اگر ایمان به خلافت بلا فصل علی7 داشته باشیم، باید قبول كنیم كه مربوط به زمان بعد از پیامبر6 بوده؛ بنابراین علی7 در آن روز «ولی» نبود، تا مصداق آیه قرار گیرد.
به عبارت دیگر ولایت در آن روز برای او«بالقوه» بود نه «بالفعل»؛ در حالی كه ظاهر آیه ولایت «بالفعل» را میرساند.
فخر رازی در این باره مینویسد:
امام علی7 در حال امامت رسول خدا6 نافذ تصرف و دارای ولایت نبوده است؛ پس آیه دلالت میكند كه امام علی7 در آینده امام میشود. طبق این دلالت، امامت علی7 را بعد از ابو بكر، عمر و عثمان قرار میدهیم؛ زیرا قرآن بر زمان دقیق امامت امام در آینده دلالت ندارد.
در این كه امام علی7 در حال حیات رسول خدا6 اولی به تصرف بود تردیدی در بطلان آن نیست.
پاسخ این است که؛ اولاً:
آیه ولایت، دلالت بر ولایت و سرپرستی امام علی7 دارد و این ولایت فعلی است؛ اما ولایت او در طول ولایت رسول خدا6 است؛ از این رو در زمان حیات رسول خدا6 تصرفات حضرت علی7 در طول تصرفات رسول خدا6 است.
بنابراین محذوری در اجتماع دو ولایت نیست، و اگر محذوری باشد در اجتماع دو تصرف است، و محذور اجتماع دو متصرّف در صورتی است که هر یک از تصرفات با یکدیگر مخالف و در عرض یك دیگر بوده باشد؛ در حالی ولایت امام علی7 در طول ولایت رسول خدا6 بوده است.
ثانیاً: به مقتضای عمومیتی كه پیامبر اسلام6 در حدیث منزلت فرمودند، این روایت صراحت دارد كه در مدینه یا باید وجود مقدس پیامبر گرامی باشد و یا وجود حضرت امیر7 و این دلالت میكند كه ولایت علی در غیبت پیامبر اكرم6 عین ولایت آن حضرت است. همانند ولایت حضرت هارون7 در غیاب حضرت موسی7.
هر مقامی را كه هارون نسبت به موسی داشته، برای امیر المؤمنین7 نسبت به پیغمبر6 ثابت میكند؛ بدیهی است كه همان گونه كه مقام هارون7 و ولایت او در عصر موسی7 بالفعل بود و تصرفات او با اذن و در طول تصرفات حضرت موسی7 بوده، امیر المؤمنین7 نیز مطابق حدیث ثقلین بالفعل دارای ولایت بوده است. در اینجا مقام و منزلتهایی كه حضرت هارون7 داشته ذیلا بررسی میگردد:
آنچه از آیات قرآن كریم استفاده میشود، منزلتهای هارون7 نسبت به حضرت موسی7، به پنج امر خلاصه میشود