borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
تشییع جنازه مظلومانه

حضرت فاطمه3 پس از این جریان به حضرت علی رو کرد و گفت: مبادا احدی از این گروهی که در حق من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب کردند برای تشییع جنازه‌ام حاضر شوند!! زیرا ایشان دشمن من و دشمن رسول خدا6 می‌باشند. مبادا بگذاری احدی از انان و پیروانشان به جنازه‌ام نماز بخوانند!! مرا شبانه در آن هنگام که چشم‌ها همه به خواب رفته باشند، دفن کن. پس از این وصیت بود که فاطمه زهرا3 از دنیا رفت.

آنگاه اهل مدینه عموما صدا به ضجه و فریاد بلند کردند، زنان بنی‌هاشم در میان خانه‌ی حضرت فاطمه3 اجتماع نمودند و به نحوی صدا به صیحه و گریه بلند کردند که نزدیک بود مدینه طیبه به علت گریه‌ی آنان از جا کنده شود! مردم فریاد می‌زدند:

یا سیدتاه! یا بنت رسول‌الله! مردم همچنان پشت سر یکدیگر به حضور حضرت علی بن ابی‌طالب7 آمدند و آن بزرگوار نشسته بود و حسنین8 در حضور آن حضرت مشغول گریه بودند و مردم به واسطه‌ی گریه‌ی آنان اشک می‌ریختند!

ام‌کلثوم در حالی خارج شد که روبنده به صورت داشت و دامن لباسش به زمین کشیده می‌شد، فریاد می‌زد و می‌گفت:

ای پدر بزرگوارم، یا رسول‌الله! گویا که هم اکنون تو را به نحوی از دست دادیم که بعدا ملاقاتی در کار نخواهد بود! مردم مدینه اجتماع کردند و نشستند، در انتظار بودند که جنازه‌ی حضرت فاطمه3 خارج شود و بر آن نماز بخوانند.

ولی ابوذر بیرون آمد و به مردم گفت: برگردید، زیرا خارج کردن جنازه‌ی دختر پیامبر اسلام6 به تاخیر افتاد. مردم برخاستند و رفتند.

هنگامی که چشم مردم به خواب رفت و قسمتی از شب گذشته بود علی بن ابی‌طالب7 و حسنین8 با عمار، مقداد، عقیل، زبیر، ابوذر، سلمان، بریده و گروهی از بنی‌هاشم جنازه‌ی مبارک حضرت زهرا3 را خارج نمودند و بر بدن آن بانو نماز خوانده او را شبانه به خاک سپردند.

آنگاه حضرت علی7 در اطراف قبر فاطمه3 صورت هفت قبر تشکیل داد که قبر مطهر فاطمه تشخیص داده نشود. بعضی از خواص گفته‌اند که قبر حضرت زهرا3 را با زمین یکسان نمودند تا محل قبر مشخص نباشد.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: