّباناً آلِهَة؛[1]
پس چرا کسانی را که از غیر خداوند متعال، به عنوان آلهه پذیرفتند، یاریشان نکردند؟»
«مِنْ دُونِ اللهِ هَلْ یَنْصُـرَّونَکُم أوْ یَنْتَصِـرونَ؛[2]
آیا غیر از خداوند، کسانی شما را یاری میکنند؟»
«والذین تدعون من دونه لا یستطیعون نصـرکم و لا انفسهم ینصـرون؛[3]
و شما کسانی را که غیر از خداوند میخوانید، توان یاریتان را ندارند و حتّی نمیتوانند به خودشان هم کمکی کنند.»
«واتخذوا تدعون من دون الله آلهة لعلهم ینصـرون؛[4]
و کسانی را جز خداوند به عنوان آله پذیرفتند، شاید که یاریشان کنند.»
در تمامی آیات و مانند آن، نصرت و کمک از غیر خداوند متعال نفی و مردود اعلام شده است؛ زیرا شأن و جایگاهی که برای کمک دهنده متصور شده، شأنی مستقل از خداوند متعال است افرادی که نیازمند کمک هستند به کسانی مراجعه کردهاند که برای آنان قدرت و توانی استقلالی در برابر خداوند قائلاند و لذا مورد تقبیح قرآن واقع شدهاند.
شبیه به این مضمون در برخی روایات به خصوص ادعیه صادره از اهل البیت: رسیده است. از جمله در دعایی که مرحوم مجلسی نقل کرده، امام7 میفرماید:
«پناه میبریم به خداوندی که نگهدار و یار و مونس ما از هر شرّی است و او تمام آفات و بدیها را از ما را دفع میکند در حالی که شریکی برای او نیست.»[5]
مشخص است که فرمایش امام7 در مورد ناصر بودن خداوند از باب استقلالی و شریک قائل نشدن برای او در امر نصرت و یاری از دید ربوبیت و الوهیت اوست. به عبارت دیگر، هیچ کس را نرسد تا نصرت و یاری خود را در کنار یاری خداوند بسنجد، که این کار شدیداً با توحید و اعتقاد به یگانگی او مخالف است. در بعضی از غزواتی که کار بر سپاه اسلام سخت می شد، رسول خدا6 این دعا را زمزمه میفرمودند: «اللهم انی اسئلک باسمک یا ربنا یا الهنا یا سیدنا یا مولنا یا ناصـرنا یا حافظنا یا دلیلنا...[6]
پر واضح است که این نوع از نصرت نیز از سوی یاری دهندهای می باشد که مستقل از سایر مخلوقات، رسولش را یاری می فرموده و حافظ و راهنمای او بوده است.
ب) اما در بعضی از آیات، کمک خواهی از غیر خدا مورد قبول قرآن واقع شده و آن کمکی است به دور از شائبه شرک. در واقع کمک خواهان، کمک دهندگان را وسیلهای بیش نمی دانند. کمک دهندگان مخلوقاتی هستند که می توانند قضای حاجت کنند. لذا هر کسی میتواند در مورد نیازمندیهایش به غیر خدا روی آورد و از او کمک بخواهد. به این آیات توجه کنید:
«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهـِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَـرُوا أُولٰئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ»[7]
«در این آیه سخن از یاری رساندن و پناه دادن انصار (اهل مدینه) است که از مهاجرین استقبال کرده و آن چه را داشتند بذل نمودند. خداوند یاری ایشان را مورد تأیید قرار داده و با وصف «اولیاء بعض» آنان را دوستان و یاوران حقیقی یکدیگر معرفی فرموده است.»
در آیه بعد میفرماید:
«وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللهِ وَ الَّذِينَ آوَوْا وَ نَصَـرُوا أُولٰئِکَ هُمُ الْمـُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهـُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِيمٌ»[8]
خداوند در این آیه، انصار را به جهت این که به مهاجرین پناه دادند و آنان را کمک و یاری کردند، مومنین حقیقی نامیده که از آمرزش و رزقی کریمانه برخوردارند.
زمانی که قرار شد سدّی بین یأجوج و مأجوج بنا شود، جناب ذی القرنین از قومش طلب کمک و یاری کرد و مورد نکوهش یا خفّتی واقع نشد:
« قَالَ مَا مَکَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْـرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَکُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً»[9]
با این دید، حتی اگر پیامبری هم از دیگری تقاضای نصرت و کمک داشته باشد، مورد پذیرش واقع میشود. نه قرآن او را سرزنش میکند که چرا از غیر خدا کمک خواستی و نه به او نسبتهای ناروایی چون شرک یا خواری و خفت زده می شود! به این آیه دقت کنید:
«قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّيـنَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللهِ قَالَ الْحـَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللهِ؛[10]
حضرت عیسی7 به حواریون فرمود: چه کسانی مرا برای خدا یاری میکنند؟ آنان گفتند: ما یاری دهندگان الهی تو خواهیم بود.»
ذیل همین آیه مرحوم کلینی از امام صادق7 نقل می کند که فرمودند: «إِنَّ حَوَارِیَّ عِیسَى7 کَانُوا شِیعَتَهُ وَ إِنَّ شِیعَتَنَا حَوَارِیُّونَا وَ مَا کَانَ حَوَارِیُّ عِیسَى بِأَطْوَعَ لَهُ مِنْ حَوَارِینَا لَنَا وَ إِنَّمَا قَالَ عِیسَى7 لِلْحَوَارِیینَ ـ مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللهِ قالَ الْحـَوارِیونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللهِ فَلَا وَ اللهِ مَا نَصَـرُوهُ مِنَ الْیهُودِ وَ لَا قَاتَلُوهُمْ دُونَهُ وَ شِیعَتُنَا وَ اللهِ لَمْ یزَالُوا مُنْذُ قَبَضَ اللهُ عَزَّ ذِكْرُهُ رَسُولَهُ6 ینْصُرُونَّا»
بر اساس این روایت، شیعیان حقیقی ائمه: بسان حواریون ایشان هستند. شاهد ما قرار پایانی فرمایش امام7 است که فرمود: «به خدا قسم، از زمانی که رسول خدا6 رحلت فرموده، شیعیان ما به حقیقت، ما را یاری کردهاند.»
اصولاً یکی از اهداف بعثت انبیاء: آن بوده تا معلوم شود چه کسانی با ایمان به خدای متعال در مقام نصرت و یاری آنان بر میآیند و چه کسانی از یاری ایشان در امر تبلیغ و رسالتشان، سرباز میزنند. خداوند در این باره میفرماید:
«لِلْفُقَراءِ الْمـُهاجِرینَ الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ یبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَ رِضْواناً وَ ینْصُـرُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُون»[11]
بنا به نص این آیه، مهاجرین کسانی بودند که با وجود رنج فقر و نداری، از شهرهایشان اخراج شدند و جز فضل و رضوان الهی را نمیخواستند و با این حال چون خداوند و رسولش را یاری کردند، با صفت صادقین راستین ستوده شدند. آنان رسول بزرگوار اسلام را یاری کردند و آن گرامی نیز از یاری، دچار خفت و خواری نشد.
مرحوم مجلسی نصرت این افراد را در حق خدا و رسولش این گونه توصیف میکند: «وَ یَنْصُـرُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ بأنفسهم و اموالهم»[12] و این فرمایش به خوبی ما را به یاد آیهای میاندازد که جان رسول خدا را بر نفوس مومنان اولی و ارجح میداند که: «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم.»[13]
خداوند متعال درباره شأن و مقام کسانی که به رسول بزرگوار اسلام6، ایمان آوردند و حضرتش را بزرگ داشتند و یاریش نمودند، با صفت رستگاران یاد می فرماید که:
«قَالَّذینَ آمَنُوا بِهِ و عَزَّرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَالَّذی أنْزلَ مَعَهُ أولیْکَ هُمُ الْمـُفْلِحُونَ»[14]
بر اساس این آیه، شرط فلاح، نصرت و یاری رسول خداست. نصرتی که واقعی باشد فلاح و رستگاری، به دنبال دارد.
در تمام این آیات خداوند از نصرت و کمک واقعی مردم به رسول اکرم6 تجلیل فرموده است و بنابراین کسی نمیتواند این نصرت و کمک را به معنی دیگری حمل نماید.
[1]. سوره احقاف، آیه 28.
[2]. سوره شعرا، آیه 93.
[3]. سوره اعراف، آیه 197.
[4]. سوره یس، آیه 74. همچنین رجوع کنید به سوره آل عمران، آیه 160 و سوره ملک آیه 20.
[5]. بحار الانوار، ج 87، ص 167.
[6]. بحار الانوار، ج 91، ص 391.
[7]. سوره انفال، آیه 72.
[8]. سوره انفال، آیه 74.
[9]. سوره کهف، آیه 95.
[10]. سوره صف، آیه 14.
[11]. کافی، ج 8، ص 168.
[12]. بحار الانوار، ج66، ص 156.
[13]. سورهی احزاب، آیه 6.
[14]. سوره اعراف، آیه 157.