borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
معنای «ولی» در لغت:

 

راغب اصفهانی می‌گوید:

دو چیز، هر گاه چسبیده و كنار هم قرار گیرند كه شیء سوم، میان آن دو فاصله‌ای پدید نیاورد كه پیوندشان را از هم بگسلاند، «ولی» معنا و مفهوم پیداكرده و این معنا در جای دیگر كه قرب مكانی و نسبت و راستی و همكاری و عقیده داشته باشد به صورت استعاره به كار می‌رود. ولایت (به فتح واو) به معنای نصرت، و ولایت (به كسر واو) به معنای سرپرستی به كار می‌رود... حقیقت معنای ولایت همان سرپرستی است.

ابن اثیر می‌نویسد:

ولایت اشاره و دلالت بر تدبیر و اعمال قدرت و انجام كاری دارد.

ابن منظور افریقی می‌نویسد:

سرپرست زن كسی است كه عقد نكاح به دست اوست و زن در این امر رها گذاشته نمی‌شود، كه دیگران با عقد نكاح در حق او استبداد نمایند.

صاحب مجمع البحرین می‌نویسد:

ولی، به معنای حاكم است و هركسی كه امر فردی دیگری را به عهده دارد او ولی آن كس است. ولی كسی است كه دیگری را یاری و همكاری می‌كند. ولی، به معنای كسی است كه تدبیر و اداره امور می‌كند؛ مثل این كه گفته می‌شود: فلانی ولی زن است زمانی كه قصد داشته باشد او را به عقد كسی دربیاورد، «ولی خون» به كسی می‌گویند كه حق مطالبه قصاص را دا شته باشد. حاكم، ولی امر رعیت است. از این معنا است كلام كمیت در حق علی7 كه گفت: بهترین ولی هستی بعد از ولی و بهترین داروی تقوی و نزدیك كننده هستی.

با این مقدمه‌ها نتیجه می‌گیریم که ولی در آیه «انَّما وَلیّکُمُ الله...» به معنای سلطنت و ولایت می‌باشد.

با توجه به معنای لغوی (ولی) درجواب اشكال می‌گویم:

آیات ما قبل و ما بعد، دلالت بر گفتار فخر رازی ندارد؛ زیرا اساس اشكال را این تشكیل می‌دهد كه لفظ ولی در لغت عرب معانی مختلفی دارد مانند دوست و كمك... همچنان‌كه بسیاری تصوّر كرده‌اند.

اما چنین نیست، بلكه برای ولی، همانند مولی یك معنی بیش نیست و سایر معانی موارد و متعلق‌های این لفظ بشمار میروند نه معانی آن؛ زیرا معنی ولی همان اولی است و اگر به دوست، ولی می‌گویند، برای این است كه دوست اَولی به این است كه حقوق دوست را رعایت كند، اگر به ناصر، ولی میگویند، به خاطر این است كه او اَولی به این است كه پیمان دفاعی خود را رعایت نماید، اگر به آزاد كننده (مُعتِق)، ولی میگویند به خاطر این است كه او اَولی به این است كه به بنده خود احسان و نیكی كند.

همچنین اگر مولی به معنای محب، دوست، ناصر و... بود، باید بتوان كلمه «محب» را به جای كلمه «ولی» نهاد. مثلاً بخوانیم:

إِنَّمَا [محبكم] اللهُ وَرَسُولُهُ...

یعنی، ناصر و یاور شما تنها خدا، رسول و الذین آمنوا است.

در این صورت نباید با آیات دیگر قرآن كریم تعارض پیدا كند؛ در حالی كه با دیگر آیات قرآن متعارض می‌شود. مثل آیه:

«وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آَمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَی ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا یسْتَكْبِـرُونَ؛[1]
مسلّماً یهودیان و كسانی را كه شرك ورزیده‌اند، دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهی یافت و قطعاً كسانی را كه گفتند: ما نصرانی هستیم، نزدیك‌ترین مردم در دوستی با مؤمنان خواهی یافت، زیرا برخی از آنان دانشمندان و رهبانانی‌اند كه تكبر نمی‌ورزند.»

این آیه در باره نجاشی نازل شده است، در این آیه، خداوند نصارا را دوست و محبّ مؤمنین معرفی می‌كند. اگر ولی به معنای دوست باشد، تعارض پیش می‌آید. آیه 55 مائده می‌گوید، دوست شما فقط خدا، رسول و «الذین آمنوا...» هستند. آیه 82 مائده می‌گوید: نصاری دوست شما است.

این تعارضی است آشكار، و كلام خداوند منزه است از این كه با هم دیگر تعارض داشته باشند.

رفع تعارض به این است كه آیه 55 مائده را به معنای «سرپرست و صاحب اختیار» بگیریم و آیه 82 سوره مائده را به معنای محب و دوست.

و نیز با مراجعه به تاریخچه این لغت و به كارگیری آن در عصر صحابه می‌بینیم كه صحابه، همواره از كلمه «ولی» سرپرستی و حكومت اراده كرده‌اند و در خطبه‌‌ها، خود را «ولی امر مسلمین» «ولی رسول خدا» و... معرفی كرده‌اند.

و وقتی جانشین برای خود انتخاب و یا شخصی را به حكومت یك منطقه‌ای نصب می‌كردند‌، به او عنوان «والی» داده و در حكم او از كلمه «ولی» استفاده می‌كردند كه ذیلاً به آن اشاره می‌كنیم:

 


[1]. سوره مائده، آیه 82.

 

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: