سپس حضرت فاطمه3 مطلع گشت که ابوبکر فدک را گرفته! آن مظلومه با گروهی از زنان نزد ابوبکر آمد و فرمود:
آیا میخواهی زمینی را که پدرم پیغمبر خدا به من عطا فرموده بگیری؟!
ابوبکر دوات خواست تا بنویسد که فدک مال فاطمه باشد.
عمر وارد شد و به او گفت: ای خلیفهی پیامبر خدا! مبادا سند فدک را برای زهرا بنویسی مگر اینکه برای ادعای خود شاهد بیاورد.
حضرت فاطمه3 فرمود: علی و امایمن برای مدعای من شهادت میدهند.
عمر گفت: شهادت زن عجمی که فصاحت ندارد قبول نیست. علی هم روی خمیر خود آتش میکشد!!.
حضرت فاطمه3 با حالتی خشمناک مراجعت کرد و بیمار گردید.