قرآن برای تدریس و تعلیم خصلت صبر و استقامت در برابر حوادث تلخ ودشوار، گاهی از سرگذشتهای پیامبران پیشین استفاده نموده، و بخشی از زندگی سازنده آنها را به عنوان نماد عینی و الگوی حقیقی نشان داده، تا ما نیز زندگی خود را با آنها هماهنگ نموده و از آن درس صبر و استقامت بیاموزیم، یكی از آنها حضرت ایوب7 است. حضرت ایوب7 بر اثر كشاورزی و دام داری، در آغاز ثروت كلانی به دست آورد و زندگیش سرشار از نعمتهای الهی از هر جهتشد، او همواره شكر خدا میكرد، تا این كه ابلیس به او حسد برد، به خدا عرض كرد: «اگر ایوب این همه شكر نعمت میكند، به خاطر نعمتهایی است كه بر او ارزانی داشتهای، مرا بر او مسلط كن، تا معلوم شود كه مطلب همین است كه گفتم.» خداوند برای این كه این ماجرا سندی برای رهروان حق گردد، به ابلیس این اجازه را داد.
كوتاه سخن آن كه ابلیس پس از این تسلط، تمام دامها، باغها، زراعتها، فرزندان، و خانههای ایوب7 را نابود كرد، ایوب7 در همه حالات با استقامت محكم در برابر حوادث بسیار سنگین و پررنج، استقامت نمود، و هم چنان به شكر الهی ادامه داد، بلكه در برابر آن حوادث دشوار، بر درجات مقام شكر او میافزود.[1]
ایوب7 در این حال شدید، سر بر سجده مینهاد و با خدا چنین راز و نیاز میكرد: «ای خدای آفریننده شب و روز، برهنه به دنیا آمدم، و برهنه به سوی تو میآیم، پروردگارا تو به من نعمت دادی، و تو از من باز پس گرفتی، بنابراین هرچه تو بخواهی خشنودم.»
پس از آن همه گرفتاریها، این بار حضرت ایوب7 به درد شدید پا مبتلا شد، ساق پایش زخم گردید، به طوری كه قدرت حركت نداشت، هفت یا هفده سال با این وضع گذراند، ولی هم چنان مثل كوهی استوار، به شكرگزاری ادامه داد، او نه در نهان و نه آشكار، و نه در دل و نه در زبان و عمل، هرگز اظهار كوچكترین نارضایتی نكرد، آری این است نتیجه درخشان صبر و استقامت كه پایه شكر و وصول به مقام رضا است، زبان حال او در پیشگاه خداوند این بود:
تو را خواهم نخواهم نعمتت گر امتحان خواهی
در رحمــت به رویـــم بنـــد و درهــای بـلا بگشا
او چند همسر داشت، همه آنها یكی پس از دیگری بر اثر بیصبری، او را تنها گذاشته و رفتند، تنها یكی از همسرانش به نام رحمه ماند، ولی كاسه صبر او نیز پس از مدتی لبریز شد، ایوب را تنها گذاشت و رفت، ایوب7 تنها در بیابان با آن همه بلا و درد، همچنان صبر و استقامت و شكر نمود، در كنار خود هیچ گونه غذا و آب ندید، گرسنه و تشنه در چنین حالی به سجده افتاد، و با كمال ادب به خدا چنین عرض كرد:
«رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّـرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ؛
پروردگارا! بدحالی و مشكلات به من رو آورده، و تو مهربانترین مهربانان هستی.»
در این هنگام دعای ایوب7 به استجابت رسید، بلاها رفع شد و نعمتهای فراوان جای گزین بلاها گردید، و بر اثر استقامت و شكر، آب از دست رفته به جوی خود بازگشت، و بر اثر صبر، چهره درخشان ظفر نمایان گردید.[2] قرآن پس از ذكر ماجرای صبر و شكر ایوب7 اعلام میدارد كه زندگی این شخصیت، الگو و مایه تذكر و عبرت برای جهانیان است «ذِكریٰ لِلْعٰالمَین»، آری خداوند این مدال پرافتخار را در كل جهان به ایوب7 عطا کرد و فرمود:
«إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ؛
ما ایوب را صابر و استوار یافتیم، چه بنده خوبی كه بسیار بازگشت كننده به سوی خدا بود.»[3]
[1]. تفسیر نور الثقلین، ج 3، ص 447.
[2]. بحار الانوار، مجلسی، ج 12، ص 368 و 369، ذیل مضمون آیه 82 سوره انبیاء.
[3]. سوره ص، آیه 44.