borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد چهارم»
صبر در کلام معصومین

حدیث (1)

رسول اكرم6:

اَلصَّبـرُ ثَلاثَةٌ: صَبـرٌ عِندَ المُصیبَةِ، وَصَبـرٌ عَلَی الطّاعَةِ وَصَبـرٌ عَنِ المَعصیةِ؛

صبر سه نوع است: صبر در هنگام مصیبت، صبر بر طاعت و صبر بر ترك گناه.[1]

حدیث (2)

امام علی7:

اَلصَّبـرُ اَن یحتَمِلَ الرَّجُلُ ما ینوبُهُ وَیكظِمَ ما یغضِبُهُ؛

صبر آن است كه انسان گرفتاری و مصیبتی را كه به او می‌رسد تحمل كند و خشم خود را فرو خورد.[2]

حدیث (3)

رسول اكرم6:

عَلامَةُ الصّابِرِ فی ثَلاثٍ: أوَّلُها أن لا یكسِلَ، وَالثّانیةُ أن لا یضجَرَ، وَالثّالِثَةُ أن لا یشكُوَ مِن رَبِّهِ تَعالی؛ لأِنَّهُ إذا كَسِلَ فَقَد ضَیعَ الحَقَّ، وَ إذا ضَجِرَ لَم یؤَدِّ الشُّكرَ، وَإذا شَكا مِن رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَد عَصاهُ؛

صبور سه نشانه دارد: اول آن كه سستی نمی‌كند، دوم آن كه افسرده و دلتنگ نمی‌شود و سوم آن كه از پروردگار خود شِكوه نمی‌كند؛ زیرا اگر سستی كند، حق را ضایع كرده، و اگر افسرده و دلتنگ باشد شكر نمی‌گذارد و اگر از پروردگارش شكوه كند او را معصیت كرده است.[3]

حدیث (4)

رسول اكرم6:

اَلصَّبـرُ أربَعُ شُعَبٍ: اَلشَّوقُ، وَالشَّفَقَةُ، وَ الزَّهادَةُ، وَ التَّـرَقُّبُ، فَمَنِ اشتاقَ إلَی الجَنَّةِ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَن أشفَقَ عَنِ النّارِ رَجَعَ عَنِ المُحَرَّماتِ، وَ مَن زَهِدَ فِی الدُّنیا تَهاوَنَ بِالمُصیباتِ، وَمَنِ ارتَقَبَ المَوتَ سارَعَ فِی الخَیـراتِ؛

صبر چهار شعبه دارد: شوق، ترس، زهد و انتظار، هر كس شوق بهشت داشته باشد، از هوا و هوس دست می‌كشد و هر كس از آتش بترسد، از حرام‌ها خود را نگه می‌دارد و هر كس به دنیا بی اعتنا باشد، گرفتاری‌ها را به چیزی نگیرد و هر كس منتظر مرگ باشد، در كارهای خیر بكوشد.[4]

حدیث (5)

رسول اكرم6:

ثَلاثٌ مَن كُنَّ فیهِ جَمَعَ الله لَهُ خَیـرَ الدُّنیا وَالخِرَةِ: اَلرِّضا بِالقَضاءِ وَالصَّبـرُ عِندَ البَلاءِ وَالدُّعاءُ عِندَ الشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ؛

كسی كه سه خصلت در او باشد خداوند خیر دنیا و آخرت را برای او فراهم می‌كند: خشنودی به مقدّرات، صبر در بلا و دعا در سختی و راحتی.[5]

حدیث (6)

امام كاظم7:

اِصبِـر عَلی طاعَةِ الله، وَاصبِـر عَن مَعاصِی الله؛ فَإنَّمَا الدُّنیا ساعَةٌ، فَما مَضی مِنها فَلَیسَ تَجِدُ لَهُ سُـرورا وَلا حُزنا، وَما لَم یأتِ مِنها فَلَیسَ تَعرِفُهُ، فَاصبِـر عَلی تِلكَ السّاعَةِ الَّتی أنتَ فیها فَكَأَنَّكَ قَدِ اغتَبَطتَ؛

بر طاعت خدا صبر كن و در ترك معاصی او شكیبا باش؛ زیرا دنیا لحظه ای بیش نیست. آنچه گذشته جای شادی و غم ندارد و از آنچه نیامده نیز خبری نداری. پس لحظه‌ای را كه در آن به سر می‌بری، صبور باش چنان كه گویی خوشبخت و خوشحالی.[6]

حدیث (7)

امام علی7:

فَصَبـرا عَلی دُنیا تَمُرُّ بِلوائِها كَلَیلَةٍ بِأَحلامِها تَنسَلِخُ؛

در برابر دنیایی كه گرفتاری آن، مانند خواب‌های پریشان شب می‌گذرد شكیبا باش.[7]

حدیث (8)

رسول اكرم6:

إنَّ المَعونَةَ تَتی مِنَ الله عَلی قَدرِ المَؤونَةِ وَإنَّ الصَّبـرَ یتی مِنَ الله عَلی قَدرِ المُصیبَةِ؛

به راستی كه كمك از جانب خداوند به اندازه هزینه می‌رسد و صبر از جانب خداوند به اندازه گرفتاری می‌آید.[8]

حدیث (9)

امام علی7:

إنّكَ إن صَبَـرتَ جَرَت عَلَیكَ المَقادیرُ وأنتَ مَأجُورٌ، وإن جَزِعتَ جَرَت عَلَیكَ المَقادیرُ وأنتَ مَأزورٌ؛

اگر صبر كنی مقدرات الهی بر تو جاری می‌شود و اجر خواهی بُرد و اگر بیتابی كنی باز هم مقدرات خداوند بر تو جاری می‌شود و گناهكار خواهی بود.[9]

حدیث (10)

امام علی7:

اَلصَّبـرُ فِی الامورِ بِمَنزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ، فَاِذا فارَقَ الرَّأسُ الجَسَدَ فَسَدَ الجَسَدُ وَ اِذا فارَقَ الصَّبـرُ الامورَ فَسَدَتِ الامورُ؛

نقش صبر در كارها همانند نقش سر در بدن است؛ همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود، بدن از بین می‌رود، صبر نیز هرگاه همراه كارها نباشد، كارها تباه می‌گردند.[10] 

حدیث (11)

امام علی7:

اَلحِلمُ حِجابٌ مِنَ الافاتِ؛

بردباری، مانعی در برابر آفت‌هاست.[11]

حدیث (12)

امام باقر7:

فی قَولِهِ «قُولُوا لِلنّاسِ حُسنا» قال: قُولوا لِلنّاسِ أحسَنَ مَا تُحبّونَ أن یقالَ لَكُم، فَاِنَّ الله عزَّوَجلَّ یبغِضُ اللَّعّانَ السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلی المُؤمِنین، اَلفاحِشَ المُتَفَّحِشَ السّائَلَ المُلحِفَ، وَ یحِبُّ الحَیی الحَلیمَ اَ لعفیفَ المُتعَفِّـفَ؛

درباره این گفته خداوند كه «با مردم به زبان خوش سخن بگویید» فرمود: بهترین سخنی كه دوست دارید مردم به شما بگویند، به آنها بگویید، چرا كه خداوند، لعنت كننده، دشنام دهند، زخم زبان زن بر مؤمنان، زشت گفتار، بدزبان و گدای سمج را دشمن می‌دارد و با حیا و بردبار و عفیفِ پارسا را دوست دارد.[12]

حدیث (13)

رسول اكرم6:

لأَمیـرِ المُؤمِنین7 أَلا اُخبِـرُكُم، بِأَشبَهِكُم بی خُلقا؟ قالَ: بَلی یا رَسولَ الله قالَ: أَحسَنُكُم خُلقا، وَأَعظَمُكُم حِلما، وَأَبَرُّكُم بِقَرابَتِهِ وَأشَدُّكُم مِن نَفسِهِ إِنصافا؛

به امیرالمؤمنین7 فرمودند: آیا تو را خبر ندهم كه اخلاق كدام یك از شما به من شبیه تر است؟ عرض كردند: آری، ای رسول خدا. فرمودند: آن كس كه از همه شماخوش اخلاق تر و بردبارتر و به خویشاوندانش نیكوكارتر و با انصاف تر باشد.[13]

حدیث (14)

امام علی7:

إِنَّ العَبدَ لَیحرُمُ نَفسَهُ الرِّزقَ الحَلالَ بِتَـركِ الصَّبـرِ، وَلا یزادُ عَلی ما قُدِّرَ لَهُ؛

بنده به سبب بی صبری، خودش را از روزی حلال محروم می‌كند و بیشتر از روزی مقدّر هم نصیبش نمی‌شود.[14]

حدیث (15)

امام علی7:

اَلحِلمُ یطفی نارَ الغَضَبِ وَالحِدَّةُ تُؤَجِّجُ إِحراقَهُ؛

بردباری آتش خشم را فرو می‌نشاند و تندی آن را شعله ورتر می‌كند.[15]

حدیث (16)

امام علی7:

مَن غاظَكَ بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَیكَ، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ؛

هر كس با زشتی سبكسری تو را خشمگین كرد تو با زیبایی بردباری او را به خشم آور.[16]

حدیث (17)

امام صادق7:

ثَلاثَةٌ لاتُعرَفُ إِلاّ فی ثَلاثِ مَواطِنَ: لایُعرَفُ الحَلیمُ إِلاّ عِندَ الغَضَبِ وَلاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِندَ الحَربِ وَلا أَخٌ إِلاّ عِندَ الحاجَةِ؛

سه كس‌اند كه جز در سه جا شناخته نمی‌شوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نیازمندی.[17]

حدیث (18)

امام علی7:

أَشـرَفُ الخَلائِقِ التَّواضُعُ وَالحِلمُ وَلینُ الجانِبِ؛

شریف ترین اخلاق، تواضع، بردباری و نرم خویی است.[18]

حدیث (19)

امام صادق7:

اَلحِلمُ سِـراجُ الله... وَالحِلمُ یدورُ عَلی خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن یكونَ عَزیزا فَیذِلَّ أَو یكونَ صادِقا فَیتَّهَمَ أَو یدعُوَ إِلَی الحَقِّ فَیستَخَفَّ بِهِ أَو أَن یؤذی بِلا جُرمٍ أَو أَن یطالِبَ بِالحَقِّ وَیخالِفوهُ فیهِ، فَإِن آتَیتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد آصَبتُ...؛

بردباری چراغ خداست... پنج چیز است كه بردباری می‌طلبد: شخص عزیز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت كند و سبكش بشمارند، بی گناه باشد و اذیت شود، حق طلبی كند و با او مخالفت كنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار كنی، بردبار هستی... .[19]

حدیث (20)

امام علی7:

اَلحِلمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَالعَقلُ حِسامٌ قاطِعٌ، فَاستُـر خَلَلَ خَلقِكَ بِحِلمِكَ وَقاتِل هَواكَ بِعَقلِكَ؛

بردباری پرده ای پوشاننده و عقل شمشیری برنده است، پس عیب‌های اخلاقی خود را با بردباری بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخیز.[20]

حدیث (21)

امام علی7:

إن لَم تَكُن حَلیما فَتَحَلَّم فَإِنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ إِلاّ أَوشَكَ أَن یكونَ مِنهُم؛

اگر بردبار نیستی خود را بردبار جلوه ده، زیرا كمتر كسی است كه خود را شبیه گروهی كند و بزودی یكی از آنان نشود.[21]

حدیث (22)

رسول اكرم6:

كادَ الحَلیمُ أَن یكونَ نَبیّا؛

آدم بردبار به پیامبری نزدیك است.[22]

حدیث (23)

رسول اكرم6:

لَیسَ بِحَلیمٍ مَن لَم یعاشِـر بِالمَعرُوفَ مَن لابُدَّ لَهُ مِن مُعاشَـرَتِهِ حَتّی یجعَلَ الله مِن ذلِكَ مَخرَجا؛

بردبار نیست آن كه با كسی كه چاره ای جز معاشرت با او ندارد به نیكی معاشرت نكند تا این كه خداوند برای او راه نجاتی از معاشرت با وی فراهم آورد.[23]

حدیث (24)

امام علی7:

لَیسَ الحَلیمُ مَن عَجَزَ فَهُجِمَ وَإِذا قَدَرَ انتَقَمَ، إِنَّمَا الحَلیمُ مَن إِذا قَدَرَ عَفا وَكانَ الحِلمُ غالِبا عَلی كُلِّ أَمرِهِ؛

كسی كه چون ناتوان شود هجوم برد و چون قدرت یابد انتقام گیرد بردبار نیست، بلكه بردبار كسی است كه قدرت داشته باشد اما گذشت كند و بردباری بر تمامی امور او غالب باشد.[24]

حدیث (25)

امام علی7:

مَن حَلَمَ عَن عَدُوِّهِ ظَفِرَ بِهِ؛

هر كس در مقابل دشمن بردبار باشد بر او پیروز می‌شود.[25]

حدیث (26)

رسول اكرم6:

فَأَمَّا الحِلمُ فَمِنهُ رُكوبُ الجَمیلِ، وَ صُحبَةُ البـرارِ وَ رَفعٌ مِنَ الضَّعَةِ وَ رَفعٌ مِن الخَساسَةِ وَ تَشَهِّی الخَیـرِوَتَقَرُّبُ صاحِبِهِ مِن مَعالِی الدَّرَجاتِ وَ العَفوُ وَ المَهَلُ وَ المَعروفُ وَ الصَّمتُ فَهذا ما یتَشَعَّبُ لِلعاقِلِ بِحِلمِهِ؛

حاصل بردباری: آراسته شدن به خوبی‌ها، هم نشینی با نیكان، ارجمند شدن، عزیز گشتن، رغبت به نیكی، نزدیك شدن بردبار به درجات عالی، گذشت، آرامش و تأنی، احسان و خاموشی. اینها ثمره بردباری عاقل است.[26]

حدیث (27)

امام رضا7:

لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّی تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِی الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِی المَعیشَةِ، وَالصَّبـرُ عَلَی الرَّزایا؛

هیچ بنده‌ای حقیقت ایمانش را کامل نمی‌کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‌شناسی، تدبر نیکو در زندگی، و شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها.[27]

حدیث (28)

امام علی7:

إِنَّ المُؤمِنَ... إذا أَصابَتهُ شِدَّةٌ صَبَـرَ... وَالمُنافِقُ إِذا أصابَتهُ شِدَّةٌ ضَغا؛

مؤمن در گرفتاری صبور است، و منافق در گرفتاری بی‌تاب.[28]

حدیث (29)

امام علی7:

خَیـرُ النّاسِ مَن اِن اُغضِبَ حَلُمَ وَ اِن ظُلِمَ غَفَرَ وَ اِن اُسی‌ءَ اِلَیهِ اَحسَنَ؛

بهترین مردم كسی است كه اگر او را به خشم آورند، بردباری نماید و چنانچه به او ظلم شود، ببخشاید و چون به او بدی شود، خوبی كند.[29]

حدیث (30)

امام صادق7:

اَلحِلمُ سِـراجُ الله‌... وَالحِلمُ یدورُ عَلی خَمسَةِ أَوجُهٍ: أَن یكونَ عَزیزا فَیذِلَّ أَو یكونَ صادِقا فَیتَّهَمَ أَو یدعُوَ إِلَی الحَقِّ فَیستَخَفَّ بِهِ أَو أَن یؤذی بِلا جُرمٍ أَو أَن یطالِبَ بِالحَقِّ وَیخالِفوهُ فیهِ، فَإِن آتَیتَ كُلاًّ مِنها حَقَّهُ فَقَد اَصَبتَ...؛

بردباری چراغ خداست... پنج چیز است كه بردباری می‌طلبد: شخص عزیز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت كند و سبكش بشمارند، بی‌گناه باشد و اذیت شود، حق‌طلبی كند و با او مخالفت كنند. اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار كنی، بردبار هستی... .[30]

حدیث (31)

امام علی7:

اِحتَمِل ما یمُرُّ عَلَیكَ فَاِنَّ الاحتِمالَ سِتـرُ العُیوبِ وَ اِنَّ العاقِلَ نِصفُهُ اِحتِمالٌ وَ نِصفُهُ تَغافُلٌ؛

در برابر آنچه بر تو می‌گذرد، بردبار باش، زیرا بردباری، عیب‌ها را می‌پوشاند. به راستی كه نیمی از عقل، بردباری و نیمه دیگرش خود را به غفلت زدن است.[31]

حدیث (32)

پیامبر اکرم6:

اَطعِمُوا المَرأَةَ فی شَهرِها الَّذی تَلِدُ فیهِ التَّمرَ فَاِنَّ وَلَدَها یكونُ حَلیما نَقیا؛

به زن، در ماهی كه زایمان كرده، خرما بدهید، چرا كه فرزند او بردبار و پاك می‌شود.[32]

حدیث (33)

پیامبر اکرم6:

ثَلاثٌ مَن لَم تَكُن فیهِ فَلَیسَ مِنّی وَ لا مِنَ الله‌ عَزَّوَجَلَّ. قیلَ: یا رَسولَ الله‌، وَ ما هُنَّ؟ قالَ: حِلمٌ یرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ وَ حُسنُ خُلقٍ یعیشُ بِهِ فِی النّاسِ وَ وَرَعٌ یحجُزُهُ عَن مَعاصِی الله‌ عَزَّوَجَلَّ؛

سه چیز است كه هر كس نداشته باشد نه از من است و نه از خدای عزّوجلّ. عرض شد: ای رسول خدا! آنها كدامند؟ فرمودند: بردباری كه به وسیله آن جهالت نادان را دفع كند، اخلاق خوش كه با آن در میان مردم زندگی كند و پارسایی كه او را از نافرمانی خدا باز دارد.[33]

حدیث (34)

امام صادق7:

كَمالُ الادَبِ وَالمُروءَةِ سَبعُ خِصالٍ: اَلعَقلُ وَ الحِلمُ، وَالصَّبـرُ، وَالرِّفقُ، وَالصَّمتُ، وَحُسنُ الخُلقِ وَ المُداراةُ؛

كمال ادب و مروت در هفت چیز است: عقل، بردباری، صبر، ملایمت، سكوت، خوش‌اخلاقی و مدارا.[34]

حدیث (35)

امام علی7:

اِنَّكَ مُقَوَّمٌ بِاَدَبِكَ فَزَیِّنهُ بِالحِلمِ؛

تو با ادبت ارزش‌گذاری می‌شوی، پس آن را با بردباری زینت بخش.[35]

حدیث (36)

پیامبر اکرم6:

اَلعَدلُ حَسَنٌ وَلكِن فِی المَراءِ اَحسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِن فِی الاغنیاءِ اَحسَنُ، اَلوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِن فِی العُلَماءِ اَحسَنُ، اَلصَّبـرُ حَسَنٌ وَلكِن فِی الفُقَراءِ اَحسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِن فِی الشَّبابِ اَحسَنُ، اَلحَیاءُ حَسَنٌ وَلكِن فِی النِّساءِ اَحسَنُ؛

عدالت نیكو است اما از دولتمردان نیكوتر، سخاوت نیكو است اما از ثروتمندان نیكوتر؛ تقوا نیكو است اما از علما نیكوتر؛ صبر نیكو است اما از فقرا نیكوتر، توبه نیكو است اما از جوانان نیكوتر و حیا نیكو است اما از زنان نیكوتر.[36]

حدیث (37)

امام صادق7:

ایاكَ وَ خَصلَتَینِ: اَلضَّجَرَ وَ الكَسَلَ، فَاِنَّكَ اِن ضَجِرتَ لَم تَصبِـر عَلی حَقٍّ وَ اِن كَسِلتَ لَم تُؤَدِّ حَقّا؛

از دو خصلت بپرهیز: بی‌حوصلگی و تنبلی، زیرا اگر كم‌حوصله باشی بر حق شكیبایی نكنی و اگر سست و تنبل باشی حقّی را ادا نكنی.[37]

حدیث (38)

پیامبر اکرم6:

ألا اُخبِـرُكُم بِاَشبَهِكُم بی؟ قَالوا: بَلی یا رَسولَ الله‌. قالَ: اَحسَنُكُم خُلقا وَ اَلینُكُم كَنَفا وَ اَبَرُّكُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّكُم حُبّا لاِِخوانِهِ فی دینِهِ وَ اَصبَـرُكُم عَلَی الحَقِّ وَ اَكظَمُكُم لِلغَیظِ وَ اَحسَنُكُم عَفوا وَ اَشَدُّكُم مِن نَفسِهِ اِنصافا فِی الرِّضا وَ الغَضَبِ؛

آیا شما را از شبیه ترینتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آری ای رسول خدا! فرمودند: هر كس خوش اخلاق‌تر، نرم‌خوتر، به خویشانش نیكوكارتر، نسبت به برادران دینی‌اش دوست‌دارتر، بر حق شكیباتر، خشم را فروخورنده‌تر و با گذشت‌تر و در خرسندی و خشم با انصاف‌‌تر باشد.[38]

حدیث (39)

پیامبر اکرم6:

خَمسٌ مِن سُنَنِ المُرسَلینَ: الحَیاءُ وَ الحِلمُ وَ الحِجامَةُ وَ السِّواكُ وَ التَّعَطُّرُ؛

پنج چیز از سنت پیغمبران است: حیا، بردباری، حجامت كردن، و مسواك و عطر زدن.[39]

حدیث (40)

ابن شهر آشوب:

كانَ النَّبی اکرم6 قَبلَ المَبعَثِ مَوصوفا بِعِشـرینَ خَصلَةً مِن خِصالِ الاَنبیاءِ لَوِ انفَرَدَ واحِدٌ بِاَحَدِها لَدَلَّ عَلی جَلالِهِ فَكَیفَ مَنِ اجتَمَعَت فیهِ؟! كانَ نَبیا اَمینا، صادِقا، حاذِقا، اَصیلاً، نَبیلاً، مَكینا، فَصیحا، عاقِلاً، فاضِلاً، عابِدا، زاهِدا، سَخیا، كمیا، قانِعا، مُتَواضِعا، حَلیما، رَحیما، غَیورا، صَبورا، مُوافِقا، مُرافِقا، لَمیخالِط مُنَجِّما وَ لا كاهِنا و لا عَیافا؛

رسول اكرم اکرم6 پیش از مبعوث شدن، بیست خصلت از خصلت‌های پیامبران را دارا بودند، كه اگر كسی یكی از آنها را داشته باشد، دلیل عظمت اوست؛ چه رسد به كسی كه همه آنها را دارا باشد، آن حضرت پیامبری امین، راستگو، ماهر، اصیل، شریف، استوار، سخنور، عاقل، با فضیلت، عابد، زاهد، سخاوتمند، دلیر و با شهامت، قانع، متواضع، بردبار، مهربان، غیرتمند، صبور، سازگار، و نرم‌خو بودند و با هیچ منجّم (قائل به تأثیر ستارگان)، غیب‌گو و پیش‌گویی هم‌نشین نبودند.[40]

حدیث (41)

امام حسن عسکری7 :

الجَهلُ خَصمٌ، وَالحِلمُ حُكمٌ.

نادانی دشمن است و بردباری حكمرانی است.[41]

حدیث (42)

امام حسن7:

اَلخَیـرُ الَّذِی لا شَـرَّ فِیهِ، اَلشُّکرُ مَعَ النِّعمَة وَ الصَّبـرُ عَلَی النّازِلَة؛

خیری که هیچ شری در آن نیست، شکر بر نعمت و صبر بر مصیبت ناگوار است.[42]

حدیث (43)

امام علی7:

لا یَعدَمُ الصَبورُ الظَّفَرَ و اِن طالَ بِهِ الزَّمان؛

شخص صبور پیروزی را از دست نمی‌دهد و عاقبت به پیروزی می‌رسد اگر چه زمانی طولانی بر او بگذرد.[43]

حدیث (44)

امام علی7:

مَن لَم یُنجهِ الصَّبـرُ أهلَکَهُ الجَزَعُ؛

کسی که صبر وی را نجات نبخشد، جزع و بی تابی وی را از پای در می‌آورد.[44]

حدیث (45)

امام علی7:

ألحِلمُ وَ ألاناةَ تَوأمانِ تُنتِجُهَما عُلو الهِمَّةِ.

بردباری و وقار دو همزادند که از بلندی همّت زاده می‌شوند.[45]

حدیث (46)

امام محمد باقر7 :

ما شیبَ شیءٌ بشیءٍ اَحسن مِن حِلمٍ بعلمٍ؛

چیزی با چیزی نیامیخته است که بهتر از حلم با علم باشد.[46]

حدیث (47)

امام صادق7 :

فی قول الله عزوجل: «واستعینوا بالصبـر و الصلوة» قال: الصبـر الصوم؛

خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگیرید، صبر، روزه است.[47]

حدیث (48)

امام علی7

مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی قَالَ أَخْبَـرَنِی یحْیی بْنُ سُلَیمٍ الطَّائِفِی قَالَ أَخْبَـرَنِی عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ الْیمَانِی یرْفَعُ الْحـَدِیثَ إِلَی عَلِی7 «قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ6 الصَّبْـرُ ثَلَاثَةٌ صَبْـرٌ عِنْدَ الْمـُصِیبَةِ وَ صَبْـرٌ عَلَی الطَّاعَةِ وَ صَبْـرٌ عَنِ الْمـَعْصِیةِ فَمَنْ صَبَـرَ عَلَی الْمـُصِیبَةِ حَتَّی یرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اللهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَینَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ كَمَا بَینَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ مَنْ صَبَـرَ عَلَی الطَّاعَةِ كَتَبَ اللهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَینَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ كَمَا بَینَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَی الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَـرَ عَنِ الْمـَعْصِیةِ كَتَبَ اللهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَینَ الدَّرَجَةِ إِلَی الدَّرَجَةِ كَمَا بَینَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَی مُنْتَهَی الْعَرْش‌؛[48]

محدث عظیم الشأن محمد بن یعقوب کلینی در کافی شریف از امیر المؤمنین علی بن ابیطالب7 نقل می‌کند که فرمود: رسول خدا6 فرمود: صبر و تحمل بر سه قسم است: صبر در زمان مصیبت و صبر بر طاعت انجام اوامر الهی و صبر از معصیت و گناه پس کسی که بر مصیبت صبر کند و جزع و فزع نکند تا آنکه به زیبایی آن را پشت سر بگذارد خداوند برای او سیصد درجه مقرر فرماید و عطایش کند که فاصله بین هر درجه تا درجه بعدی به اندازه فاصله بین زمین و آسمان است و کسی که بر اطاعت خدای متعال و انجام هر درجه تا درجه بعدی به اندازه فاصله عمق زمین تا عرش است و کسی که از معاصی الهی صبر کند و با مجاهده با نفس مرتکب گناه نشود خدا برای او نهصد درجه و مقام عالی بنویسد که فاصله هر درجه تا درجه بعدی به اندازه فاصله مابین عمق زمین تا بلندترین نقطه عرش خداست».

ای عزیز در این حدیث شریف قدری تفکر کن و بنگر که صبر در نزد خدای متعال چه ارزشی دارد و ملاحظه کن که برترین صبر، صبر در مقابل معاصی الهی است تا شاید برایت تنبّهی حاصل گردد و از معاصی رب جلیل دست برداری و مثل نویسنده خود را در محضر خدا و اولیای او روسیاه و بی ارج و ارزش نسازی و بباید دانست که هیچ عملی نزد خدای متعال برتر از ترک معصیّت او نیست.


[1]. كافى، ج 2، ص 91، ح 15.

[2]. غررالحكم، ج 2، ص 69، ح 1874.

[3]. علل الشرایع، ج 2، ص 498، ح 1.

[4]. كنز العمال، ج 1، ص 285، ح 1388.

[5]. بحارالأنوار، ج 68، ص 156، ح 71.

[6]. بحارالأنوار، ج 75، ص 311، ح 1.

[7]. بحارالأنوار، ج 40، ص 348، ح 29.

[8]. كنزالعمال، ج 6، ص 347، ح 15993.

[9]. جامع الأخبار، ص 316، ح 882.

[10]. كافى، ج 2، ص 90، ح 9.

[11]. غررالحكم، ح 720.

[12]. امالى صدوق، ص 326.

[13]. مكارم الاخلاق، ص 442.

[14]. شرح نهج البلاغه، ج3، ص160.

[15]. غررالحكم، ج 2، ص 123، ح 20632.

[16]. غررالحكم، ج 5، ص 333، ح 8620.

[17]. بحارالأنوار، ج 78، ص 229، ح 9.

[18]. غررالحكم، ج 2، ص 442، ح 3223.

[19]. بحارالأنوار، ج 71، ص 422، ح 61.

[20]. نهج البلاغه، حكمت 424.

[21]. نهج البلاغه، حكمت 207.

[22]. بحارالأنوار، ج 43، ص 70، ح 61.

[23]. كنزالعمال، ج 3، ص 130، ح 5815.

[24]. غررالحكم، ج 5، ص 91، ح 7529.

[25]. كنزالفوائد، ص 147.

[26]. تحف العقول، ص 16.

[27]. بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح 1.

[28]. تحف العقول، ص212.

[29]. غررالحكم، ج 3، ص 430، ح 5000.

[30]. بحارالأنوار، ج 71، ص 422، ح 61.

[31]. غررالحكم، ح 2378.

[32]. مكارم الأخلاق، ص 169.

[33]. خصال، ص 145، ح 172.

[34]. بحار الأنوار، ج 84، ص 325، ح 14.

[35]. مشكاهٔ الأنوار، ص 239، ح 689.

[36]. نهج الفصاحه، ح 2006.

[37]. امالى صدوق، ص 636.

[38]. كافى، ج 2، ص 240، ح 35.

[39]. نهج الفصاحه، ح 1463.

[40]. المناقب لابن شهر آشوب، ج 1، ص 123

[41]. خرد گرایى، ص 268، ح 833.

[42]. تحف العقول، ص 237.

[43]. جهاد النفس، ح 251.

[44]. جهادالنفس، ح 252.

[45]. بحارالانوار، مجلسی، ج 68، ص42.

[46]. بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، ج 75، ص 172

[47]. وسائل الشیعه، ج 7 ص 298، ح 3

[48]. کافی، ج 2، ص 92.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: