اسلام برای دستگیری از فقرا و محرومان جامعه، راههای زیادی قرار داده است. یكی از این راهها انفاق كردن به فقرا و مستمندان است[1]. در این زمینه، آیات و روایات زیادی وجود دارند كه مسلمانان را به انفاق تشویق و ترغیب میكنند.
اسلام برای انفاق، دایره وسیعی قرار داده است؛ برخی از انفاقات همچون خمس و زكات را واجب ساخته كه با نپرداختن آن، فرد متخلّف به شمار میآید و از نظر قانونی، قابل تعقیب است، و بخش دیگری از انفاقات را، كه دامنه گستردهای دارند، مستحب قرار داده و با ایجاد روحیه برادری و تشویق مسلمانان به رسیدگی به یگدیگر، آنان را به این گونه انفاقات واداشته است. انفاقات مستحبی از قبیل اطعامها، هدایا، اوقاف، صدقات مستحبی و نذورات در اسلام، مورد تأكید و سفارش فراوان قرار گرفتهاند.
در قرآن كریم و نیز روایات اهل بیت: به فضیلت «انفاق» اشاره شده است.
آنچه در انفاق كردن دارای اهمیت بسیار است یكی نحوه انفاق است، و دیگری مالی كه انفاق میشود.
در مورد نحوه وروش انفاق، مهم ترین مسئله حفظ كرامت فقرا و انفاق به نیازمندان، پیش از عرض حاجت آنان میباشد.
در مورد مالی كه انفاق میشود بنا به دستور قرآن كریم، باید محبوب ترین مال نزد انسان باشد: «لَن تَنَالُواْ الْبِـرَّ حَتَّی تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ.»[2]
1. انفاق با حفظ كرامت فقرا: یكی از چیزهایی كه در هنگام انفاق به فقرا و نیازمندان جامعه باید مورد توجه جدّی قرار گیرد مسئله حفظ كرامت آنان است. انفاق باید به گونهای باشد كه به كرامت فقرا لطمهای وارد نسازد. از این رو، باید نهایت كوشش را به خرج داد كه زمینه طوری فراهم شود كه شخص نیازمند نزد دیگران احساس شرمندگی ننماید.
محمّد بكری نقل میكند: وارد مدینه شدم تا پولی به دست آورم و قرضم را ادا كنم، اما به مقصود نرسیدم. با خود گفتم: بهتر است خدمت امام موسی كاظم7 بروم. آن حضرت در باغی، كه خارج از مدینه قرار داشت، رفته بود. نزد ایشان رفتم. حضرت علت آمدنم را جویا شد، داستان را به عرض رساندم. حضرت به درون باغ رفت و بلافاصله بیرون آمد. غلام خود را مرخّص كرد و سیصد دینار پول به من بخشید و خود نیز تشریف برد. من هم بر مركب خود سوار شدم و شاد و خندان مراجعت كردم.[3]
چنان كه ملاحظه میشود، امام برای حفظ كرامت محمّد بكری هنگام اعطای پول به وی، غلام خویش را مرخص كرد تا مبادا با اعطای پول در حضور غلام، شخصیت و كرامت وی جریحهدار شود.
2. انفاق پیش از عرض حاجت: مطلب دیگری كه رعایت آن در هنگام انفاق كردن به فقرا حایز اهمیت است اینكه پیش از آنكه فقیر و نیازمندی عرض حاجت نماید، نیازمندیهای وی تأمین گردد. این امر باعث میشود فقیر و نیازمند غرور و حیثیتش در اثر سؤال كردن جریحه دار نشود.
عبدالله بن زبیر، از عمربن دینار و عبدالله بن عبیدبن عمیر روایت میكند كه هرگاه امام باقر7 را ملاقات میكردیم، نفقه، صله و جامهای به ما میبخشید و میفرمود: پیش از آنكه با من ملاقات نمایید اینها را برایتان آماده كرده بودم.[4]
3. مقدّم داشتن دیگران بر خویشتن: با نزول آیات انفاق، مسلمانان به قدری تحت تأثیر قرار گرفتند كه برخی از آنان نفیس ترین و محبوب ترین اموال خود را در راه خدا به فقرا و مستمندان دادند.
مرحوم طبرسی در مجمع البیان نقل میكند:
«علی7 لباسی را خریداری كرده بود كه بسیار نفیس و ارزشمند بود، تا حدی كه او را به تعجب درآورده بود. ولی آن را در راه خدا انفاق كرد و فرمود: از رسول خدا6 شنیدم: هر كسی دیگران را بر خود مقدّم بدارد خداوند او را روز قیامت به سوی بهشت بر دیگران مقدم میدارد و هر كس چیزی را كه دوست دارد برای خدا قرار دهد، خداوند فرموده است: روز قیامت بین بندگان پیوسته به میزان كارهای پسندیده پاداش داده میشود، ولی من در آن روز، تو را با بهشت كفایت میكنم.[5]
4. ترویج خدمات پنهان اجتماعی: بدون تردید، انفاق، چه علنی باشد و چه مخفیانه، هر كدام اثر مفیدی دارد؛ زیرا هنگامی كه انسان به طور آشكار، مال خود را در راه خدا انفاق میكند، اگر انفاق واجب باشد مردم بدان تشویق میشوند، و اگر مستحب باشد یك نحوه تبلیغ عملی است و مردم را به كارهای خیر و حمایت از محرومان تشویق میكند.[6]
اما آنجا كه پای مصالح دیگری همچون تعظیم شعائر مذهبی و تشویق و ترغیب دیگران در میان نباشد، برای رعایت جنبههای اخلاقی، اجتماعی و شخصیتی كسی كه به او انفاق میشود و به خاطر حفظ آبروی وی و نیز خلوص بیشتر، باید انفاق به طور مخفیانه انجام گیرد.[7]
سیره عملی پیشوایان معصوم: نیز بر انفاق مخفیانه مهر تأیید میزند. در سیره عملی آنان نمونههای متعددی مییابیم. آنان گذشته از انفاقات مالی هرگونه خدمتی را كه ارائه میدادند، كوشش میكردند به صورت مخفیانه انجام گیرد، هرگاه گره از مشكل كسی باز میكردند و یا نیازمندیهای فقیر و مستمندی را تأمین مینمودند، این كار را به نحوی انجام میدادند كه خودشان شناخته نشوند. در واقع، آنان با این عملكردشان، در پی ترویج خدمات پنهان اجتماعی بودند.
در مورد امام كاظم7 آمده است: شبانه فقرای مدینه را مورد تفقّد قرار میداد؛ انبانی كه در آن پول، طلا، نقره، آرد و خرما بود به آنها میرساند. این در حالی بود كه آنان نمیدانستند از كجا میآید.[8]
ابوجعفر خثعمی میگوید: امام صادق7 كیسهای به من داد و فرمود: آن را به فلان مرد از بنی هاشم بده، اما به او نگو كه من آن را دادهام. كیسه را به آن مرد دادم. او گفت: «خدا دهنده آن را پاداش نیكو دهد كه گاه گاه چنین كیسهای برای ما میفرستد و ما با آن زندگی میكنیم. جعفر (امام صادق7) با اینكه مال فراوانی دارد. درهمی به من كمك نمیكند.[9]
در مورد حكمت انفاق پنهانی روایاتی از ائمّه معصومین: داریم؛ از جمله:
علی بن الحسین7 شبانه و مخفیانه صدقه میداد و میگفت:
«صدقه پنهانی غضب خداوند را خاموش میكند.»[10]
امام رضا7 به یكی از نیازمندان صدقه پنهانی داد، یكی از اصحاب آن حضرت (سلیمان جعفری) عرض كرد: فدایت شوم! ترحّم كردی و بخشش نمودی، چرا خود را پنهان داشتی؟
امام فرمود: از ترس اینكه مبادا از من خجالت بكشد. آیا نشنیدهای كه پیامبر6 فرمود: كسی كه صدقه را پنهانی بدهد، مثل این است كه هفتاد حج به جا آورد، و كسی كه گناه را آشكار كند خوار و ذلیل است، و كسی كه پنهان انجام دهد بخشوده است؟ آیا كلام پیشینیان را نشنیدهای كه گفتهاند: هرگاه برای حاجتی نزد او میرفتم در حالی بر میگشتم كه آبرویم محفوظ مانده بود؟[11]
[1]. انفاق از دیدگاه اسلام، سید جعفر میر عظیمی، ص 29.
[2]. بقره: 261
[3]. آل عمران: 92
[4]. الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 232.
[5]. مجمع البیان، فضل بن حسن طبرسی، ج 2، ص 437.
[6]. انفاق از دیدگاه اسلام، سیدجعفر میرعظیمی، ص 29.
[7]. همان.
[8]. الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 231.
[9]. مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 295.
[10]. كشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، ج 2، ص 289.
[11]. مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج 4، ص 390 / ص 328 / ص 330.